bible
ra
🌐 Language
English
Español
Français
Deutsch
Português
Italiano
Nederlands
Русский
中文
日本語
한국어
العربية
Türkçe
Tiếng Việt
ไทย
Indonesia
All Languages
Home
/
Persian
/
Persian Bible == POV (Persian Old Version) 1895
/
Psalms 119
Psalms 119
Persian Bible == POV (Persian Old Version) 1895
← Chapter 118
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 37
Chapter 38
Chapter 39
Chapter 40
Chapter 41
Chapter 42
Chapter 43
Chapter 44
Chapter 45
Chapter 46
Chapter 47
Chapter 48
Chapter 49
Chapter 50
Chapter 51
Chapter 52
Chapter 53
Chapter 54
Chapter 55
Chapter 56
Chapter 57
Chapter 58
Chapter 59
Chapter 60
Chapter 61
Chapter 62
Chapter 63
Chapter 64
Chapter 65
Chapter 66
Chapter 67
Chapter 68
Chapter 69
Chapter 70
Chapter 71
Chapter 72
Chapter 73
Chapter 74
Chapter 75
Chapter 76
Chapter 77
Chapter 78
Chapter 79
Chapter 80
Chapter 81
Chapter 82
Chapter 83
Chapter 84
Chapter 85
Chapter 86
Chapter 87
Chapter 88
Chapter 89
Chapter 90
Chapter 91
Chapter 92
Chapter 93
Chapter 94
Chapter 95
Chapter 96
Chapter 97
Chapter 98
Chapter 99
Chapter 100
Chapter 101
Chapter 102
Chapter 103
Chapter 104
Chapter 105
Chapter 106
Chapter 107
Chapter 108
Chapter 109
Chapter 110
Chapter 111
Chapter 112
Chapter 113
Chapter 114
Chapter 115
Chapter 116
Chapter 117
Chapter 118
Chapter 119
Chapter 120
Chapter 121
Chapter 122
Chapter 123
Chapter 124
Chapter 125
Chapter 126
Chapter 127
Chapter 128
Chapter 129
Chapter 130
Chapter 131
Chapter 132
Chapter 133
Chapter 134
Chapter 135
Chapter 136
Chapter 137
Chapter 138
Chapter 139
Chapter 140
Chapter 141
Chapter 142
Chapter 143
Chapter 144
Chapter 145
Chapter 146
Chapter 147
Chapter 148
Chapter 149
Chapter 150
Chapter 120 →
1
خوشابهحال کاملان طریق که به شریعت خداوند سالکند.
2
خوشابهحال آنانی که شهادات او را حفظ میکنند و به تمامی دل او را میطلبند.
3
کج روی نیز نمی کنندو به طریق های وی سلوک مینمایند.
4
تووصایای خود را امر فرمودهای تا آنها را تمام نگاه داریم.
5
کاش که راههای من مستحکم شودتا فرایض تو را حفظ کنم.
6
آنگاه خجل نخواهم شد چون تمام اوامر تو را در مد نظر خود دارم.
7
تو را به راستی دل حمد خواهم گفت چون داوریهای عدالت تو را آموخته شوم.
8
فرایض تورا نگاه میدارم. مرا بالکلیه ترک منما.
9
به چه چیز مرد جوان راه خود را پاک میسازد؟ به نگاه داشتنش موافق کلام تو.
10
به تمامی دل تو را طلبیدم. مگذار که از اوامر توگمراه شوم.
11
کلام تو را در دل خود مخفی داشتم که مبادا به تو گناه ورزم.
12
ای خداوند تومتبارک هستی فرایض خود را به من بیاموز.
13
به لب های خود بیان کردم تمامی داوری های دهان تو را.
14
در طریق شهادات تو شادمانم.
15
چنانکه در هر قسم توانگری، در وصایای توتفکر میکنم و به طریق های تو نگران خواهم بود.
