bible
ra
🌐 Language
English
Español
Français
Deutsch
Português
Italiano
Nederlands
Русский
中文
日本語
한국어
العربية
Türkçe
Tiếng Việt
ไทย
Indonesia
All Languages
Home
/
Persian
/
Persian Bible (NMV) 2014 - New Millennium Version
/
Jeremiah 3
Jeremiah 3
Persian Bible (NMV) 2014 - New Millennium Version
← Chapter 2
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 37
Chapter 38
Chapter 39
Chapter 40
Chapter 41
Chapter 42
Chapter 43
Chapter 44
Chapter 45
Chapter 46
Chapter 47
Chapter 48
Chapter 49
Chapter 50
Chapter 51
Chapter 52
Chapter 4 →
1
«اگر مردی زن خویش را طلاق دهد و آن زن از وی جدا شده، زن مردی دیگر شود، آیا دیگر بار نزد آن زن بازمیگردد؟ آیا آن سرزمین بهغایت مُلَوَّث نخواهد شد؟ خداوند میفرماید: تو با معشوقانِ بسیار زنا کردهای، آیا میتوانی نزد من بازگردی؟
2
چشمان خود را به بلندیها برافراز و ببین! آیا جایی هست که در آن با تو همبستر نشده باشند؟ تو همچون راهزن در بیابان، کنار راهها به انتظار معشوقانت نشستی، و این سرزمین را با زنای شرارتآمیز خود مُلَوَّث ساختی.
3
از همین روست که بارشها بازداشته شده، و بارانِ بهاری نباریده است؛ اما تو را جبینِ زن فاحشه است، و از شرم و حیا اِبا داری.
4
تو هماکنون مرا خوانده، گفتی: ”ای پدرم، تو دوست روزگار جوانیام بودهای،
5
آیا تا ابد خشمگین خواهی بود؟ آیا غضبت را تا به آخر نگاه خواهی داشت؟“ براستی که تو چنین سخن میگویی، اما هر شرارتی را که از دستت برآید، به عمل میآوری.»
6
خداوند در ایام یوشیای پادشاه، به من گفت: «آیا دیدی اسرائیلِ بیوفا چه کرده است؟ دیدی چگونه بر فراز هر تَلّ بلند و زیر هر درختِ سبز رفته و در آنجا زنا کرده است؟
7
من گفتم، ”پس از انجام همۀ این کارها نزد من باز خواهد گشت،“ اما بازنگشت، و خواهر خیانتکارش یهودا این را دید.
8
آری، او دید که من اسرائیلِ بیوفا را به سبب همۀ زناکاریهایش بیرون کردم و طلاقنامهای به او دادم. و با این حال، خواهر خیانتکار او یهودا نترسید، بلکه او نیز رفته، زناکاری پیشه کرد.
9
اسرائیل به سبب آسانگیری در زناکاریِ خود، این سرزمین را مُلَوَّث ساخت و با سنگ و چوب زنا کرد.
10
و خداوند میگوید: با وجود این همه، خواهرِ خیانتکارِ او یهودا با تمامی دل خویش نزد من بازنگشت، بلکه تنها به ریا!»
11
خداوند مرا گفت: «اسرائیلِ بیوفا خود را از یهودای خیانتکار پارساتر نموده است.
12
پس برو و این سخنان را به جانب شمال ندا کرده، بگو: خداوند میفرماید، «”ای اسرائیلِ بیوفا، بازگرد! من بر تو با ناخشنودی نخواهم نگریست، زیرا که من وفادار هستم، و خشم خویش را تا به ابد نگاه نخواهم داشت؛ این است فرمودۀ خداوند.
13
فقط به تقصیر خویش اِذعان کن، به اینکه بر یهوه خدایت عِصیان ورزیدی، و راههای خود را زیر هر درخت سبز برای بیگانگان منشعب ساختی، و آواز مرا نشنیدی؛ این است فرمودۀ خداوند.
14
«”پس خداوند میفرماید: ای فرزندان بیوفا بازگشت کنید، زیرا من شوهر شما هستم؛ و از شما یک تن از شهری و دو تن از طایفهای گرفته، به صَهیون خواهم آورد.
15
و به شما شبانانی موافق دل خود خواهم داد که شما را به معرفت و بصیرت خواهند چرانید.
16
و خداوند میگوید: در آن روزها، آنگاه که در این سرزمین بارور و کثیر شدید، دیگر نخواهید گفت: ’صندوق عهد خداوند‘. آن صندوق دیگر به ذهن کسی نخواهد آمد و به یاد آورده نخواهد شد. برای آن دلتنگ نخواهند شد و دوباره آن را نخواهند ساخت.
17
زیرا در آن ایام اورشلیم ’تخت پادشاهی یهوه‘ خوانده خواهد شد، و تمامی قومها به جهت بزرگداشت نام یهوه در اورشلیم گرد خواهند آمد و دیگر سرسختانه از دلِ شریرِ خود پیروی نخواهند کرد.
18
در آن روزها، خاندان یهودا به خاندان اسرائیل خواهد پیوست، و با هم از سرزمین شمال به سرزمینی در خواهند آمد که به پدرانتان به میراث بخشیدم.
19
«”گفتم چه شادمانه تو را در میان پسرانم جای خواهم داد، و سرزمینی مرغوب به تو خواهم بخشید، که زیباترین میراث همۀ قومهاست. نیز گفتم که مرا پدر خواهی خواند، و دیگر از پیروی من روی بر نخواهی تافت.
20
اما همچون زنی که به شوهر خود خیانت ورزد، تو ای خاندان اسرائیل به من خیانت ورزیدی؛ این است فرمودۀ خداوند.“»
21
صدایی از بلندیها شنیده میشود، صدای گریه و التماس بنیاسرائیل، زیرا که راههای خویش را منحرف ساخته، و یهوه خدای خود را فراموش کردهاند.
22
«ای فرزندان بیوفا بازگشت کنید، و من بیوفایی شما را شفا خواهم داد.» «اینک نزدت میآییم زیرا تویی یهوه، خدای ما.
23
براستی که تپهها فریبی بیش نیستند، غوغای فراز کوهها؛ براستی که نجات اسرائیل در یهوه خدای ماست.
24
«اما بتپرستیِ شرمآورْ دسترنج پدران ما را، از گله و رَمِه و پسران و دختران، از روزگار جوانیِ ما فرو بلعیده است.
25
بیایید تا به شرمساری خود اِذعان کنیم، بیایید تا رسواییمان را در بر بگیریم، زیرا هم ما و هم پدران ما، از جوانی تا به امروز، به یهوه خدای خویش گناه ورزیده، و آواز یهوه خدای خود را نشنیدهایم.»
← Chapter 2
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 37
Chapter 38
Chapter 39
Chapter 40
Chapter 41
Chapter 42
Chapter 43
Chapter 44
Chapter 45
Chapter 46
Chapter 47
Chapter 48
Chapter 49
Chapter 50
Chapter 51
Chapter 52
Chapter 4 →
All chapters:
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31
32
33
34
35
36
37
38
39
40
41
42
43
44
45
46
47
48
49
50
51
52