bible
ra
🌐 Language
English
Español
Français
Deutsch
Português
Italiano
Nederlands
Русский
中文
日本語
한국어
العربية
Türkçe
Tiếng Việt
ไทย
Indonesia
All Languages
Home
/
Persian
/
Persian Bible (FACB) 2005 - Persian Contemporary Bible
/
Exodus 1
Exodus 1
Persian Bible (FACB) 2005 - Persian Contemporary Bible
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 37
Chapter 38
Chapter 39
Chapter 40
Chapter 2 →
1
اين است نامهای پسران يعقوب كه با خانوادههای خود همراه وی به مصر مهاجرت كردند: رئوبين، شمعون، لاوی، يهودا، يساكار، زبولون، بنيامين، دان، نفتالی، جاد و اشير.
5
كسانی كه به مصر رفتند هفتاد نفر بودند. (يوسف پيش از آن به مصر رفته بود.)
6
سالها گذشت و در اين مدت يوسف و برادران او و تمام افراد آن نسل مردند.
7
ولی فرزندانی كه از نسل ايشان بدنيا آمدند بسرعت زياد شدند و قومی بزرگ تشكيل دادند تا آنجا كه سرزمين مصر از ايشان پر شد.
8
سپس، پادشاهی در مصر روی كار آمد كه يوسف و خدمات او را ناديده گرفت.
9
او به مردم گفت: «تعداد بنیاسرائيل در سرزمين ما روزبروز زيادتر میشود و ممكن است برای ما وضع خطرناكی پيش بياورند.
10
بنابراين بياييد چارهای بينديشيم و گرنه تعدادشان زيادتر خواهد شد و در صورت بروز جنگ، آنها به دشمنان ما ملحق شده بر ضد ما خواهند جنگيد و از سرزمين ما فرار خواهند كرد.»
11
پس مصریها، قوم اسرائيل را بردۀ خود ساختند و مأمورانی بر ايشان گماشتند تا با كار اجباری، آنها را زير فشار قرار دهند. اسرائيلیها شهرهای فيتوم و رعمسيس را برای فرعون ساختند تا از آنها بصورت انبار استفاده كند.
12
با وجود فشار روزافزون مصریها، تعداد اسرائيلیها روزبروز افزايش میيافت. اين امر مصریها را به وحشت انداخت.
13
بنابراين، آنها را بيشتر زير فشار قرار دادند، بطوری كه قوم اسرائيل از عذاب بردگی جانشان به لب رسيد، چون مجبور بودند در بيابان كارهای طاقت فرسا انجام دهند و برای ساختن آن شهرها، خشت و گل تهيه كنند.
15
از اين گذشته، فرعون به قابلههای اسرائيلی دستور داد كه پسران اسرائيلی را در هنگام تولد بكشند، ولی دختران را زنده نگهدارند. قابلهها كه نام يكی شفره و ديگری فوعه بود، از خدا میترسيدند؛ از اينرو، دستور فرعون را اطاعت نكردند و نوزادان پسر را هم زنده نگهداشتند.
18
پس فرعون ايشان را احضار كرد و پرسيد: «چرا از دستور من سرپيچی كرديد؟ چرا پسران اسرائيلی را نكشتيد؟»
19
آنها جواب دادند: «ای پادشاه، زنان اسرائيلی مثل زنان مصری ضعيف نيستند؛ آنها پيش از رسيدن قابله وضع حمل میكنند.»
20
خدا بر اين قابلهها لطف نموده، خانه و خانوادۀ ايشان را بركت داد، زيرا آنها ترس خدا را در دل داشتند. به اين ترتيب تعداد بنیاسرائيل روزبروز زيادتر میشد تا بصورت قوم بزرگی درآمدند.
22
پس فرعون بار ديگر به ملت خود چنين دستور داد: «از اين پس هر نوزاد پسر اسرائيلی را در رود نيل بيندازيد؛ اما دختران را زنده نگهداريد.»
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 37
Chapter 38
Chapter 39
Chapter 40
Chapter 2 →
All chapters:
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31
32
33
34
35
36
37
38
39
40