16
از فرایض تو لذت میبرم، پس کلام تو رافراموش نخواهم کرد.
17
به بنده خود احسان بنما تا زنده شوم و کلام تو را حفظ نمایم.
18
چشمان مرا بگشا تا ازشریعت تو چیزهای عجیب بینم.
19
من در زمین غریب هستم. اوامر خود را از من مخفی مدار.
20
جان من شکسته میشود از اشتیاق داوریهای تو در هر وقت.
21
متکبران ملعون را توبیخ نمودی، که از اوامر تو گمراه میشوند.
22
ننگ ورسوایی را از من بگردان، زیرا که شهادات تو راحفظ کردهام.
23
سروران نیز نشسته، به ضد من سخنگفتند. لیکن بنده تو در فرایض تو تفکرمی کند.
24
شهادات تو نیز ابتهاج من و مشورت دهندگان من بودهاند.
25
جان من به خاک چسبیده است. مرا موافق کلام خود زنده ساز.
26
راههای خود را ذکر کردم و مرا اجابت نمودی. پس فرایض خویش را به من بیاموز.
27
طریق وصایای خود را به من بفهمان و در کارهای عجیب تو تفکر خواهم نمود.
28
جان من از حزن گداخته میشود. مرا موافق کلام خود برپا بدار.
29
راه دروغ را از من دور کن و شریعت خود را به من عنایت فرما.
30
طریق راستی رااختیار کردم و داوریهای تو را پیش خود گذاشتم.
31
به شهادات تو چسبیدم. ای خداوند مرا خجل مساز.
32
در طریق اوامر تو دوان خواهم رفت، وقتی که دل مرا وسعت دادی.
33
ای خداوند طریق فرایض خود را به من بیاموز. پس آنها را تا به آخر نگاه خواهم داشت.
34
مرا فهم بده و شریعت تو را نگاه خواهم داشت و آن را به تمامی دل خود حفظ خواهم نمود.
35
مرا در سبیل اوامر خود سالک گردان زیرا که درآن رغبت دارم.
36
دل مرا به شهادات خود مایل گردان و نه به سوی طمع.
37
چشمانم را از دیدن بطالت برگردان و در طریق خود مرا زنده ساز.
38
کلام خود را بر بنده خویش استوار کن، که به ترس تو سپرده شده است.
39
ننگ مرا که از آن میترسم از من دور کن زیرا که داوریهای تو نیکواست.
40
هان به وصایای تو اشتیاق دارم. به حسب عدالت خود مرا زنده ساز.
41
ای خداوند رحمهای تو به من برسد ونجات تو به حسب کلام تو.
42
تا بتوانم ملامت کننده خود را جواب دهم زیرا بر کلام تو توکل دارم.
43
و کلام راستی را از دهانم بالکل مگیرزیرا که به داوریهای تو امیدوارم
44
و شریعت تورا دائم نگاه خواهم داشت تا ابدالاباد.
45
و به آزادی راه خواهم رفت زیرا که وصایای تو را طلبیدهام.
46
و در شهادات تو به حضور پادشاهان سخن خواهم گفت و خجل نخواهم شد.
47
و ازوصایای تو تلذذ خواهم یافت که آنها را دوست میدارم.
48
و دستهای خود را به اوامر تو که دوست میدارم بر خواهم افراشت و در فرایض تو تفکر خواهم نمود.
49
کلام خود را با بنده خویش به یاد آور که مرا بر آن امیدوار گردانیدی.
50
این در مصیبتم تسلی من است زیرا قول تو مرا زنده ساخت.
51
متکبران مرا بسیار استهزا کردند، لیکن ازشریعت تو رو نگردانیدم.
52
ای خداوندداوریهای تو را از قدیم به یاد آوردم و خویشتن راتسلی دادم.
53
حدت خشم مرا درگرفته است، بهسبب شریرانی که شریعت تو را ترک کردهاند.
54
فرایض تو سرودهای من گردید، در خانه غربت من.
