bible
ra
🌐 Language
English
Español
Français
Deutsch
Português
Italiano
Nederlands
Русский
中文
日本語
한국어
العربية
Türkçe
Tiếng Việt
ไทย
Indonesia
All Languages
Home
/
Persian
/
Persian Bible == POV (Persian Old Version) 1895
/
Job 13
Job 13
Persian Bible == POV (Persian Old Version) 1895
← Chapter 12
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 37
Chapter 38
Chapter 39
Chapter 40
Chapter 41
Chapter 42
Chapter 14 →
1
«اینک چشم من همه این چیزها رادیده، و گوش من آنها را شنیده وفهمیده است.
2
چنانکه شما میدانید من هم میدانم. و من کمتر از شما نیستم.
3
لیکن میخواهم با قادر مطلق سخن گویم. و آرزو دارم که با خدا محاجه نمایم.
4
اما شما دروغها جعل میکنید، و جمیع شما طبیبان باطل هستید.
5
کاش که شما به کلی ساکت میشدید که این برای شما حکمت میبود.
6
پس حجت مرابشنوید. و دعوی لبهایم را گوش گیرید.
7
آیابرای خدا به بیانصافی سخن خواهید راند؟ و به جهت او با فریب تکلم خواهید نمود؟
8
آیا برای او طرف داری خواهید نمود؟ و به جهت خدادعوی خواهید کرد؟
9
آیا نیکو است که او شما راتفتیش نماید؟ یا چنانکه انسان را مسخره مینمایند او را مسخره میسازید.
10
البته شما را توبیخ خواهد کرد. اگر در خفا طرف داری نمایید.
11
آیا جلال او شما را هراسان نخواهد ساخت؟ و هیبت او بر شما مستولی نخواهد شد؟
12
ذکرهای شما، مثل های غبار است. وحصارهای شما، حصارهای گل است.
13
«از من ساکت شوید و من سخن خواهم گفت. و هرچه خواهد، بر من واقع شود.
14
چراگوشت خود را با دندانم بگیرم و جان خود را دردستم بنهم؟
15
اگرچه مرا بکشد، برای او انتظارخواهم کشید. لیکن راه خود را به حضور او ثابت خواهم ساخت.
16
این نیز برای من نجات خواهدشد. زیرا ریاکار به حضور او حاضر نمی شود.
17
بشنوید! سخنان مرا بشنوید. و دعوی من به گوشهای شما برسد.
18
اینک الان دعوی خود رامرتب ساختم. و میدانم که عادل شمرده خواهم شد.
19
کیست که بامن مخاصمه کند؟ پس خاموش شده جان را تسلیم خواهم کرد.
20
فقطدو چیز به من مکن. آنگاه خود را از حضور توپنهان نخواهم ساخت.
21
دست خود را از من دورکن. و هیبت تو مرا هراسان نسازد.
22
آنگاه بخوان و من جواب خواهم داد، یا اینکه من بگویم و مراجواب بده.
23
خطایا و گناهانم چقدر است؟ تقصیر و گناه مرا به من بشناسان.
24
چرا روی خود را از من میپوشانی؟ و مرا دشمن خودمی شماری؟
25
آیا برگی را که از باد رانده شده است میگریزانی؟ و کاه خشک را تعاقب میکنی؟
26
زیرا که چیزهای تلخ را به ضد من مینویسی، و گناهان جوانیام را نصیب من میسازی.
27
و پایهای مرا در کنده میگذاری، وجمیع راههایم را نشان میکنی و گرد کف پاهایم خط میکشی؛و حال آنکه مثل چیز گندیده فاسد، و مثل جامه بید خورده هستم.
28
و حال آنکه مثل چیز گندیده فاسد، و مثل جامه بید خورده هستم.
← Chapter 12
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 37
Chapter 38
Chapter 39
Chapter 40
Chapter 41
Chapter 42
Chapter 14 →
All chapters:
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31
32
33
34
35
36
37
38
39
40
41
42