bible
ra
🌐 Language
English
Español
Français
Deutsch
Português
Italiano
Nederlands
Русский
中文
日本語
한국어
العربية
Türkçe
Tiếng Việt
ไทย
Indonesia
All Languages
Home
/
Persian
/
Persian Bible (FACB) 2005 - Persian Contemporary Bible
/
1 Chronicles 13
1 Chronicles 13
Persian Bible (FACB) 2005 - Persian Contemporary Bible
← Chapter 12
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 14 →
1
داود پس از مشورت با فرماندهان سپاه،
2
خطاب به مردان اسرائيل كه در حبرون جمع شده بودند چنين گفت: «حال كه شما قصد داريد مرا پادشاه خود سازيد و خداوند، خدای ما نيز پادشاهی مرا قبول فرموده است، بياييد برای تمام برادرانمان در سراسر اسرائيل پيغام بفرستيم و آنها را با كاهنان و لاويان دعوت كنيم كه بيايند و به جمع ما ملحق شوند.
3
بياييد برويم و صندوق عهد خدا را باز آوريم، زيرا از وقتی كه شائول پادشاه شد به آن توجه نكردهايم.»
4
همه اين پيشنهاد را پسنديدند و با آن موافقت كردند.
5
پس داود تمام مردم را از سراسر خاک اسرائيل احضار نمود تا وقتی كه صندوق عهد خداوند را از قريۀ يعاريم میآورند، حضور داشته باشند.
6
آنگاه داود و تمام قوم اسرائيل به بعله (كه همان قريه يعاريم در يهوداست) رفتند تا صندوق عهد خداوند را كه به نام خداوند ناميده میشود و روی صندوق، مجسمۀ دو فرشته قرار دارد، از آنجا بياورند.
7
پس آن را از خانۀ ابيناداب برداشتند و بر عرابهای نو گذاشتند. عزا و اخيو، گاوهای عرابه را میراندند.
8
آنگاه داود و تمام قوم با سرود همراه با صدای بربط و عود، دف و سنج، و شيپور در حضور خدا با تمام قدرت به شادی پرداختند.
9
اما وقتی به خرمنگاه كيدون رسيدند، پای گاوها لغزيد و عزا دست خود را دراز كرد تا صندوق عهد را بگيرد.
10
در اين موقع خشم خداوند بر عزا افروخته شد و او را كشت، چون به صندوق عهد دست زده بود. پس عزا همانجا در حضور خدا مرد.
11
داود از اين عمل خداوند غمگين شد و آن مكان را «مجازات عزا» ناميد كه تا به امروز هم به اين نام معروف است.
12
آن روز، داود از خدا ترسيد و گفت: «چطور میتوانم صندوق عهد خدا را به خانه ببرم؟
13
بنابراين تصميم گرفت بجای شهر داود، آن را به خانۀ عوبيد ادوم كه از جت آمده بود، ببرد.
14
صندوق عهد سه ماه در خانۀ عوبيد ماند و خداوند عوبيد و تمام اهل خانۀ او را بركت داد.
← Chapter 12
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 14 →
All chapters:
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29