55
ای خداوند نام تو را در شب به یادآوردم و شریعت تو را نگاه داشتم.
56
این بهره من گردید، زیرا که وصایای تو را نگاه داشتم.
57
خداوند نصیب من است. گفتم که کلام تو رانگاه خواهم داشت.
58
رضامندی تو را به تمامی دل خود طلبیدم. به حسب کلام خود بر من رحم فرما.
59
در راههای خود تفکر کردم و پایهای خود را به شهادات تو مایل ساختم.
60
شتابیدم ودرنگ نکردم تا اوامر تو را نگاه دارم.
61
ریسمانهای شریران مرا احاطه کرد، لیکن شریعت تو را فراموش نکردم.
62
در نصف شب برخاستم تا تو را حمد گویم برای داوریهای عدالت تو.
63
من همه ترسندگانت را رفیق هستم، و آنانی را که وصایای تو را نگاه میدارند.
64
ای خداوند زمین از رحمت تو پر است. فرایض خودرا به من بیاموز.
65
با بنده خود احسان نمودی، ای خداوندموافق کلام خویش.
66
خردمندی نیکو و معرفت را به من بیاموز زیرا که به اوامر تو ایمان آوردم.
67
قبل از آنکه مصیبت را ببینم من گمراه شدم لیکن الان کلام تو را نگاه داشتم.
68
تو نیکو هستی و نیکویی میکنی. فرایض خود را به من بیاموز.
69
متکبران بر من دروغ بستند. و اما من به تمامی دل وصایای تو را نگاه داشتم.
70
دل ایشان مثل پیه فربه است. و اما من در شریعت تو تلذذمی یابم.
71
مرا نیکو است که مصیبت را دیدم، تافرایض تو را بیاموزم.
72
شریعت دهان تو برای من بهتر است از هزاران طلا و نقره.
73
دستهای تو مرا ساخته و آفریده است. مرافهیم گردان تا اوامر تو را بیاموزم.
74
ترسندگان توچون مرا بینند شادمان گردند زیرا به کلام توامیدوار هستم.
75
ای خداوند دانستهام که داوریهای تو عدل است، و برحق مرا مصیبت دادهای.
76
پس رحمت تو برای تسلی من بشود، موافق کلام تو با بنده خویش.
77
رحمت های توبه من برسد تا زنده شوم زیرا که شریعت تو تلذذمن است.
78
متکبران خجل شوند زیرا به دروغ مرا اذیت رسانیدند. و اما من در وصایای تو تفکرمی کنم.
79
ترسندگان تو به من رجوع کنند و آنانی که شهادات تو را میدانند.
80
دل من در فرایض تو کامل شود، تا خجل نشوم.
81
جان من برای نجات تو کاهیده میشود. لیکن به کلام تو امیدوار هستم.
82
چشمان من برای کلام تو تار گردیده است و میگویم کی مراتسلی خواهی داد.
83
زیرا که مثل مشک در دودگردیدهام. لیکن فرایض تو را فراموش نکردهام.
84
چند است روزهای بنده تو؟ و کی بر جفاکنندگانم داوری خواهی نمود؟
85
متکبران برای من حفرهها زدند زیرا که موافق شریعت تونیستند.
86
تمامی اوامر تو امین است. بر من ناحق جفا کردند. پس مرا امداد فرما.
87
نزدیک بود که مرا از زمین نابود سازند. اما من وصایای تو را ترک نکردم.
88
به حسب رحمت خود مرا زنده ساز تاشهادات دهان تو را نگاه دارم.
89
ای خداوند کلام تو تا ابدالاباد در آسمانهاپایدار است.
90
امانت تو نسلا بعد نسل است. زمین را آفریدهای و پایدار میماند.
91
برای داوریهای تو تا امروز ایستادهاند زیرا که همه بنده تو هستند.
