bible
ra
🌐 Language
English
Español
Français
Deutsch
Português
Italiano
Nederlands
Русский
中文
日本語
한국어
العربية
Türkçe
Tiếng Việt
ไทย
Indonesia
All Languages
Home
/
Persian
/
Persian Bible (FACB) 2005 - Persian Contemporary Bible
/
1 Chronicles 18
1 Chronicles 18
Persian Bible (FACB) 2005 - Persian Contemporary Bible
← Chapter 17
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 19 →
1
پس از چندی باز داود به فلسطينیها حمله كرده، آنها را شكست داد و شهر جت و روستاهای اطراف آن را از دست ايشان گرفت. داود همچنين موآبیها را شكست داد و آنها تابع داود شده، به او باج و خراج میدادند.
3
در ضمن، داود نيروهای هددعزر، پادشاه صوبه را در نزديكی حمات در هم شكست، زيرا هددعزر میكوشيد نواحی كنار رود فرات را به چنگ آورد.
4
در اين جنگ داود هزار عرابه، هفت هزار سرباز سواره و بيست هزار سرباز پياده را به اسيری گرفت. او صد اسب برای عرابهها نگه داشت و رگ پای بقيۀ اسبان را قطع كرد.
5
همچنين با بيست و دو هزار سرباز سوری كه از دمشق برای كمک به هدد عزر آمده بودند، جنگيد و همۀ آنها را كشت.
6
داود در دمشق چندين قرارگاه مستقر ساخت و مردم سوريه تابع داود شده، به او باج و خراج میپرداختند. به اين ترتيب داود هر جا میرفت، خداوند او را پيروزی میبخشيد.
7
داود سپرهای طلای سرداران هددعزر را برداشت و به اورشليم برد.
8
در ضمن مقدار زيادی مفرغ از طحبت و كان شهرهای هددعزر گرفته، آنها را نيز به اورشليم برد. (بعدها سليمان از اين مفرغ برای ساختن لوازم خانۀ خدا و حوض و ستونهای واقع در آن استفاده كرد.)
9
توعو، پادشاه حمات، وقتی شنيد كه داود بر لشكر هددعزر پيروز شده است،
10
پسرش هدورام را فرستاد تا سلام وی را به او برساند و اين پيروزی را به او تبريک بگويد، چون هددعزر و توعو با هم دشمن بودند. هدورام هدايايی از طلا و نقره و مفرغ به داود داد.
11
داود همهٔ اين هدايا را با طلا و نقرهای كه خود از ادومیها، موآبیها، عمونیها، فلسطينیها، عماليقیها به غنيمت گرفته بود وقف خداوند كرد.
12
ابيشای (پسر صرويه) هجده هزار سرباز ادومی را در درۀ نمک كشت.
13
او در سراسر ادوم، قرارگاههايی مستقر كرد و ادومیها تابع داود شدند. داود به هر طرف میرفت خداوند به او پيروزی میبخشيد.
14
داود با عدل و انصاف بر اسرائيل حكومت میكرد.
15
فرماندۀ سپاه او يوآب (پسر صرويه) و وقايع نگار او يهوشافات (پسر اخيلود) بود.
16
صادوق (پسر اخيطوب) و اخيملک (پسر ابياتار) هر دو كاهن بودند و سرايا منشی دربار بود.
17
بنايا (پسر يهوياداع) فرماندۀ گارد سلطنتی داود بود. پسران داود مشاوران دربار بودند.
← Chapter 17
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 19 →
All chapters:
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29