Judges 17:2 — Compare Translations

5 translations compared side by side

Persian Bible (FACB) 2005 - Persian Contemporary Bible
روزی او به مادرش گفت: «آن هزار و صد مثقال نقره‌ای را كه فكر می‌كردی از تو دزديده‌اند و من شنيدم كه دزدش را نفرين می‌كردی، نزد من است، من آن را برداشته‌ام.» مادرش گفت: «چون تو اعتراف كردی، خداوند تو را بركت خواهد داد.»
Persian Bible (NMV) 2014 - New Millennium Version
میکاه به مادر خود گفت: «آن هزار و صد پاره نقره که از تو گرفته شد و درباره‌اش نفرین کردی و در گوش من نیز سخن گفتی، اینک آن نقره‌ها نزد من است؛ آنها را من برداشته بودم. پس اکنون نقره‌ها را به تو بازپس می‌دهم.» مادرش گفت: «خداوند پسرم را برکت دهد.»
Persian Bible == POV (Persian Old Version) 1895
و به مادر خود گفت: «آن هزار و یکصد مثقال نقره‌ای که از تو گرفته شد، و درباره آن لعنت کردی و در گوشهای من نیز سخن گفتی، اینک آن نقره نزد من است، من آن را گرفتم.» مادرش گفت: «خداوند پسر مرا برکت دهد.»
Persian Dari Bible - Afgan Dialect - Version Good News for a New Age (GNN) == 2007
یکروز به مادر خود گفت: «آن یازده صد مثقال نقره را که تو فکر می کردی دزدی شده و بخاطر آن شنیدم که دشنام دادی، آن پول پیش من است.» مادرش گفت: «بخاطریکه اقرار کردی، خداوند برکتت بدهد، فرزندم.»
Persian TPV (مژده برای عصر جدید)
او به مادرش گفت: «وقتی کسی آن هزار و صد تکه نقرهٔ تو را دزدید تو او را نفرین کردی، من شنیدم. ببین پول نزد من است و من آن کسی هستم که آن را برداشت.» مادرش گفت: «فرزندم، خداوند تو را برکت بدهد.»