92
اگر شریعت تو تلذذ من نمی بود، هرآینه در مذلت خود هلاک میشدم.
93
وصایای تو را تا به ابد فراموش نخواهم کردزیرا به آنها مرا زنده ساختهای.
94
من از آن توهستم مرا نجات ده زیرا که وصایای تو را طلبیدم.
95
شریران برای من انتظار کشیدند تا مرا هلاک کنند. لیکن در شهادات تو تامل میکنم.
96
برای هر کمالی انتهایی دیدم، لیکن حکم تو بینهایت وسیع است.
97
شریعت تو را چقدر دوست میدارم.
98
اوامر تو مرا ازدشمنانم حکیم تر ساخته است زیرا که همیشه نزد من میباشد.
99
از جمیع معلمان خود فهیم ترشدم زیرا که شهادات تو تفکر من است.
100
ازمشایخ خردمندتر شدم زیرا که وصایای تو رانگاه داشتم.
101
پایهای خود را از هر راه بد نگاه داشتم تا آن که کلام تو را حفظ کنم.
102
ازداوریهای تو رو برنگردانیدم، زیرا که تو مرا تعلیم دادی.
103
کلام تو به مذاق من چه شیرین است وبه دهانم از عسل شیرین تر.
104
از وصایای توفطانت را تحصیل کردم. بنابراین هر راه دروغ رامکروه میدارم.
105
کلام تو برای پایهای من چراغ، و برای راههای من نور است.
106
قسم خوردم و آن راوفا خواهم نمود که داوریهای عدالت تو را نگاه خواهم داشت.
107
بسیار ذلیل شدهام. ای خداوند، موافق کلام خود مرا زنده ساز!
108
ای خداوند هدایای تبرعی دهان مرا منظور فرما وداوریهای خود را به من بیاموز.
109
جان من همیشه در کف من است، لیکن شریعت تو رافراموش نمی کنم.
110
شریران برای من دام گذاشتهاند، اما از وصایای تو گمراه نشدم.
111
شهادات تو را تا به ابد میراث خود ساختهام زیرا که آنها شادمانی دل من است.
112
دل خود رابرای بجا آوردن فرایض تو مایل ساختم، تاابدالاباد و تا نهایت.
113
مردمان دو رو را مکروه داشتهام، لیکن شریعت تو را دوست میدارم.
114
ستر و سپر من تو هستی. به کلام تو انتظار میکشم.
115
ای بدکاران، از من دور شوید! و اوامر خدای خویش را نگاه خواهم داشت.
116
مرا به حسب کلام خود تایید کن تا زنده شوم و از امید خود خجل نگردم.
117
مرا تقویت کن تا رستگار گردم و برفرایض تو دائم نظر نمایم.
118
همه کسانی را که از فرایض تو گمراه شدهاند، حقیر شمردهای زیراکه مکر ایشان دروغ است.
119
جمیع شریران زمین را مثل درد هلاک میکنی. بنابراین شهادات تو را دوست میدارم.
120
موی بدن من از خوف تو برخاسته است و از داوریهای تو ترسیدم.
121
داد و عدالت را بهجا آوردم. مرا به ظلم کنندگانم تسلیم منما.
122
برای سعادت بنده خود ضامن شو تا متکبران بر من ظلم نکنند.
123
چشمانم برای نجات تو تار شده است و برای کلام عدالت تو.
124
با بنده خویش موافق رحمانیتت عمل نما و فرایض خود را به من بیاموز.
125
من بنده تو هستم. مرا فهیم گردان تاشهادات تو را دانسته باشم.
126
وقت است که خداوند عمل کند زیرا که شریعت تو را باطل نمودهاند.
127
بنابراین، اوامر تو را دوست میدارم، زیادتر از طلا و زر خالص.
128
بنابراین، همه وصایای تو را در هر چیز راست میدانم، وهر راه دروغ را مکروه میدارم.
129
شهادات تو عجیب است. ازین سبب جان من آنها را نگاه میدارد.
