bible
ra
🌐 Language
English
Español
Français
Deutsch
Português
Italiano
Nederlands
Русский
中文
日本語
한국어
العربية
Türkçe
Tiếng Việt
ไทย
Indonesia
All Languages
Home
/
Persian
/
Persian TPV (مژده برای عصر جدید)
/
Habakkuk 3
Habakkuk 3
Persian TPV (مژده برای عصر جدید)
← Chapter 2
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
1
این است دعای حبقوق نبی:
2
خداوندا، خبری را که به من فرمودی شنیدم و از شنیدن آن ترس مرا فراگرفت. بار دیگر کارهای عظیمی را که در دوران گذشته انجام میدادی به ما نشان بده و در هنگام غضب خود، رحمتت را به یاد آور.
3
خدا از اَدوم برمیگردد؛ خدای قدّوس از کوهستان فاران میآید. جلال او آسمانها را پوشانده، و زمین از ستایش او پر است.
4
پرتو او مثل نورِ برق درخشان است و از دستهایش که قدرت او در آنها نهفته است، نور میتابد.
5
مرض را پیشاپیش خود میفرستد و به مرگ امر میکند که به دنبالش بیاید.
6
هنگامیکه میایستد، زمین میلرزد وقتی نگاه میکند، قومها از ترس میلرزند. کوههای جاودانی خُرد میشوند و تپّههای ابدی که در زمانهای قدیم بر آنها قدم میزد، از هم پاشیده میشوند.
7
مردم کوشان را ترسان و مدیان را لرزان دیدم.
8
خداوندا، آیا رودها تو را خشمگین ساختند؟ آیا دریاها تو را غضبناک کردند؟ که بر بالای ابرها عبور کردی؛ و ابرهای توفانی ارّابهات گشتند، و تو پیروزی برای مردم خود آوردی.
9
کمانت را آماده کردی و تیرت را در کمان گذاشتی و زمین را با صاعقه شکافتی.
10
کوهها تو را دیدند و به لرزه افتادند. سیلابها جاری شدند، آبهای عمیق خروشیدند و امواجشان بالا آمد.
11
از نور تیرهایت و از پرتو نیزههای درخشانت آفتاب و مهتاب ایستادند.
12
با قهر و غضب، جهان را پیمودی و با خشم، اقوام دنیا را پایمال کردی.
13
برای نجات قوم خود شتافتی و پادشاه برگزیدهات را نجات دادی. رهبرِ شریران را نابود کردی و پیروانشان را بکلّی از بین بردی.
14
جنگجویان دشمن مانند گردباد آمدند تا ما را پراکنده کنند و میخواستند که مردم مسکین را از بین ببرند، امّا تیرهای تو سر آنها را شکافت.
15
با اسبانت، دریا و آبهای خروشان را پایمال نمودی.
16
وقتی اینها را میشنوم، از ترس بدنم تکان میخورد و لبهایم میلرزند. اندامم سست میشود و پاهایم به لرزه میآیند. در انتظار روزی هستم که خدا آن مردمی را که ما را مورد حمله قرار دادند مجازات کند.
17
هرچند درخت انجیر شکوفه نیاورد و انگور در تاک نروید، محصول زیتون از بین برود و کشتزارها غلّه بار نیاورند، گلّهها در چراگاه تلف شوند و طویلهها از رمه خالی بمانند،
18
بازهم خوشحال و شادمان خواهم بود، زیرا خداوند نجاتدهندهٔ من است.
19
خداوند متعال به من نیرو میبخشد و به پاهایم قوّت میدهد تا مانند آهو بِدَوَم و از کوههای بلند بالا بروم.
← Chapter 2
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
All chapters:
1
2
3