bible
ra
🌐 Language
English
Español
Français
Deutsch
Português
Italiano
Nederlands
Русский
中文
日本語
한국어
العربية
Türkçe
Tiếng Việt
ไทย
Indonesia
All Languages
Home
/
Persian
/
Persian Bible (FACB) 2005 - Persian Contemporary Bible
/
Proverbs 26
Proverbs 26
Persian Bible (FACB) 2005 - Persian Contemporary Bible
← Chapter 25
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 27 →
1
همانطوركه باريدن برف در تابستان يا باران در فصل درو خلاف قانون طبيعت است، همچنان است احترام گذاشتن به اشخاص نادان.
2
نفرين، بر كسی كه مستحق آن نيست اثری ندارد و مانند گنجشک يا پرستويی است كه اينسو و آنسو پرواز میكند و در جايی نمینشيند.
3
شلاق برای اسب است و افسار برای الاغ، و چوب تنبيه برای آدم احمق.
4
كسی كه به سؤال احمقانه جواب دهد مثل سؤال كنندۀ آن، احمق است.
5
بايد به سؤال احمقانه جواب احمقانه داد تا كسی كه سؤال كرده خيال نكند عاقل است.
6
كسی كه توسط آدم احمقی پيغام میفرستد مثل شخصی است كه پای خود را قطع میكند و يا زهر مینوشد.
7
مثلی كه از دهان شخص نادان بيرون میآيد، مانند پای لنگ، سست است.
8
احترام گذاشتن به آدم احمق، مانند بستن سنگ به فلاخن، كار احمقانهای است.
9
مثلی كه از دهان آدم احمق بيرون میآيد همچون خاری كه به دست آدم مست فرو میرود و او حس نمیكند، بیاثر است.
10
كسی كه آدم احمقی را استخدام میكند مانند تيراندازی است كه هر رهگذری را مجروح میسازد.
11
آدم احمقی كه حماقت خود را تكرار میكند مانند سگی است كه آنچه را كه استفراغ كرده میخورد.
12
كسی كه در نظر خود عاقل است از يک احمق هم نادانتر است.
13
آدم تنبل پايش را از خانه بيرون نمیگذارد و میگويد: «شيرهای درندهای در كوچهها هستند!»
14
او مانند دری كه بر پاشنهاش میچرخد، در رختخوابش میغلتد و از آن جدا نمیشود.
15
دستش را بطرف بشقاب دراز میكند ولی از فرط تنبلی لقمه را به دهانش نمیگذارد.
16
با اين حال او خود را داناتر از هفت مرد عاقل میداند.
17
كسی كه در نزاعی دخالت میكند كه به او مربوط نيست مانند شخصی است كه گوشهای سگی را میكشد.
18
شخصی كه همسايۀ خود را فريب بدهد و بعد بگويد كه شوخی كرده است، مثل ديوانهای است كه به هر طرف آتش و تيرهای مرگبار پرت میكند.
20
هيزم كه نباشد آتش خاموش میشود، سخنچين كه نباشد نزاع فرو مینشيند.
21
همانطور كه زغال و هيزم آتش را مشتعل میكند، مرد ستيزهجو هم جنگ و نزاع بر پا مینمايد.
22
حرفهای آدم سخنچين مانند لقمههای لذيذی است كه با لذت بلعيده میشود.
23
سخنان زيبا و فريبنده، شرارت دل را پنهان میسازد، درست مانند لعابی كه ظرف گلی را میپوشاند.
24
شخص كينهتوز با حرفهايش كينۀ دلش را مخفی میكند؛
25
اما تو گول حرفهای فريبندۀ او را نخور، زيرا دلش پر از نفرت است.
26
اگر چه نفرتش را با حيله پنهان میكند، اما سرانجام پليدی او بر همگان آشكار خواهد شد.
27
هر كه برای ديگران چاه بكند، خود در آن خواهد افتاد. هر كه سنگی بطرف ديگران بغلتاند، آن سنگ بر میگردد و بر روی خود او میافتد.
28
زبان دروغگو از مجروح شدگان خود نفرت دارد و دهان چاپلوس خرابی بار میآورد.
← Chapter 25
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 27 →
All chapters:
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31