130
کشف کلام تو نورمی بخشد و ساده دلان را فهیم میگرداند.
131
دهان خود را نیکو باز کرده، نفس زدم زیرا که مشتاق وصایای تو بودم.
132
بر من نظر کن و کرم فرما، برحسب عادت تو به آنانی که نام تو رادوست میدارند.
133
قدم های مرا در کلام خودت پایدار ساز، تا هیچ بدی بر من تسلط نیابد.
134
مرا از ظلم انسان خلاصی ده، تا وصایای تورا نگاه دارم.
135
روی خود را بر بنده خود روشن ساز، و فرایض خود را به من بیاموز.
136
نهرهای آب از چشمانم جاری است زیرا که شریعت تو رانگاه نمی دارند.
137
ای خداوند تو عادل هستی و داوریهای تو راست است.
138
شهادات خود را به راستی امر فرمودی و به امانت الی نهایت.
139
غیرت من مرا هلاک کرده است زیرا که دشمنان من کلام تورا فراموش کردهاند.
140
کلام تو بینهایت مصفی است و بنده تو آن را دوست میدارد.
141
من کوچک و حقیر هستم، اما وصایای تو را فراموش نکردم.
142
عدالت تو عدل است تا ابدالاباد وشریعت تو راست است.
143
تنگی و ضیق مرا درگرفته است، اما اوامر تو تلذذ من است.
144
شهادات تو عادل است تا ابدالاباد. مرا فهیم گردان تا زنده شوم.
145
به تمامی دل خواندهام. ای خداوند مراجواب ده تا فرایض تو را نگاه دارم!
146
تو راخواندهام، پس مرا نجات ده. و شهادات تو را نگاه خواهم داشت.
147
بر طلوع فجر سبقت جسته، استغاثه کردم، و کلام تو را انتظار کشیدم.
148
چشمانم بر پاسهای شب سبقت جست، تا درکلام تو تفکر بنمایم.
149
به حسب رحمت خود آواز مرا بشنو. ای خداوند موافق داوریهای خودمرا زنده ساز.
150
آنانی که درپی خباثت میروند، نزدیک میآیند، و از شریعت تو دورمی باشند.
151
ای خداوند تو نزدیک هستی وجمیع اوامر تو راست است.
152
شهادات تو را اززمان پیش دانستهام که آنها را بنیان کردهای تاابدالاباد.
153
بر مذلت من نظر کن و مرا خلاصی ده زیراکه شریعت تو را فراموش نکردهام.
154
در دعوای من دادرسی فرموده، مرا نجات ده و به حسب کلام خویش مرا زنده ساز.
155
نجات از شریران دور است زیرا که فرایض تو را نمی طلبند.
156
ای خداوند، رحمت های تو بسیار است. به حسب داوریهای خود مرا زنده ساز.
157
جفاکنندگان و خصمان من بسیارند. اما ازشهادات تو رو برنگردانیدم.
158
خیانت کاران رادیدم و مکروه داشتم زیرا کلام تو را نگاه نمی دارند.
159
ببین که وصایای تو را دوست میدارم. ای خداوند، به حسب رحمت خود مرازنده ساز!
160
جمله کلام تو راستی است وتمامی داوری عدالت تو تا ابدالاباد است.
161
سروران بیجهت بر من جفا کردند. اما دل من از کلام تو ترسان است.
162
من در کلام توشادمان هستم، مثل کسیکه غنیمت وافر پیدانموده باشد.
163
از دروغ کراهت و نفرت دارم. اماشریعت تو را دوست میدارم.
164
هر روز تو راهفت مرتبه تسبیح میخوانم، برای داوریهای عدالت تو.
165
آنانی را که شریعت تو را دوست می دارند، سلامتی عظیم است و هیچچیز باعث لغزش ایشان نخواهد شد.
166
ای خداوند، برای نجات تو امیدوار هستم و اوامر تو را بجا میآورم.
