bible
ra
🌐 Language
English
Español
Français
Deutsch
Português
Italiano
Nederlands
Русский
中文
日本語
한국어
العربية
Türkçe
Tiếng Việt
ไทย
Indonesia
All Languages
Home
/
Persian
/
Persian Bible (FACB) 2005 - Persian Contemporary Bible
/
Exodus 7
Exodus 7
Persian Bible (FACB) 2005 - Persian Contemporary Bible
← Chapter 6
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 37
Chapter 38
Chapter 39
Chapter 40
Chapter 8 →
1
خداوند به موسی فرمود: «تو فرستادهٔ من نزد فرعون هستی و برادرت هارون سخنگوی توست.
2
هر چه به تو میگويم به هارون بگو تا آن را به فرعون باز گويد و از او بخواهد تا قوم اسرائيل را رها كند.
3
ولی بدان كه من قلب فرعون را سخت میسازم، بطوری كه با وجود معجزات زيادی كه در مصر ظاهر میكنم،
4
او باز به سخنانتان گوش نخواهد داد. اما من با ضربهای مهلک مصر را به زانو درخواهم آورد و قوم خود بنیاسرائيل را از مصر بيرون خواهم آورد.
5
وقتی قدرت خود را به مصریها نشان دادم و بنیاسرائيل را از مصر بيرون آوردم، آنگاه مصریها خواهند فهميد كه من خداوند هستم.»
6
پس موسی و هارون آنچه را كه خداوند فرموده بود، انجام دادند.
7
زمانی كه آنها پيش پادشاه مصر رفتند، موسی هشتاد سال داشت و برادرش هارون هشتاد و سه سال.
8
خداوند به موسی و هارون فرمود:
9
«اين بار پادشاه مصر از شما معجزهای خواهد خواست، پس هارون عصای خود را در حضور فرعون به زمين اندازد و عصا، مار خواهد شد.»
10
موسی و هارون باز پيش فرعون رفتند و همانطور كه خداوند فرموده بود، هارون عصای خود را پيش پادشاه و درباريان او بر زمين انداخت و عصا مار شد.
11
اما فرعون حكيمان و جادوگران مصری را احضار كرد و آنها نيز به كمک افسونهای خود همين عمل را انجام دادند.
12
آنها عصاهای خود را به زمين انداختند و عصاهايشان به مار تبديل شد! اما مار هارون، همۀ مارهای جادوگران را بلعيد.
13
با وجود اين معجزه، دل پادشاه مصر همچنان سخت ماند و همانطور كه خداوند فرموده بود، به سخنان موسی و هارون اعتنايی نكرد.
14
خداوند به موسی فرمود: «دل فرعون همچنان سخت است و هنوز هم حاضر نيست قوم مرا رها كند.
15
فردا صبح عصايی را كه به مار تبديل شده بود به دست بگير و كنار رودخانه برو و در آنجا منتظر فرعون باش.
16
آنوقت به او بگو: خداوند، خدای عبرانیها مرا نزد تو فرستاده است كه بگويم قوم مرا رها كنی تا به صحرا بروند و او را عبادت كنند. تا بحال از دستور خدا اطاعت نكردهای،
17
ولی اكنون كاری میكند كه بدانی او خداوند است. من به دستور او، با ضربهٔ عصای خود، آب رود نيل را تبديل به خون میكنم.
18
تمام ماهيها خواهند مرد و آب خواهد گنديد، بطوری كه ديگر نتوانيد از آب رودخانه جرعهای بنوشيد.
19
«سپس به هارون بگو كه عصای خود را بسوی تمام رودخانهها، چشمهها، جويها و حوضها درازكند تا آب آنها به خون تبديل شود. حتی آبهايی كه در ظرفها و كوزههای خانههاست به خون تبديل خواهد شد.»
20
موسی و هارون همانطور كه خداوند فرموده بود، عمل كردند. هارون در حضور پادشاه مصر و همراهان او، با عصای خود ضربهای به رود نيل زد و آب تبديل به خون شد.
21
تمام ماهيها مردند و آب گنديد، و از آن پس مردم مصر نتوانستند از آب رود نيل بنوشند. در سراسر مصر بجای آب، خون بود.
22
ولی جادوگران مصری هم با افسون خود توانستند آب را به خون تبديل كنند. پس دل فرعون همچنان سخت ماند و همانطور كه خداوند فرموده بود، به گفتههای موسی و هارون اعتنايی نكرد.
23
او بدون اينكه تحت تأثير اين معجزه قرار گيرد، به كاخ خود بازگشت.
24
از آن پس مصریها در كنارۀ رود نيل چاه میكندند تا آب برای نوشيدن پيدا كنند، چون در رود بجای آب، خون جاری بود.
25
از اين واقعه يک هفته گذشت.
← Chapter 6
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 37
Chapter 38
Chapter 39
Chapter 40
Chapter 8 →
All chapters:
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31
32
33
34
35
36
37
38
39
40