bible
ra
🌐 Language
English
Español
Français
Deutsch
Português
Italiano
Nederlands
Русский
中文
日本語
한국어
العربية
Türkçe
Tiếng Việt
ไทย
Indonesia
All Languages
Home
/
Persian
/
Persian Bible (FACB) 2005 - Persian Contemporary Bible
/
Revelation 9
Revelation 9
Persian Bible (FACB) 2005 - Persian Contemporary Bible
← Chapter 8
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 10 →
1
هنگامی كه فرشتۀ پنجم شيپورش را به صدا درآورد، ديدم كه «ستارهای» از آسمان بر زمين افتاد. به اين ستاره، كليد چاهی را دادند كه انتها نداشت.
2
وقتی با آن كليد، چاه را باز كرد، دودی مانند دود كورهای بزرگ برخاست، بطوريكه آفتاب و هوا از دود چاه تيره و تار شد.
3
سپس از ميان دود، ملخهايی بيرون آمده، روی زمين را پوشاندند؛ و به آنها قوت داده شد تا مانند عقربها نيش بزنند.
4
اما به آنها گفته شد كه با علف و گياه و درختان كاری نداشته باشند، بلكه فقط به كسانی آسيب برسانند كه مهر خدا را بر پيشانی خود ندارند.
5
به آنها اجازه داده شد كه مردم را برای مدت پنج ماه آزار و شكنجه دهند تا ايشان مانند كسی كه عقرب گزيده باشد، درد بكشند؛ اما به ملخها اجازۀ كشتن مردم داده نشد.
6
در آن زمان، مردم آرزوی مرگ خواهند كرد، اما مرگ از ايشان خواهد گريخت.
7
ملخها شبيه اسبانی بودند كه برای جنگ آراسته شدهاند. بر روی سرشان چيزی شبيه تاجهای زرين قرار داشت و صورتشان همچون صورت انسان بود.
8
آنها مويی بلند مانند موی زنان، و دندانهايی مانند دندانهای شيران داشتند.
9
زرههايی كه پوشيده بودند، مانند زره آهنين جنگ بود. صدای بالهايشان نيز مثل صدای هجوم لشكری بود كه با ارابههای جنگی به ميدان رزم حمله میبرد.
10
آنها دمهای نيشداری مانند دم عقرب داشتند كه با آنها میتوانستند مردم را تا پنج ماه آزار دهند.
11
پادشاه آنها، همان فرشتۀ چاه بیانتهاست، كه به زبان عبری او را «اَبَدون» و به يونانی «اپوليون» مینامند، و معنی آن، «نابود كننده» میباشد.
12
يک وای يعنی يک بلا گذشت. اما هنوز دو بلای ديگر در راه است.
13
وقتی فرشتۀ ششم شيپور را نواخت، از چهار گوشۀ قربانگاه زرّين كه در حضور خدا قرار داشت، صدايی شنيدم،
14
كه به فرشتۀ ششم گفت: «آن چهار فرشتۀ شيطان را كه در رود بزرگ فرات بسته شدهاند، آزاد ساز!»
15
آنگاه آن چهار فرشته كه برای چنين روز و ساعتی آماده شده بودند، آزاد شدند تا يک سوم مردم را بكشند.
16
شنيدم كه آنها دويست ميليون جنگجوی سواره در اختيار داشتند.
17
اسبان و سواران ايشان را در رؤيا ديدم. سواران آنان، زره جنگی به تن داشتند كه بعضی به رنگ سرخ آتشين، بعضی آبی آسمانی و بقيه به رنگ زرد بود. سر اسبان ايشان، بيشتر به سر شيران شباهت داشت و از دهانشان دود و آتش و گوگرد بيرون میآمد كه يک سوم مردم را از بين برد.
19
قدرت مرگبار آنها، نه تنها در دهانشان بلكه در دمشان نيز بود، زيرا دمشان شبيه سر مارهايی بود كه نيش میزنند و زخمهايی كشنده ايجاد میكنند.
20
كسانی كه از اين بلايا جان سالم بدر بردند، باز حاضر نشدند خدا را بپرستند. ايشان حاضر نبودند از پرستش شيطان و بتهای طلا و نقره و مس و سنگ و چوب دست بكشند، بتهايی كه نه میبينند، نه میشنوند و نه حركت میكنند.
21
اينان نمیخواستند از آدم كشی، جادوگری، زنا و دزدی دست بكشند و بسوی خدا باز گردند.
← Chapter 8
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 10 →
All chapters:
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
Recommended Reading
Commentary
Revelation Commentaries
→
Devotional
Revelation Devotional Guide
→
Get This Bible
FACB Study Bible
→