bible
ra
🌐 Language
English
Español
Français
Deutsch
Português
Italiano
Nederlands
Русский
中文
日本語
한국어
العربية
Türkçe
Tiếng Việt
ไทย
Indonesia
All Languages
Home
/
Persian
/
Persian Dari Bible - Afgan Dialect - Version Good News for a New Age (GNN) == 2007
/
Proverbs 7
Proverbs 7
Persian Dari Bible - Afgan Dialect - Version Good News for a New Age (GNN) == 2007
← Chapter 6
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 8 →
1
فرزندم، هر چه می گویم به خاطر بسپار و هرگز فراموش نکن
2
هر چه می گویم، انجام بده تا زنده بمانی. تعلیمات مرا مانند مردمک چشم خود محافظت کن.
3
آن ها را آویزۀ گوش خود ساز و بر لوح دلت نقش کن.
4
حکمت را خواهر خود محسوب کن و دانش را مانند نزدیکترین دوست خود بدان.
5
آن ها تو را از زن شوهردار و از سخنان تملق آمیز آن ها دور می کند.
6
یک روز از پنجره اطاقم به بیرون نگاه می کردم.
7
در بین جوانان بی تجربه، جوان احمقی را دیدم که در موقع تاریک شدن هوا، در کوچه ای به طرف خانۀ زنی می رفت.
8
آن زن به طرف او آمد. لباس زنان هرزه را پوشیده بود و نقشه های پلیدی در سر داشت.
9
زن گستاخ و بی حیائی بود. از آن زنهائی که همیشه در جاده ها گردش می کنند و یا در گوشۀ سرکها و کوچه و بازارها می ایستند.
10
دست های خود را به گردن آن جوان انداخت او را بوسید و با نگاهی شرم آور گفت:
11
«امروز نذر خود را داده و قربانی کرده ام و از گوشت آن غذا پخته ام.
12
اکنون به دنبال تو می گشتم تا تو را پیدا کنم و حالا یافتمت.
13
رختخواب خود را با پارچه های ابریشمی رنگارنگ مصری پوشانیده ام
14
و با بهترین عطرهای خوشبو آن را معطر کرده ام.
15
بیا برویم تا صبح عشقبازی کنیم و در آغوش هم لذت ببریم،
16
شوهرم در خانه نیست و به سفر درازی رفته است.
17
پول زیادی با خود برده و تا دو هفته دیگر بر نمی گردد.»
18
سرانجام با زبان چرب و نرم و با چاپلوسی او را فریب داد.
19
او فوراً تسلیم شده مثل گاوی که به کشتارگاه می رود،
20
و مانند آهویی که خرامان به سوی دام پیش می رود تا تیری به قلبش زده شود و مانند پرنده ای که به داخل دام می پرد، به دنبال آن زن به راه افتاد و نمی دانست که زندگی او در خطر است.
21
پس ای پسران من، توجه کنید و به سخنان من گوش بدهید:
22
نگذارید چنین زنی قلب شما را اسیر کند. به دنبال او نروید.
23
او مردان زیادی را بیچاره کرده و عدۀ بی شماری را به سوی مرگ کشانده است.اگر به خانۀ چنین زنانی بروی، در راه جهنم هستی و این راه، کوتاهترین راه به سوی مرگ و نابودی است.
24
اگر به خانۀ چنین زنانی بروی، در راه جهنم هستی و این راه، کوتاهترین راه به سوی مرگ و نابودی است.
← Chapter 6
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 8 →
All chapters:
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31