bible
ra
🌐 Language
English
Español
Français
Deutsch
Português
Italiano
Nederlands
Русский
中文
日本語
한국어
العربية
Türkçe
Tiếng Việt
ไทย
Indonesia
All Languages
Home
/
Persian
/
Persian Bible (FACB) 2005 - Persian Contemporary Bible
/
Matthew 14
Matthew 14
Persian Bible (FACB) 2005 - Persian Contemporary Bible
← Chapter 13
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 15 →
1
وقتی «هيروديس» پادشاه از معجزات عيسی اطلاع حاصل كرد،
2
به افراد خود گفت: «بیشک، اين همان يحيای پيامبر است كه زنده شده، و به همين دليل است كه میتواند معجزه كند.»
3
زيرا هيروديس، بنا به اصرار همسرش «هيروديا» كه قبلاً زن برادرش «فيليپ» بود، يحيی را گرفته و در زندان به زنجير كشيده بود،
4
به اين علت كه يحيی به هيروديس گفته بود كه ازدواج با زن برادرش خطاست.
5
هيروديس نيز قصد داشت يحيی را بكشد ولی از شورش مردم میترسيد، چون او را نبی میدانستند.
6
اما در جشن ميلاد هيروديس، دختر هيروديا رقصيد و رقص او هيروديس را بسيار شاد كرد،
7
بطوريكه برای او قسم خورد كه هر چه بخواهد برايش انجام دهد.
8
دختر هيروديا نيز به توصيۀ مادرش، درخواست كرد كه سر يحيای تعميد دهنده در يک سينی به او داده شود.
9
پادشاه از اين تقاضا سخت رنجيدهخاطر گشت اما چون در حضور همه قسم خورده بود، دستور داد تقاضای او را بجا آورند.
10
پس در زندان، سر يحيی را از تن جدا كرده،
11
در يک سينی آوردند و تقديم دختر كردند، دختر نيز آن را نزد مادرش برد.
12
آنگاه شاگردان يحيی آمدند و بدن او را برده، بخاک سپردند، و پيش عيسی رفته، جريان را به او اطلاع دادند.
13
وقتی عيسی از اين امر اطلاع يافت، به تنهايی سوار قايق شد و به جای دورافتادهای رفت. اما مردم ديدند كه عيسی كجا میرود. پس از دهات خود براه افتاده، از راه خشكی بدنبال او رفتند.
14
وقتی عيسی از بيابان باز میگشت، با ازدحام جمعيتی روبرو شد كه منتظرش بودند؛ و با ديدن ايشان دلش سوخت و بيمارانی را كه در بين جمعيت بودند شفا بخشيد.
15
عصر آن روز، شاگردان نزد او آمده، گفتند: «اكنون دير وقت است و در اين بيابان خوراک يافت نمیشود. پس اين مردم را مرخص فرما تا به دهات رفته، برای خود نان بخرند.»
16
عيسی جواب داد: «لازم نيست بروند. شما به ايشان خوراک دهيد.»
17
با تعجب گفتند: «چگونه ممكن است؟ ما بجز پنج نان و دو ماهی، چيز ديگری نداريم!»
18
عيسی فرمود: «آنها را به من بدهيد!»
19
سپس به مردم گفت كه بر روی سبزه بنشينند، و نان و ماهی را برداشت، به آسمان نگاه كرد و از خداوند خواست تا آن را بركت دهد. سپس نانها را تكهتكه كرد و به شاگردانش داد تا به مردم بدهند.
20
همه خوردند و سير شدند. وقتی خُرده نانها را جمع كردند، دوازده سبد پر شد.
21
فقط تعداد مردها در ميان آن جماعت، پنج هزار نفر بود.
22
بلافاصله پس از آن، عيسی به شاگردانش فرمود كه سوار قايق شده، به آنطرف درياچه بروند. اما او خود همان جا ماند تا مردم را روانۀ خانههايشان نمايد.
23
پس از آن، عيسی بر فراز تپهای رفت تا به دعا بپردازد. شب فرا رسيد و شاگردانش در درياچه دچار زحمت شدند، زيرا بادِ مخالف تند بود و قايق پيش نمیرفت.
25
اما نزديک ساعت چهار صبح، عيسی در حالی كه روی آب راه میرفت، به آنها نزديک شد.
26
ايشان از ترس فرياد برآوردند، چون گمان كردند كه روحی میبينند.
27
اما عيسی بیدرنگ ايشان را صدا زده، گفت: «نترسيد، من هستم!»
28
پطرس جواب داد: «ای سَروَرم، اگر حقيقتاً شماييد، دستور فرماييد من هم روی آب راه بروم و پيش شما بيايم.»
29
عيسی فرمود: «بسيار خوب، بيا!» پطرس از قايق بيرون آمد و روی آب راه افتاده، بطرف عيسی رفت.
30
اما وقتی به اطراف نگاه كرد و موجهای بلند را ديد، به وحشت افتاد و شروع كرد به فرو رفتن در آب. پس فرياد زد: «سَروَرَم، نجاتم ده!»
31
عيسی فوری دست خود را دراز كرد و او را از آب بيرون كشيد و فرمود: «ای كمايمان، چرا شک كردی؟»
32
وقتی سوار قايق شدند، باد قطع شد.
33
سايرين كه حيرتزده بودند، او را پرستش كرده، به پای او افتادند و گفتند: «واقعاً كه شما فرزند خداييد.»
34
در ساحل «جنيسارت»، وقتی از قايق پياده شدند،
35
خبر ورود ايشان بسرعت در شهر پيچيد، و ديری نگذشت كه اهالی آن منطقه به تمام آن نواحی خبر فرستادند تا بيمارانشان را نزد عيسی آورند تا شفا بيابند.
36
بيماران از او التماس كردند كه اجازه دهد فقط دست به دامن ردايش بزنند؛ و دست هر كس به دامن او میرسيد، شفا میيافت.
← Chapter 13
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 15 →
All chapters:
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28