bible
ra
🌐 Language
English
Español
Français
Deutsch
Português
Italiano
Nederlands
Русский
中文
日本語
한국어
العربية
Türkçe
Tiếng Việt
ไทย
Indonesia
All Languages
Home
/
Persian
/
Persian Bible (FACB) 2005 - Persian Contemporary Bible
/
Isaiah 5
Isaiah 5
Persian Bible (FACB) 2005 - Persian Contemporary Bible
← Chapter 4
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 37
Chapter 38
Chapter 39
Chapter 40
Chapter 41
Chapter 42
Chapter 43
Chapter 44
Chapter 45
Chapter 46
Chapter 47
Chapter 48
Chapter 49
Chapter 50
Chapter 51
Chapter 52
Chapter 53
Chapter 54
Chapter 55
Chapter 56
Chapter 57
Chapter 58
Chapter 59
Chapter 60
Chapter 61
Chapter 62
Chapter 63
Chapter 64
Chapter 65
Chapter 66
Chapter 6 →
1
اينک سرودی در بارۀ محبوب خود و تاكستانش میسرايم: محبوب من تاكستانی بر تپهای حاصلخيز داشت.
2
او زمينش را كند و سنگهايش را دور ريخت، و بهترين درختان مو را در آن كاشت. درون آن برج ديدهبانی ساخت، چرخشتی نيز در آن كند. چشم انتظار انگور نشست، اما تاكستانش انگور ترش آورد.
3
اكنون محبوب من میگويد: «ای اهالی اورشليم و يهودا، شما در ميان من و باغم حكم كنيد!
4
ديگر چه میبايست برای باغ خود میكردم كه نكردم؟ چرا پس از اين همه زحمت بجای انگور شيرين، انگور ترش آورد؟
5
حال كه چنين است من نيز ديواری را كه دورش كشيدهام، خراب خواهم كرد تا به چراگاه تبديل شود و زير پای حيوانات پايمال گردد.
6
تاكستانم را ديگر هرس نخواهم كرد و زمينش را ديگر نخواهم كند. آن را وا میگذارم تا در آن خار و خس برويد و به ابرها دستور میدهم كه ديگر بر آن نبارند.»
7
داستان تاكستان، داستان قوم خداوند است. بنیاسرائيل همان تاكستان هستند و مردم يهودا نهالهايی كه خداوند با خشنودی در تاكستان خود نشاند. او از قوم خود انتظار انصاف داشت، ولی ايشان بر مردم ظلم و ستم روا داشتند. او انتظار عدالت داشت، اما فرياد مظلومان به گوشش میرسيد.
8
وای بر شما كه دايم خانه و مزرعه میخريد تا ديگر جايی برای ديگران نماند و خود به تنهايی در سرزمينتان ساكن شويد.
9
خداوند قادر متعال به من فرمود كه اين خانههای بزرگ و زيبا ويران و خالی از سكنه خواهند شد.
10
از ده جريب تاكستان، يک بشكه شراب نيز بدست نخواهد آمد و ده من تخم، حتی يک من غله نيز نخواهد داد!
11
وای بر شما كه صبح زود بلند میشويد و تا نيمه شب به عيش و نوش میپردازيد.
12
با ساز و شراب محفل خود را گرم میكنيد، اما به كارهای خداوند نمیانديشيد.
13
بنابراين بخاطر اين نابخردی به سرزمينهای دور دست تبعيد خواهيد شد. رهبرانتان از گرسنگی و مردم عادی از تشنگی خواهند مرد.
14
دنيای مردگان با ولع زياد دهان خود را باز كرده، تا آنها را به كام خود فرو برد. بزرگان و اشرافزادگان اورشليم همراه مردم عادی كه شادی میكنند، همگی طعمۀ مرگ خواهند شد.
15
در آن روز، متكبران پست خواهند شد و همه خوار و ذليل خواهند گرديد،
16
اما خداوند قادر متعال برتر از همه خواهد بود، زيرا فقط او مقدس، عادل و نيكوست.
17
در آن روزها، حيوانات در ميان ويرانههای اورشليم خواهند چريد؛ آنجا چراگاه برهها و گوسالهها و بزها خواهد شد.
18
وای بر آنانی كه مثل حيوانی كه به گاری بسته شده باشد، گناهانشان را با طناب بدنبال خود میكشند،
19
و با تمسخر میگويند: «ای خدا، زود باش ما را تنبيه كن! میخواهيم ببينيم چه كاری از دستت برمیآيد!»
20
وای بر شما كه خوب را بد و بد را خوب میدانيد؛ تلخی را شيرينی و شيرينی را تلخی میخوانيد.
21
وای بر شما كه خود را دانا میپنداريد و بنظر خود عاقل مینماييد؛
22
وای بر شما كه استاديد اما نه در اجرای عدالت، بلكه در شرابخواری و ميگساری!
23
از بدكاران رشوه میگيريد و آنان را تبرئه میكنيد و حق نيكوكاران را پايمال مینماييد.
24
بنابراين مانند كاه و علف خشک كه در آتش میافتد و میسوزد، ريشههايتان خواهد گنديد و شكوفههايتان خشک خواهد شد، زيرا قوانين خداوند قادر متعال را دور انداخته، كلام خدای مقدس اسرائيل را خوار شمردهايد.
25
خداوند بر قوم خود خشمناک است و دست خود را دراز كرده تا ايشان را مجازات كند. تپهها به لرزه درمیآيند، و لاشههای مردم مثل زباله در خيابانها انداخته میشوند. با وجود اين، خشم و غضب او پايان نمیيابد و او دست از مجازات ايشان برنمیدارد.
26
خداوند قومهايی را از دور دست فرا خواهد خواند تا به اورشليم بيايند. آنها بسرعت خواهند آمد
27
و در راه خسته نخواهند شد و پايشان نخواهد لغزيد و توقف نخواهند كرد. كمربندها و بند كفشهايشان باز نخواهد شد. خواهند دويد بیآنكه استراحت كنند يا بخوابند.
28
تيرهايشان تيز و كمانهايشان خميده است. سم اسبهای ايشان مانند سنگ خارا محكم است و چرخهای عرابههايشان مثل باد میچرخند.
29
ايشان چون شير میغرند و بر سر شكار فرود میآيند و آن را با خود به جايی میبرند كه كسی نتواند از چنگشان نجات دهد.
30
در آن روز، آنها مانند دريای خروشان بر سر قوم من خواهند غريد و تاريكی و اندوه سراسر اسرائيل را فرا خواهد گرفت و آسمان آن تيره خواهد شد.
← Chapter 4
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 37
Chapter 38
Chapter 39
Chapter 40
Chapter 41
Chapter 42
Chapter 43
Chapter 44
Chapter 45
Chapter 46
Chapter 47
Chapter 48
Chapter 49
Chapter 50
Chapter 51
Chapter 52
Chapter 53
Chapter 54
Chapter 55
Chapter 56
Chapter 57
Chapter 58
Chapter 59
Chapter 60
Chapter 61
Chapter 62
Chapter 63
Chapter 64
Chapter 65
Chapter 66
Chapter 6 →
All chapters:
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31
32
33
34
35
36
37
38
39
40
41
42
43
44
45
46
47
48
49
50
51
52
53
54
55
56
57
58
59
60
61
62
63
64
65
66