bible
ra
🌐 Language
English
Español
Français
Deutsch
Português
Italiano
Nederlands
Русский
中文
日本語
한국어
العربية
Türkçe
Tiếng Việt
ไทย
Indonesia
All Languages
Home
/
Persian
/
Persian Dari Bible - Afgan Dialect - Version Good News for a New Age (GNN) == 2007
/
Jeremiah 6
Jeremiah 6
Persian Dari Bible - Afgan Dialect - Version Good News for a New Age (GNN) == 2007
← Chapter 5
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 37
Chapter 38
Chapter 39
Chapter 40
Chapter 41
Chapter 42
Chapter 43
Chapter 44
Chapter 45
Chapter 46
Chapter 47
Chapter 48
Chapter 49
Chapter 50
Chapter 51
Chapter 52
Chapter 7 →
1
ای مردم بنیامین، برای حفاظت جان تان از اورشلیم فرار کنید. در شهر تَقوع زنگ خطر را بنوازید و در بیت هَکارِیم علامه های خطر را قرار دهید، زیرا بلا و ویرانی عظیمی از جانب شمال به این طرف می آید.
2
من دختر سهیون را که مثل دختری زیبا و قشنگ است، نابود می سازم.
3
پادشاهان با لشکر خود می آیند و به هر جائی که بخواهند خیمه می زنند.
4
برای حمله به اورشلیم آماده می شوند و می خواهند هنگام ظهر جنگ را شروع کنند. اما می گویند: «حالا ناوقت شده است، زیرا روز به زودی بپایان می رسد و تاریکی دنیا را فرا می گیرد.
5
بیائید در تاریکی شب حمله کنیم و همه قصرهایش را ویران نمائیم.»
6
خداوند قادر مطلق می فرماید: «درختانش را قطع کنید و با آن ها در مقابل اورشلیم سنگر بسازید. این شهر باید به جزا برسد، زیرا در آنجا بغیر از ظلم و فساد چیز دیگری دیده نمی شود.
7
همانطوریکه آب از چشمه فوران می کند، از این شهر هم شرارت بر می خیزد. فریاد ظلم و ستم از هر گوشه و کنار آن شنیده می شود و مرض و جراحت همیشه در مقابل چشمانم می باشد.
8
ای مردم اورشلیم، از این حوادث درس عبرت بگیرید، ورنه من از شما بیزار شده شهر تان را ویران و غیر مسکون می سازم.»
9
خداوند قادر مطلق به من چنین فرمود: «مثل تاک که خوشه هایش چیده می شوند، مردم اسرائیل را هم می چینند. پس تا که هنوز فرصت داری آنهائی را که باقی مانده اند نجات بده.»
10
من جواب دادم: «چه کسی به سخنان و اخطارهای من گوش می دهد؟ گوشهای شان بسته اند و نمی توانند بشنوند. از کلام تو عار دارند و به آن علاقه ای نشان نمی دهند.
11
از خشم تو دلم جوش می زند و دیگر طاقت و آرام ندارم.»خداوند به من فرمود: «خشم خود را در کوچه ها بر سر کودکان، بر مجلس جوانان، بر زن و شوهر و بر مو سفیدان می ریزم.
12
خانه ها، مزارع و زنهای شان به دیگران تعلق می گیرند، زیرا من مردم این سرزمین را جزا می دهم.
13
همگی از خورد تا بزرگ، حریص هستند. حتی انبیاء و کاهنان هم فریبکارند.
14
جراحات قوم مرا سطحی دانسته، آن ها را بدرستی مداوا نمی کنند و وعدۀ سلامتی می دهند، در حالیکه سلامتی وجود ندارد.
15
آن ها با بیشرمی مرتکب کارهای زشت شدند اما خجالت نکشیدند و حیا نکردند، بنابران، آن ها به سرنوشت کشته شدگان دچار می شوند و جزای آن ها مرگ است.»
16
خداوند چنین می فرماید: «بر سر چهارراهی بایستید و بپرسید که راه راست، یعنی راه خوبی که گذشتگان در آن قدم می زدند، کدام است، تا شما هم در آن راه بروید و جان سالم بدر برید. اما شما می گوئید: «نه، ما آن راه را دنبال نمی کنیم.»
17
من بر شما نگهبانانی را مقرر کردم و شما را متوجه زنگ خطر ساختم، ولی شما اعتنا نکردید.
18
پس ای قوم ها بشنوید و ای جماعتها ببینید که بر سر آن ها چه بلائی می آید.
19
ای زمین گوش بده؛ من بلائی را بر سر این مردم می آورم که ثمرۀ خیالات خود شان است. آن ها به کلام من توجه نکردند و تعلیمات مرا رد نمودند.
20
پس چه فایده دارد که از سرزمین سبا برای من بخور بیاورید و یا از کشورهای دور عطرهای قیمتی. هدیه های سوختنی شما را نمی پذیرم و قربانی های تان را قبول نمی کنم.»
21
بنابران، خداوند می فرماید: «من بر سر راه این مردم سنگهای لغزنده قرار می دهم تا والدین با فرزندان و همسایگان و دوستان شان یکجا بلغزند و هلاک شوند.»
22
خداوند چنین می فرماید: «ببینید، لشکری از سمت شمال می آید و قوم نیرومندی از دورترین نقطۀ دنیا برای جنگ شما برخاسته است.
23
آن ها با کمان و نیزه مسلح بوده همگی افراد سنگدل و بیرحم اند. همه جنگجویانِ اسپ سوار هستند و صدای شان مانند غرش بحر است و برای جنگ با اورشلیم آماده می باشند.»
24
مردم اورشلیم می گویند: «ما آوازۀ آن ها را شنیده ایم و از ترس، دستهای ما لرزید. مانند زنی که در حال زایمان باشد، درد و وحشت ما را فرا گرفت.
25
ما جرأت نکردیم که به صحرا برویم و یا در جاده ها قدم بزنیم، زیرا دشمن شمشیر به دست دارد و ترس و خوف در همه جا است.»
26
خداوند می فرماید: «ای قوم برگزیدۀ من، لباس ماتم بپوشید و بر خاکستر بنشینید؛ مثل کسی که در مرگ یگانه پسر خود عُزا می گیرد، گریه و نوحه را سر بدهید، زیرا تاراجگران ناگهان بر سر تان هجوم می آورند.
27
ای ارمیا، همانطوریکه فلز را می آزمایند، تو هم قوم برگزیدۀ مرا امتحان کن تا رفتار و کردار آن ها برایت معلوم شود.
28
آن ها همه سرسخت و سرکش شده بدگوئی می کنند و دلهای شان مانند آهن و برنج سخت گردیده و اعمال شان گناه آلود است.
29
آهن با دَم آهنگر در کوره ذوب و تصفیه می شود، اما قوم برگزیده و سرسخت من تصفیه شدنی نیست و مردم شریر از آن ها جدائی ندارند.آن ها نقرۀ ناخالص هستند، زیرا من آن ها را ترک کرده ام.»
30
آن ها نقرۀ ناخالص هستند، زیرا من آن ها را ترک کرده ام.»
← Chapter 5
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 37
Chapter 38
Chapter 39
Chapter 40
Chapter 41
Chapter 42
Chapter 43
Chapter 44
Chapter 45
Chapter 46
Chapter 47
Chapter 48
Chapter 49
Chapter 50
Chapter 51
Chapter 52
Chapter 7 →
All chapters:
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31
32
33
34
35
36
37
38
39
40
41
42
43
44
45
46
47
48
49
50
51
52