167
جان من شهادات تو را نگاه داشته است و آنهارا بینهایت دوست میدارم.
168
وصایا وشهادات تو را نگاه داشتهام زیرا که تمام طریقهای من در مد نظر تو است.
169
ای خداوند، فریاد من به حضور تو برسد. به حسب کلام خود مرا فهیم گردان.
170
مناجات من به حضور تو برسد. به حسب کلام خود مراخلاصی ده.
171
لبهای من حمد تو را جاری کندزیرا فرایض خود را به من آموختهای.
172
زبان من کلام تو را بسراید زیرا که تمام اوامر تو عدل است.
173
دست تو برای اعانت من بشود زیرا که وصایای تو را برگزیدهام.
174
ای خداوند برای نجات تو مشتاق بودهام و شریعت تو تلذذ من است.
175
جان من زنده شود تا تو را تسبیح بخواند و داوریهای تو معاون من باشد.مثل گوسفند گم شده، آواره گشتم. بنده خود را طلب نما، زیرا که اوامر تو را فراموش نکردم.
176
مثل گوسفند گم شده، آواره گشتم. بنده خود را طلب نما، زیرا که اوامر تو را فراموش نکردم.
← Chapter 118
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 37
Chapter 38
Chapter 39
Chapter 40
Chapter 41
Chapter 42
Chapter 43
Chapter 44
Chapter 45
Chapter 46
Chapter 47
Chapter 48
Chapter 49
Chapter 50
Chapter 51
Chapter 52
Chapter 53
Chapter 54
Chapter 55
Chapter 56
Chapter 57
Chapter 58
Chapter 59
Chapter 60
Chapter 61
Chapter 62
Chapter 63
Chapter 64
Chapter 65
Chapter 66
Chapter 67
Chapter 68
Chapter 69
Chapter 70
Chapter 71
Chapter 72
Chapter 73
Chapter 74
Chapter 75
Chapter 76
Chapter 77
Chapter 78
Chapter 79
Chapter 80
Chapter 81
Chapter 82
Chapter 83
Chapter 84
Chapter 85
Chapter 86
Chapter 87
Chapter 88
Chapter 89
Chapter 90
Chapter 91
Chapter 92
Chapter 93
Chapter 94
Chapter 95
Chapter 96
Chapter 97
Chapter 98
Chapter 99
Chapter 100
Chapter 101
Chapter 102
Chapter 103
Chapter 104
Chapter 105
Chapter 106
Chapter 107
Chapter 108
Chapter 109
Chapter 110
Chapter 111
Chapter 112
Chapter 113
Chapter 114
Chapter 115
Chapter 116
Chapter 117
Chapter 118
Chapter 119
Chapter 120
Chapter 121
Chapter 122
Chapter 123
Chapter 124
Chapter 125
Chapter 126
Chapter 127
Chapter 128
Chapter 129
Chapter 130
Chapter 131
Chapter 132
Chapter 133
Chapter 134
Chapter 135
Chapter 136
Chapter 137
Chapter 138
Chapter 139
Chapter 140
Chapter 141
Chapter 142
Chapter 143
Chapter 144
Chapter 145
Chapter 146
Chapter 147
Chapter 148
Chapter 149
Chapter 150
Chapter 120 →
All chapters:
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31
32
33
34
35
36
37
38
39
40
41
42
43
44
45
46
47
48
49
50
51
52
53
54
55
56
57
58
59
60
61
62
63
64
65
66
67
68
69
70
71
72
73
74
75
76
77
78
79
80
81
82
83
84
85
86
87
88
89
90
91
92
93
94
95
96
97
98
99
100
101
102
103
104
105
106
107
108
109
110
111
112
113
114
115
116
117
118
119
120
121
122
123
124
125
126
127
128
129
130
131
132
133
134
135
136
137
138
139
140
141
142
143
144
145
146
147
148
149
150