bible
ra
🌐 Language
English
Español
Français
Deutsch
Português
Italiano
Nederlands
Русский
中文
日本語
한국어
العربية
Türkçe
Tiếng Việt
ไทย
Indonesia
All Languages
Home
/
Persian
/
Persian Bible (FACB) 2005 - Persian Contemporary Bible
/
2 Chronicles 10
2 Chronicles 10
Persian Bible (FACB) 2005 - Persian Contemporary Bible
← Chapter 9
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 11 →
1
رحبعام به شكيم رفت، زيرا ده قبيله اسرائيل در آنجا جمع شده بودند تا او را پادشاه سازند.
2
يربعام كه از ترس سليمان به مصر فرار كرده بود، بوسيلۀ يارانش از اين موضوع با خبر شد و از مصر بازگشت. او همراه ده قبيلۀ اسرائيل نزد رحبعام رفت و گفت:
4
«پدر تو سليمان، پادشاه بسيار سختگيری بود. اگر تو میخواهی بر ما سلطنت نمايی بايد قول بدهی مثل او سختگير نباشی و با مهربانی با ما رفتار كنی.»
5
رحبعام جواب داد: «سه روز به من فرصت بدهيد تا در اين باره تصميم بگيرم.» آنها نيز قبول كردند.
6
رحبعام با ريش سفيدان قوم كه قبلاً مشاوران پدرش سليمان بودند، مشورت كرد و از ايشان پرسيد: «به نظر شما بايد به مردم چه جوابی بدهم؟»
7
گفتند: «اگر میخواهی اين مردم هميشه مطيع تو باشند، جواب نرمی به ايشان بده و موافقت نما كه با ايشان خوش رفتاری كنی.»
8
ولی رحبعام نصيحت ريش سفيدان را نپذيرفت و رفت با مشاوران جوان خود كه با او پرورش يافته بودند مشورت كرد.
9
او از آنها پرسيد: «به نظر شما بايد به اين مردم كه به من میگويند: «مثل پدرت سختگير نباش.» چه جوابی بدهم؟»
10
مشاوران جوانش به او گفتند: «به مردم بگو: «انگشت كوچک من از كمر پدرم كلفتتر است!
11
اگر فكر میكنيد پدرم سختگير بود، بدانيد كه من از او سختگيرتر هستم! پدرم برای تنبيه شما از تازيانه استفاده میكرد، ولی من از شلاق خاردار استفاده خواهم كرد.»
12
بعد از سه روز همانطور كه رحبعام پادشاه گفته بود يربعام همراه قوم نزد او رفت.
13
رحبعام پادشاه جواب تندی به آنها داد. او نصيحت ريش سفيدان را نشنيده گرفت و آنچه جوانان گفته بودند به قوم باز گفت.
15
پس پادشاه به مردم جواب رد داد، زيرا دست خدا در اين كار بود تا وعدهای را كه بوسيلۀ اخيای نبی به يربعام داده بود، عملی كند.
16
وقتی مردم ديدند كه پادشاه جديد به خواستههای ايشان هيچ اهميتی نمیدهد، فرياد برآوردند: «ما خاندان داود را نمیخواهيم! ما با آنها كاری نداريم! ای مردم بياييد، به شهرهای خود برگرديم. بگذاريد رحبعام بر خاندان خودش سلطنت كند.» به اين ترتيب قبيلههای اسرائيل رحبعام را ترک نمودند، و او فقط بر سرزمين يهودا پادشاه شد.
18
چندی بعد رحبعام پادشاه، ادونيرام، سرپرست كارهای اجباری را فرستاد تا قبيلههای اسرائيل را بررسی كند. اما مردم او را سنگسار كرده كشتند و رحبعام با عجله سوار بر عرابه شده، به اورشليم گريخت.
19
به اين ترتيب، تا به امروز اسرائيل بر ضد خاندان داود هستند.
← Chapter 9
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 11 →
All chapters:
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31
32
33
34
35
36