bible
ra
🌐 Language
English
Español
Français
Deutsch
Português
Italiano
Nederlands
Русский
中文
日本語
한국어
العربية
Türkçe
Tiếng Việt
ไทย
Indonesia
All Languages
Home
/
Persian
/
Persian Bible (FACB) 2005 - Persian Contemporary Bible
/
Numbers 27
Numbers 27
Persian Bible (FACB) 2005 - Persian Contemporary Bible
← Chapter 26
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 28 →
1
روزی دختران صلفحاد به نامهای محله، نوعه، حجله، ملكه و ترصه به در خيمۀ عبادت آمدند تا تقاضای خودشان را به موسی و العازار كاهن و رهبران قبايل و ساير كسانی كه در آنجا بودند تقديم كنند. اين زنان از قبيلۀ منسی (يكی از پسران يوسف) بودند. صلفحاد پسر حافر بود، حافر پسر جلعاد، جلعاد پسر ماخير و ماخير پسر منسی.
3
دختران صلفحاد گفتند: «پدر ما در بيابان مرد. او از پيروان قورح نبود كه بضد خداوند قيام كردند و هلاک شدند. او به مرگ طبيعی مرد و پسری نداشت. چرا بايد اسم پدرمان بدليل اينكه پسری نداشته است از ميان قبيلهاش محو گردد؟ بايد به ما هم مثل برادران پدرمان ملكی داده شود.»
5
پس موسی دعوی ايشان را بحضور خداوند آورد.
6
خداوند در جواب موسی فرمود: «دختران صلفحاد راست میگويند. در ميان املاک عموهايشان، به آنها ملک بده. همان ملكی را كه اگر پدرشان زنده بود به او میدادی به ايشان بده.
8
به بنیاسرائيل بگو كه هرگاه مردی بميرد و پسری نداشته باشد، ملک او به دخترانش میرسد،
9
و اگر دختری نداشته باشد ملک او متعلق به برادرانش خواهد بود.
10
اگر برادری نداشته باشد آنوقت عمويش وارث او خواهد شد،
11
و اگر عمو نداشته باشد، در آنصورت ملک او به نزديكترين فاميلش میرسد. بنیاسرائيل بايد اين قانون را رعايت كنند، همانطور كه من به تو امر كردهام.»
12
روزی خداوند به موسی فرمود: «به كوه عباريم برو و از آنجا سرزمينی را كه به قوم اسرائيل دادهام ببين.
13
پس از اينكه آن را ديدی مانند برادرت هارون خواهی مرد و به اجداد خود خواهی پيوست،
14
زيرا در بيابان صين هر دو شما از دستور من سرپيچی كرديد. وقتی كه قوم اسرائيل بضد من قيام كردند، در حضور آنها حرمت قدوسيت مرا نگه نداشتيد.» (اين واقعه در كنار چشمهٔ مريبه در قادش واقع در بيابان صين اتفاق افتاده بود.)
15
موسی به خداوند عرض كرد:
16
«ای خداوند، خدای روحهای تمامی افراد بشر، پيش از آنكه بميرم التماس میكنم برای قوم اسرائيل رهبر جديدی تعيين فرمايی،
17
مردی كه ايشان راهدايت كند و از آنان مراقبت نمايد تا قوم خداوند مثل گوسفندان بیشبان نباشند.»
18
خداوند جواب داد: «برو و دست خود را بر يوشع پسر نون كه روح من در اوست، بگذار.
19
سپس او را نزد العازار كاهن ببر و پيش چشم تمامی قوم اسرائيل او را به رهبری قوم تعيين نما.
20
اختيارات خود را به او بده تا تمام قوم اسرائيل او را اطاعت كنند.
21
او برای دستور گرفتن از من بايد پيش العازار كاهن برود. من بوسيلۀ اوريم با العازار سخن خواهم گفت و العازار دستورات مرا به يوشع و قوم اسرائيل ابلاغ خواهد كرد. به اين طريق من آنان را هدايت خواهم نمود.»
22
پس موسی، همانطور كه خداوند امر كرده بود عمل نمود و يوشع را پيش العازار كاهن برد. سپس در حضور همۀ قوم اسرائيل،
23
دستهايش را بر سر او گذاشت و طبق فرمان خداوند وی را بعنوان رهبر قوم تعيين نمود.
← Chapter 26
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 28 →
All chapters:
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31
32
33
34
35
36