bible
ra
🌐 Language
English
Español
Français
Deutsch
Português
Italiano
Nederlands
Русский
中文
日本語
한국어
العربية
Türkçe
Tiếng Việt
ไทย
Indonesia
All Languages
Home
/
Persian
/
Persian Bible (FACB) 2005 - Persian Contemporary Bible
/
Isaiah 40
Isaiah 40
Persian Bible (FACB) 2005 - Persian Contemporary Bible
← Chapter 39
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 37
Chapter 38
Chapter 39
Chapter 40
Chapter 41
Chapter 42
Chapter 43
Chapter 44
Chapter 45
Chapter 46
Chapter 47
Chapter 48
Chapter 49
Chapter 50
Chapter 51
Chapter 52
Chapter 53
Chapter 54
Chapter 55
Chapter 56
Chapter 57
Chapter 58
Chapter 59
Chapter 60
Chapter 61
Chapter 62
Chapter 63
Chapter 64
Chapter 65
Chapter 66
Chapter 41 →
1
خدای اسرائيل میفرمايد: «تسلی دهيد! قوم مرا تسلی دهيد!
2
اهالی اورشليم را دلداری دهيد و به آنان بگوييد كه روزهای سخت ايشان بسر آمده و گناهانشان بخشيده شده، زيرا من باندازۀ گناهانشان آنها را تنبيه كردهام.»
3
صدايی میشنوم كه میگويد: «راهی از وسط بيابان برای آمدن خداوند آماده كنيد. راه او را در صحرا صاف كنيد.
4
درهها را پر كنيد؛ كوهها و تپهها را هموار سازيد؛ راههای كج را راست و جادههای ناهموار را صاف كنيد.
5
آنگاه شكوه و جلال خداوند ظاهر خواهد شد و همۀ مردم آن را خواهند ديد. خداوند اين را وعده فرموده است.»
6
بار ديگر آن صدا میگويد: «با صدای بلند بگو!» پرسيدم: «با صدای بلند چه بگويم؟» گفت: «با صدای بلند بگو كه انسان مثل گياهی است كه خشک شده، از بين میرود و تمام زيبايی او همچون گلی است كه پژمرده میشود.
7
وقتی خدا میدمد گياه خشک و گل پژمرده میشود. بلی، انسان مانند گياه از بين میرود.
8
گياه خشک میشود و گل پژمرده میگردد، اما كلام خدای ما برای هميشه باقی میماند.»
9
ای قاصد خوش خبر، از قلۀ كوه، اورشليم را صدا كن. پيامت را با تمام قدرت اعلام كن و نترس. به شهرهای يهودا بگو: «خدای شما میآيد!»
10
بلی، خداوند میآيد تا با قدرت حكومت كند. پاداشش همراه او است و هركس را مطابق اعمالش پاداش خواهد داد.
11
او مانند شبان، گلۀ خود را خواهد چرانيد؛ برهها را در آغوش خواهد گرفت و ميشها را با ملايمت هدايت خواهد كرد.
12
آيا كسی غير از خدا میتواند اقيانوس را در دست نگه دارد و يا آسمان را با وجب اندازه گيرد؟ آيا كسی غير از او میتواند خاک زمين را در ترازو بريزد و يا كوهها و تپهها را با قپان وزن كند؟
13
آيا كسی میتواند خداوند را پند دهد يا معلم و مشاور او باشد؟
14
آيا او تابحال به ديگران محتاج بوده است كه به او حكمت و دانش بياموزند و راه راست را به او ياد دهند؟
15
به هيچ وجه! تمام مردم جهان دربرابر او مثل قطرۀ آبی در سطل و مانند غباری در ترازو، ناچيز هستند. همۀ جزاير دنيا برای او گردی بيش نيستند و او میتواند آنها را از جايشان تكان دهد.
16
اگر تمام حيوانات لبنان را برای خدا قربانی كنيم باز كم است و اگر تمام جنگلهای لبنان را برای روشن كردن آتش قربانی بكار بريم باز كافی نيست.
17
تمام قومها در نظر او هيچ هستند و ناچيز به شمار میآيند.
18
چگونه میتوان خدا را توصيف كرد؟ او را با چه چيز میتوان مقايسه نمود؟
19
آيا میتوان او را با يک بت مقايسه كرد؟ بتی كه بت ساز آن را ساخته و با طلا پوشانده و به گردنش زنجير نقرهای انداخته است؟
20
فقيری كه نمیتواند خدايانی از طلا و نقره درست كند، درختی میيابد كه چوبش با دوام باشد و آن را بدست صنعتگری ماهر میدهد تا برايش خدايی بسازد، خدايی كه حتی قادر به حركت نيست!
21
آيا تا به حال ندانستهايد و نشنيدهايد و كسی به شما نگفته كه دنيا چگونه به وجود آمده است؟
22
خدا دنيا را آفريده است؛ همان خدايی كه بر فراز كرۀ زمين نشسته و مردم روی زمين در نظر او مانند مورچه هستند. او آسمانها را مثل پرده پهن میكند و از آنها خيمهای برای سكونت خود میسازد.
23
او رهبران بزرگ دنيا را ساقط میكند و از بين میبرد.
24
هنوز ريشه نزده خدا بر آنها میدمد، و آنها پژمرده شده، مثل كاه پراكنده میگردند.
25
خداوند قدوس میپرسد: «شما مرا با چه كسی مقايسه میكنيد؟ چه كسی میتواند با من برابری كند؟»
26
به آسمانها نگاه كنيد! كيست كه همۀ اين ستارگان را آفريده است؟ كسی كه آنها را آفريده است از آنها مثل يک لشكر سان میبيند، تعدادشان را میداند و آنها را به نام میخواند. قدرت او آنقدر عظيم است كه نمیگذارد هيچكدام از آنها گم شوند.
27
پس، ای اسرائيل، چرا میگويی خداوند رنجهای مرا نمیبيند و با من به انصاف رفتار نمیكند؟
28
آيا تابحال ندانسته و نشنيدهای كه خدای ابدی، خالق تمام دنيا هرگز درمانده و خسته نمیشود و هيچكس نمیتواند به عمق افكار او پی ببرد؟
29
او به خستگان نيرو میبخشد و به ضعيفان قدرت عطا میكند.
30
حتی جوانان هم درمانده و خسته میشوند و دلاوران از پای در میآيند،
31
اما آنانی كه به خداوند اميد بستهاند نيروی تازه میيابند و مانند عقاب پرواز میكنند؛ میدوند و خسته نمیشوند، راه میروند و ناتوان نمیگردند.
← Chapter 39
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 37
Chapter 38
Chapter 39
Chapter 40
Chapter 41
Chapter 42
Chapter 43
Chapter 44
Chapter 45
Chapter 46
Chapter 47
Chapter 48
Chapter 49
Chapter 50
Chapter 51
Chapter 52
Chapter 53
Chapter 54
Chapter 55
Chapter 56
Chapter 57
Chapter 58
Chapter 59
Chapter 60
Chapter 61
Chapter 62
Chapter 63
Chapter 64
Chapter 65
Chapter 66
Chapter 41 →
All chapters:
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31
32
33
34
35
36
37
38
39
40
41
42
43
44
45
46
47
48
49
50
51
52
53
54
55
56
57
58
59
60
61
62
63
64
65
66