2 Kings 9:17 — Compare Translations
5 translations compared side by side
Persian Bible (FACB) 2005 - Persian Contemporary Bible
ديدهبانی كه بر برج شهر يزرعيل بود، وقتی ديد ييهو و همراهانش میآيند با صدای بلند خبر داده، گفت: «چند سوار به اينطرف میآيند.» يورام پادشاه گفت: «سواری بفرست تا بپرسد خبر خوشی دارند يا نه.»
Persian Bible (NMV) 2014 - New Millennium Version
چون دیدبانِ برج یِزرِعیل، جماعت یِیهو را دید که به آن سو میآیند، بانگ برآورد: «جماعتی میبینم.» یورام گفت: «سواری به استقبال ایشان گسیل دارید تا بپرسد که آیا خیر است؟»
Persian Bible == POV (Persian Old Version) 1895
پس دیده یانی بر برج یزرعیل ایستاده بود، و جمعیت، ییهو را وقتی که میآمد، دید و گفت: «جمعیتی میبینم.» و یهورام گفت: «سواری گرفته، به استقبال ایشان بفرست تا بپرسد که آیاسلامتی است؟»
Persian Dari Bible - Afgan Dialect - Version Good News for a New Age (GNN) == 2007
یکی از پهره دارانی که بالای برج یِزرعیل ایستاده بود، ییهُو و همراهانش را دید که به شهر نزدیک می شوند. او گفت: «یک تعداد مردم را می بینم که به این طرف می آیند.» یُورام جواب داد: «سواری را بفرست و معلوم کن که آن ها دوست هستند یا دشمن.»
Persian TPV (مژده برای عصر جدید)
دیدبانی که بر بُرجی دیدهبانی در یزرعیل ایستاده بود، ییهو و مردانش را دید که نزدیک میشوند. پس با صدای بلند گفت: «من سوارانی را میبینم که میآیند.» یورام پاسخ داد: «سواری را بفرست تا بپرسد که دوست هستند یا دشمن.»