bible
ra
🌐 Language
English
Español
Français
Deutsch
Português
Italiano
Nederlands
Русский
中文
日本語
한국어
العربية
Türkçe
Tiếng Việt
ไทย
Indonesia
All Languages
Home
/
Persian
/
Persian Bible (FACB) 2005 - Persian Contemporary Bible
/
Revelation 5
Revelation 5
Persian Bible (FACB) 2005 - Persian Contemporary Bible
← Chapter 4
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 6 →
1
پس از آن، در دست راست آن كسی كه بر تخت نشسته بود، طوماری ديدم كه بر هر دو طرف آن نوشته شده بود و با هفت مُهر، آن را مهر و موم كرده بودند.
2
آنگاه فرشتۀ نيرومندی را ديدم كه با صدای بلند میپرسيد: «چه كسی لياقت دارد كه اين مهرها را بگشايد و طومار را بخواند؟»
3
اما كسی در آسمان و زمين و در ميان مردگان پيدا نشد كه قادر باشد طومار را باز كند و بخواند.
4
من از روی نااميدی، بشدت میگريستم، زيرا هيچكس پيدا نشد كه لياقت گشودن و خواندن طومار را داشته باشد.
5
اما يكی از آن بيست و چهار رهبر به من گفت: «گريه نكن. ببين، شير قبيلۀ يهودا كه از نسل داود است، پيروز شده است! او لياقت دارد طومار و هفت مهر آن را بگشايد.»
6
نگاه كردم؛ اما به جای شير، يک «بَرّه» ديدم كه در مقابل تخت و موجودات زنده، و در ميان بيست و چهار رهبر ايستاده است. بر روی بدن او، زخمهايی به چشم میخورد كه زمانی باعث مرگش شده بود. او هفت شاخ و هفت چشم داشت كه همان روح هفتگانۀ خداست كه به تمام نقاط جهان فرستاده میشود.
7
آنگاه برّه نزديک آمد و طومار را از دست راست آنكه بر تخت نشسته بود، گرفت.
8
وقتی طومار را گرفت، آن بيست و چهار رهبر در برابر او سجده كردند. هر يک از آنان يک چنگ و كاسههای طلايی پر از بخور داشتند كه دعاهای ايمانداران است.
9
ايشان برای او سرود جديدی میخواندند و میگفتند: «تو لياقت داری كه طومار را بگيری و مهرش را باز كرده، آن را بخوانی، زيرا جانت را قربانی كردی و مردم را از هر نژاد و زبان و قوم و قبيله برای خدا خريدی،
10
و ايشان را برای خدای ما كاهن ساختی و به سلطنت رساندی؛ از اينرو بر زمين سلطنت خواهند كرد.»
11
سپس در رؤيا، ميليونها فرشته را ديدم كه گرداگرد تخت و موجودات زنده و رهبران روحانی جمع شده،
12
با صدای بلند اين سرود را میخوانند: «برّۀ خدا كه جانش را در راه نجات مردم قربانی كرد، لياقت دارد كه صاحب قدرت و دولت، حكمت و قوت، حرمت و جلال و بركت باشد!»
13
آنگاه صدای تمام موجودات آسمان و زمين و زير زمين و درياها را شنيدم كه میسرودند و میگفتند: «ستايش و حرمت، جلال و قوت تا ابد از آنِ برّه و آنكه بر تخت نشسته است باد!»
14
و آن چهار موجود زنده گفتند: «آمين!» و آن بيست و چهار رهبر سجده كرده، او را پرستيدند.
← Chapter 4
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 6 →
All chapters:
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22