bible
ra
🌐 Language
English
Español
Français
Deutsch
Português
Italiano
Nederlands
Русский
中文
日本語
한국어
العربية
Türkçe
Tiếng Việt
ไทย
Indonesia
All Languages
Home
/
Persian
/
Persian Bible (FACB) 2005 - Persian Contemporary Bible
/
Exodus 24
Exodus 24
Persian Bible (FACB) 2005 - Persian Contemporary Bible
← Chapter 23
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 37
Chapter 38
Chapter 39
Chapter 40
Chapter 25 →
1
سپس خداوند به موسی فرمود: «تو و هارون و ناداب و ابيهو با هفتاد نفر از بزرگان اسرائيل نزد من به كوه برآييد ولی به من نزديک نشويد، بلكه از فاصلهٔ دور مرا سجده كنيد.
2
تنها تو ای موسی، بحضور من بيا، ولی بقيه نزديک نيايند. هيچ يک از افراد قوم نيز نبايد از كوه بالا بيايند.»
3
پس موسی بازگشت و قوانين و دستورات خداوند را به بنیاسرائيل باز گفت. تمام مردم يک صدا گفتند: «هر چه خداوند فرموده است، انجام خواهيم داد.»
4
موسی تمام دستورات خداوند را نوشت و صبح روز بعد، بامدادان برخاست و در پای آن كوه قربانگاهی بنا كرد و به تعداد قبايل بنیاسرائيل، دوازده ستون در اطراف آن برپا نمود.
5
آنگاه چند نفر از جوانان بنیاسرائيل را فرستاد تا قربانیهای سوختنی و قربانیهای سلامتی به خداوند تقديم كنند.
6
موسی نيمی از خون حيوانات قربانی شده را گرفت و در تشتها ريخت و نيم ديگر خون را روی قربانگاه پاشيد.
7
سپس كتابی را كه در آن دستورات خدا را نوشته بود يعنی كتاب عهد را برای بنیاسرائيل خواند و قوم بار ديگر گفتند: «ما قول میدهيم كه از تمام دستورات خداوند اطاعت كنيم.»
8
پس موسی خونی را كه در تشتها بود گرفت و بر مردم پاشيد و گفت: «اين خون، عهدی را كه خداوند با دادن اين دستورات با شما بست، مهر میكند.»
9
موسی و هارون و ناداب و ابيهو با هفتاد نفر از بزرگان اسرائيل از كوه بالا رفتند،
10
و خدای اسرائيل را ديدند. به نظر میرسيد كه زير پای او فرشی از ياقوت كبود به شفافی آسمان گسترده شده باشد.
11
هر چند بزرگان اسرائيل خدا را ديدند، اما آسيبی به ايشان وارد نشد. آنها در حضور خدا خوردند و آشاميدند.
12
آنگاه خداوند به موسی فرمود: «نزد من به بالای كوه بيا و آنجا باش و من قوانين و دستوراتی را كه روی لوحهای سنگی نوشتهام به تو میدهم تا آنها را به بنیاسرائيل تعليم دهی.»
13
پس موسی و دستيار او يوشع برخاستند تا از كوه بالا بروند.
14
موسی به بزرگان قوم گفت: «در اينجا بمانيد و منتظر باشيد تا برگرديم. اگر در غياب من مشكلی پيش آمد با هارون و حور مشورت كنيد.»
15
بنابراين، موسی از كوه سينا بالا رفت و ابری كوه را در خود فرو برد
16
و حضور پر جلال خداوند بر آن قرار گرفت. شش روز ابر همچنان كوه را پوشانده بود و در روز هفتم، خداوند از ميان ابر موسی را صدا زد.
17
حضور پر جلال خداوند بر فراز كوه بر مردمی كه در پايين كوه بودند چون شعلههای فروزان آتش به نظر میرسيد.
18
موسی به بالای كوه رفت و آن ابر، او را پوشانيد و او چهل شبانه روز در كوه ماند.
← Chapter 23
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 37
Chapter 38
Chapter 39
Chapter 40
Chapter 25 →
All chapters:
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31
32
33
34
35
36
37
38
39
40