bible
ra
🌐 Language
English
Español
Français
Deutsch
Português
Italiano
Nederlands
Русский
中文
日本語
한국어
العربية
Türkçe
Tiếng Việt
ไทย
Indonesia
All Languages
Home
/
Persian
/
Persian Bible (NMV) 2014 - New Millennium Version
/
Jeremiah 22
Jeremiah 22
Persian Bible (NMV) 2014 - New Millennium Version
← Chapter 21
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 37
Chapter 38
Chapter 39
Chapter 40
Chapter 41
Chapter 42
Chapter 43
Chapter 44
Chapter 45
Chapter 46
Chapter 47
Chapter 48
Chapter 49
Chapter 50
Chapter 51
Chapter 52
Chapter 23 →
1
خداوند چنین میفرماید: «به خانۀ پادشاه یهودا فرود آی و این کلام را در آنجا بیان کن،
2
و بگو: ”ای پادشاه یهودا که بر تخت داوود نشستهای، تو و خادمانت و قومت که از این دروازهها داخل میشوید، کلام خداوند را بشنوید.
3
خداوند چنین میفرماید: عدل و انصاف را به جا آرید، و غارتشدگان را از دست ظالمان برهانید. بر غریبان و یتیمان و بیوهزنان جور و ستم مکنید، و خون بیگناهان را در این مکان مریزید.
4
زیرا اگر براستی این کلام را به جا آرید، آنگاه پادشاهانی که بر تخت داوود مینشینند، سوار بر اسبان و ارابهها، به همراه خادمان و قوم خویش از دروازههای این خانه داخل خواهند شد.
5
اما اگر این کلام را نشنوید، به ذات خودم قسم که این خانه به ویرانهای بدل خواهد شد؛“» این است فرمودۀ خداوند.
6
«زیرا خداوند دربارۀ خاندان پادشاه یهودا چنین میفرماید: «”گرچه تو برای من همچون جِلعاد و مانند قُلّۀ لبنانی، من تو را به بیابان و شهر غیرمسکون بَدَل خواهم کرد.
7
نابودکنندگان را بر ضد تو فراهم خواهم آورد، هر یک را با اسلحهاش. آنان بهترین سروهایت را خواهند بُرید، و در آتش خواهند افکند.
8
«”و ملل بسیار چون از کنار این شهر بگذرند، به یکدیگر خواهند گفت: ’چرا خداوند به این شهر عظیم چنین کرده است؟‘
9
و پاسخ خواهند شنید: ’از آن رو که عهد یهوه خدای خود را ترک کردند و خدایانِ غیر را سَجده و عبادت نمودند.“‘»
10
برای آن که مُرده مگریید و برایش به سوگ منشینید، بلکه برای آن که به تبعید میرود زاری کنید، زیرا دیگر باز نخواهد گشت، و زاد و بوم خویش دیگر نخواهد دید.
11
زیرا خداوند دربارۀ شَلّوم، پسر یوشیا پادشاه یهودا، که به جای پدرش یوشیا پادشاه شد اما از این مکان رفته است، چنین میفرماید: «او دیگر بدینجا باز نخواهد گشت،
12
بلکه در مکانی که او را به اسیری بردهاند خواهد مرد، و دیگر هرگز این سرزمین را نخواهد دید.
13
«وای بر آن که خانۀ خویش با بیعدالتی بنا کند، و بالاخانهاش را با بیانصافی؛ وای بر آن که همنوع خویش برایگان به خدمت گیرد، و مزد او را به او نپردازد؛
14
که گوید: ”خانهای بزرگ برای خویشتن خواهم ساخت، با بالاخانههای وسیع“؛ که برای آن پنجرهها بگشاید، و آن را به چوب سرو بپوشاند، و به رنگ سرخ بیاراید.
15
«آیا از آن رو که در بهرهوری از چوبِ سرو گویِ سبقت ربودهای، خود را پادشاه میپنداری؟ آیا پدرت نمیخورْد و نمینوشید، و عدل و انصاف را به جا نمیآورد؟ از همین رو سعادتمند بود.
16
او ستمدیدگان و نیازمندان را دادرسی میکرد، و از همین رو سعادتمند بود. آیا شناختن من جز این است؟» این است فرمودۀ خداوند.
17
«اما چشمان و دل تو تنها معطوف به سودِ نامشروع است، و به ریختن خون بیگناهان و ظلم و اخاذی.»
18
پس خداوند دربارۀ یِهویاقیم، پسر یوشیا پادشاه یهودا، چنین میفرماید: «برای او به سوگ نخواهند نشست، و نخواهند گفت: ”آه ای برادرم!“ و یا ”آه ای خواهرم!“ و برایش مرثیه نخواهند خواند، که ”آه ای سرور ما!“ یا ”آه ای اعلیحضرت!“
19
او را کشیده، بیرون دروازههای اورشلیم خواهند افکند، و همچون الاغی دفن خواهد شد.
20
«به لبنان برآی و بانگ برآور؛ آواز خود را در باشان بلند کن؛ از عَباریم فریاد سر ده، زیرا که عاشقانت جملگی نابود گشتهاند!
21
در سعادتمندی با تو سخن گفتم، اما گفتی، ”نخواهم شنید!“ از روزگار جوانی عادت تو همین بوده است، که به آواز من گوش فرا ندهی.
22
بادْ همۀ شبانانت را شبانی خواهد کرد، و عاشقانت به اسارت خواهند رفت؛ آنگاه به سبب تمامی شرارتت، سرافکنده و رسوا خواهی شد.
23
ای که در لبنان ساکنی، و آشیان خویش میان سروها بنا کردهای، آنگاه که دردها تو را مبتلا سازد، درد همچون دردِ زنی در حالِ زا، چگونه ناله سر خواهی داد!
24
«خداوند میفرماید: به حیات خودم قسم که حتی اگر تو ای یِهویاکین، پسر یِهویاقیم پادشاه یهودا، انگشتر خاتم بر دست راست من بودی، تو را به در میآوردم.
25
من تو را به دست کسانی که قصد جان تو دارند و از ایشان میهراسی، تسلیم خواهم کرد؛ آری، تو را به دست نبوکدنصر پادشاه بابِل و به دست کَلدانیان خواهم سپرد.
26
من تو را و مادری را که تو را بزاد به سرزمینی دیگر خواهم افکند که در آن زاده نشدهاید، و هر دو در آنجا خواهید مرد.
27
شما هرگز به سرزمینی که مشتاق بازگشت به آنید، باز نخواهید گشت.»
28
آیا این مرد، یِهویاکین، کوزهای حقیر و شکسته است؟ ظرفی که هیچکس طالب آن نیست؟ چرا او و نسلش بیرون افکنده شده، و به سرزمینی که نمیشناسند پرتاب گردیدهاند؟
29
ای زمین، ای زمین، ای زمین، کلام خداوند را بشنو!
30
خداوند چنین میفرماید: «این مرد را بیفرزند بنگار، مردی که در ایام خویش کامیاب نخواهد شد، زیرا از نسل او هیچکس توفیق نخواهد یافت که بر تخت داوود بنشیند و دیگر بار در یهودا حکم براند.»
← Chapter 21
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 37
Chapter 38
Chapter 39
Chapter 40
Chapter 41
Chapter 42
Chapter 43
Chapter 44
Chapter 45
Chapter 46
Chapter 47
Chapter 48
Chapter 49
Chapter 50
Chapter 51
Chapter 52
Chapter 23 →
All chapters:
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31
32
33
34
35
36
37
38
39
40
41
42
43
44
45
46
47
48
49
50
51
52