bible
ra
🌐 Language
English
Español
Français
Deutsch
Português
Italiano
Nederlands
Русский
中文
日本語
한국어
العربية
Türkçe
Tiếng Việt
ไทย
Indonesia
All Languages
Home
/
Persian
/
Persian Bible (FACB) 2005 - Persian Contemporary Bible
/
2 Chronicles 22
2 Chronicles 22
Persian Bible (FACB) 2005 - Persian Contemporary Bible
← Chapter 21
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 23 →
1
اهالی اورشليم اخزيا، پسر كوچک يهورام را به پادشاهی خود انتخاب كردند، زيرا مهاجمانی كه همراه عربها به يهودا حمله كردند، پسران بزرگ او را كشته بودند.
2
اخزيا بيست و دو ساله بود كه پادشاه شد، ولی فقط يک سال در اورشليم سلطنت كرد. مادرش عتليا نام داشت و نوۀ عمری بود.
3
او نيز مانند خاندان اخاب نسبت به خداوند گناه ورزيد، زيرا مادرش او را به كارهای زشت ترغيب میكرد.
4
آری، اخزيا نيز مثل اخاب شرور بود، زيرا بعد از مرگ پدرش، خانوادۀ اخاب مشاوران او بودند و او را بطرف نابودی سوق دادند.
5
اخزيا بر اثر مشورت آنها، با يورام (پسر اخاب) پادشاه اسرائيل، متحد شد و برای جنگ با حزائيل، پادشاه سوريه، به راموت جلعاد لشكر كشيد. در اين جنگ يورام مجروح شد.
6
پس برای معالجه به يزرعيل رفت. وقتی در آنجا بستری بود، اخزيا به عيادتش رفت.
7
خدا بوسيلۀ اين ديدار، سقوط اخزيا را فراهم آورد. وقتی اخزيا با يورام بود، ييهو (پسر نمشی) كه از طرف خداوند مأمور شده بود دودمان اخاب را براندازد، به سراغ آنها رفت.
8
زمانی كه ييهو در پی كشتار اعضای خانوادۀ اخاب بود، با عدهای از سران يهودا و برادرزادههای اخزيا روبرو شد و ايشان را كشت.
9
ييهو در جستجوی اخزيا بود؛ سرانجام او را كه در سامره پنهان شده بود دستگير نموده، نزد ييهو آوردند و ييهو او را نيز كشت. با وجود اين، اخزيا را با احترام به خاک سپردند، چون نوۀ يهوشافاط پادشاه بود كه با تمام دل از خداوند پيروی میكرد. از خاندان اخزيا كسی كه قادر باشد سلطنت كند، نماند.
10
وقتی عتليا، مادر اخزيا از كشته شدن پسرش باخبر شد، دستور قتل عام تمام اعضای خاندان سلطنتی يهودا را صادر كرد.
11
تنها كسی كه جان سالم بدر برد يوآش پسر كوچک اخزيا بود، زيرا يهوشبع، عمه يوآش، كه دختر يهورام پادشاه و خواهر ناتنی اخزيا بود، او را نجات داد. يهوشبع طفل را از ميان ساير فرزندان پادشاه كه در انتظار مرگ بودند، دزديد و او را با دايه اش در خانۀ خداوند در اتاقی پنهان كرد. (يهوشبع زن يهوياداع كاهن بود.)
12
در مدت شش سالی كه عتليا در مقام ملكه فرمانروايی میكرد، يوآش زير نظر عمه اش در خانۀ خدا پنهان ماند.
← Chapter 21
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 23 →
All chapters:
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31
32
33
34
35
36