bible
ra
🌐 Language
English
Español
Français
Deutsch
Português
Italiano
Nederlands
Русский
中文
日本語
한국어
العربية
Türkçe
Tiếng Việt
ไทย
Indonesia
All Languages
Home
/
Persian
/
Persian Bible (FACB) 2005 - Persian Contemporary Bible
/
Jeremiah 33
Jeremiah 33
Persian Bible (FACB) 2005 - Persian Contemporary Bible
← Chapter 32
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 37
Chapter 38
Chapter 39
Chapter 40
Chapter 41
Chapter 42
Chapter 43
Chapter 44
Chapter 45
Chapter 46
Chapter 47
Chapter 48
Chapter 49
Chapter 50
Chapter 51
Chapter 52
Chapter 34 →
1
وقتی هنوز در زندان بودم، كلام خداوند بار ديگر بر من نازل شد.
2
خداوند، كه آسمان و زمين را آفريده و نام او يهوه است، به من چنين فرمود:
3
«از من درخواست كن و من اسراری را درباره آنچه در آينده واقع خواهد شد، به تو آشكار خواهم ساخت!
4
بدان كه حتی اگر خانههای اورشليم و قصر پادشاه را هم خراب كنند تا مصالح آنها را برای استحكام ديوار شهر در برابر حملۀ دشمن بكار ببرند،
5
سربازان بابلی داخل خواهند شد و اهالی اين شهر جان سالم بدر نخواهند برد؛ زيرا در شدت خشم و غضب خود اراده نمودم كه ايشان را نابود كنم. بسبب تمام شرارتهايشان، روی خود را از ايشان برگرداندهام.
6
«با وجود اين، زمانی خواهد رسيد كه خرابیهای اورشليم را ترميم خواهم كرد و به اهالی آن سعادت و آسايش خواهم بخشيد.
7
اسيران يهودا و اسرائيل را باز خواهم آورد و مانند گذشته، ايشان را كامياب خواهم گرداند.
8
آنان را از تمام گناهانی كه نسبت به من مرتكب شدهاند، پاک خواهم نمود و خواهم آمرزيد.
9
آنگاه اين شهر مايۀ شادی و افتخار من خواهد بود و باعث خواهد شد تمام قومهای دنيا، مرا تمجيد و تكريم كنند! همۀ مردم جهان احسان و لطفی را كه در حق قومم خواهم كرد، خواهند ديد و از ترس خواهند لرزيد.»
10
خداوند میفرمايد: «مردم میگويند كه شهرهای يهودا و كوچههای اورشليم همه ويران و خالی از سكنه و حيوانات شده است.
11
ولی در همين مكان بار ديگر آواز سرور و شادمانی و صدای شاد عروس و داماد شنيده خواهد شد. مردم به خانۀ من قربانیهای شكرگزاری آورده، خواهند گفت: «بياييد خداوند قادر متعال را تمجيد نماييم، زيرا او نيكو و مهربان است و رحمت او هميشه پابرجاست!» من اين سرزمين را بيش از دوران گذشته، سعادتمند و كامياب خواهم ساخت.
12
در اين سرزمين كه همۀ شهرهايش ويران شده و انسان و حيوانی در آن به چشم نمیخورد، بار ديگر چوپانان گلههای خود را خواهند چرانيد،
13
و شمار گوسفندانشان در همه جا فزونی خواهد يافت: در آبادیهای كوهستانی، در شهرهای واقع در دشت، در تمام دشتهای نگب، در خاک بنيامين، اطراف اورشليم و در تمام شهرهای يهودا.
14
بلی، روزی میآيد كه به تمام وعدههای خوبی كه به اهالی اسرائيل و يهودا دادهام، وفا خواهم نمود.
15
«در آن زمان از نسل داود، شخص عادلی را بر تخت سلطنت خواهم نشاند تا با عدل و انصاف حكومت كند.
16
در آن روزها، اهالی يهودا و اورشليم در آسايش و امنيت زندگی خواهند كرد و اين شهر «خداوند عدالت ما» ناميده خواهد شد!
17
يقين بدانيد كه از آن به بعد، از دودمان داود، همواره كسی وجود خواهد داشت كه بر تخت سلطنت اسرائيل تكيه بزند،
18
و كاهنانی از نسل لاوی نيز همواره در عبادتگاه مشغول خدمت خواهند بود تا قربانیهای سوختنی، هدايای آردی و قربانیهای ديگر به حضور من تقديم كنند.»
19
سپس اين پيغام از طرف خداوند به من رسيد:
20
«اگر بتوانی عهدی را كه با روز و شب دارم، بشكنی تا نظمشان برهم بخورد، آنگاه من نيز عهد و پيمان خود را با خدمتگزارم داود خواهم شكست تا از نسل او كسی نباشد كه وارث تاج و تختش شود، و عهد خود را با خدمتگزارانم يعنی لاويان كاهن نيز خواهم گسست.
22
چنانكه ستارگان آسمان و ماسههای ساحل درياها را نمیتوان شمرد، همچنان نسل بندهام داود و خدمتگزارانم لاويان آنقدر زياد خواهند شد كه قابل شمارش نخواهند بود.»
23
خداوند بار ديگر به من فرمود:
24
«آيا نشنيدهای مردم چه میگويند؟ آنها با ريشخند میگويند: «خداوند كه اسرائيل و يهودا را برگزيده بود، اكنون ايشان را به حال خود واگذاشته است! ديگر نمیتوان اسرائيل را يک قوم خواند!»
25
ولی تا وقتی قوانين روز و شب، و نظام زمين و آسمان برقرار است، ديگر قوم خود و فرزندان داود را ترک نخواهم نمود، بلكه كسی را از نسل داود، بر فرزندان ابراهيم، اسحاق و يعقوب فرمانروا خواهم ساخت و بر ايشان رحمت خواهم كرد و سعادت از دست رفته را به ايشان بازخواهم گرداند.»
← Chapter 32
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 37
Chapter 38
Chapter 39
Chapter 40
Chapter 41
Chapter 42
Chapter 43
Chapter 44
Chapter 45
Chapter 46
Chapter 47
Chapter 48
Chapter 49
Chapter 50
Chapter 51
Chapter 52
Chapter 34 →
All chapters:
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31
32
33
34
35
36
37
38
39
40
41
42
43
44
45
46
47
48
49
50
51
52