bible
ra
🌐 Language
English
Español
Français
Deutsch
Português
Italiano
Nederlands
Русский
中文
日本語
한국어
العربية
Türkçe
Tiếng Việt
ไทย
Indonesia
All Languages
Home
/
Persian
/
Persian Bible (FACB) 2005 - Persian Contemporary Bible
/
Genesis 17
Genesis 17
Persian Bible (FACB) 2005 - Persian Contemporary Bible
← Chapter 16
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 37
Chapter 38
Chapter 39
Chapter 40
Chapter 41
Chapter 42
Chapter 43
Chapter 44
Chapter 45
Chapter 46
Chapter 47
Chapter 48
Chapter 49
Chapter 50
Chapter 18 →
1
وقتی ابرام نود و نه ساله بود، خداوند بر او ظاهر شد و فرمود: «من خدای قادر مطلق هستم. از من اطاعت كن و آنچه راست است بجا آور.
2
با تو عهد میبندم كه نسل تو را زياد كنم.»
3
ابرام به خاک افتاد و خدا به وی گفت: «من با تو عهد میبندم كه قومهای بسيار از تو به وجود آورم.
5
از اين پس نام تو ابرام نخواهد بود، بلكه ابراهيم؛ زيرا من تو را پدر قومهای بسيار میسازم.
6
نسل تو را زياد میكنم و از آنها ملتها و پادشاهان به وجود میآورم.
7
من عهد خود را تا ابد با تو و بعد از تو با فرزندانت، نسلاندرنسل برقرار میكنم. من خدای تو هستم وخدای فرزندانت نيز خواهم بود.
8
تمامیسرزمين كنعان را كه اكنون در آن غريب هستی، تا ابد به تو و به نسل تو خواهم بخشيد و خدای ايشان خواهم بود.»
9
خدا به ابراهيم فرمود: «وظيفۀ تو و فرزندانت و نسلهای بعد، اين است كه عهد مرا نگاهداريد. تمام مردان و پسران شما بايد ختنه شوند تا بدين وسيله نشان دهند كه عهد مرا پذيرفتهاند.
12
«هر پسر هشت روزه بايد ختنه شود. اين قانون شامل تمام مردان خانهزاد و زرخريد هم میشود.
13
همه بايد ختنه شوند و اين نشانی بر بدن شما خواهد بود از عهد جاودانی من.
14
هركس نخواهد ختنه شود، بايد از قومِ خود طرد شود، زيرا عهد مرا شكسته است.»
15
خدا همچنين فرمود: «اما در خصوص سارای، زن تو: بعد از اين ديگر او را سارای مخوان. نام او ساره (يعنی «شاهزاده») خواهد بود.
16
من او را بركت خواهم داد و از وی به تو پسری خواهم بخشيد. بلی، او را بركت خواهم داد و از او قومها به وجود خواهم آورد. از ميان فرزندان تو، پادشاهان خواهند برخاست.»
17
آنگاه ابراهيم سجده كرد و خنديد و در دل خود گفت: «آيا برای مرد صد ساله پسری متولد شود و ساره در نود سالگی بزايد؟»
18
پس به خدا عرض كرد: «خداوندا، همان اسماعيل را منظور بدار.»
19
ولی خدا فرمود: «مطمئن باش خودِ ساره برای تو پسری خواهد زاييد و تو نام او را اسحاق (يعنی «خنده») خواهی گذاشت. من عهد خود را با او و نسل وی تا ابد برقرار خواهم ساخت.
20
اما در مورد اسماعيل نيز تقاضای تو را اجابت نمودم و او را بركت خواهم داد و نسل او را چنان زياد خواهم كرد كه قوم بزرگی از او به وجود آيد. دوازده امير از ميان فرزندان او برخواهند خاست.
21
اما عهد خود را با اسحاق كه ساره او را سال ديگر در همين موقع برای تو خواهد زاييد، استوار میسازم.»
22
آنگاه خدا از سخن گفتن با ابراهيم باز ايستاد و از نزد او رفت.
23
سپس ابراهيم، فرزندش اسماعيل و ساير مردان و پسرانی را كه در خانهاش بودند، چنانكه خدا فرموده بود ختنه كرد.
24
در آن زمان ابراهيم نود و نه ساله و اسماعيل سيزده ساله بود. هر دو آنها در همان روز با ساير مردان و پسرانی كه در خانهاش بودند، چه خانهزاد و چه زرخريد، ختنه شدند.
← Chapter 16
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 37
Chapter 38
Chapter 39
Chapter 40
Chapter 41
Chapter 42
Chapter 43
Chapter 44
Chapter 45
Chapter 46
Chapter 47
Chapter 48
Chapter 49
Chapter 50
Chapter 18 →
All chapters:
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31
32
33
34
35
36
37
38
39
40
41
42
43
44
45
46
47
48
49
50