bible
ra
🌐 Language
English
Español
Français
Deutsch
Português
Italiano
Nederlands
Русский
中文
日本語
한국어
العربية
Türkçe
Tiếng Việt
ไทย
Indonesia
All Languages
Home
/
Persian
/
Persian Bible (FACB) 2005 - Persian Contemporary Bible
/
Jeremiah 6
Jeremiah 6
Persian Bible (FACB) 2005 - Persian Contemporary Bible
← Chapter 5
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 37
Chapter 38
Chapter 39
Chapter 40
Chapter 41
Chapter 42
Chapter 43
Chapter 44
Chapter 45
Chapter 46
Chapter 47
Chapter 48
Chapter 49
Chapter 50
Chapter 51
Chapter 52
Chapter 7 →
1
ای اهالی بنيامين فرار كنيد! برای نجات جانتان از اورشليم فرار كنيد! در شهر تقوع شيپور خطر را به صدا درآوريد، در بيت هكاريم نشانههای خطر را برپا كنيد، چون بلا و ويرانی عظيمی از سوی شمال به اينسو میآيد!
2
من اورشليم را نابود خواهم كرد شهری كه مانند دختری زيبا و ظريف است.
3
پادشاهان با سپاهيانشان گرداگرد آن خيمه خواهند زد و هر يک در هر كجا كه بخواهند مستقر خواهند شد.
4
ببين، برای جنگ آماده میشوند. هنگام ظهر جنگ درمیگيرد و تمام بعد از ظهر بشدت ادامه میيابد تا شامگاه كه هوا تاريک میشود.
5
آنگاه میگويند: «بياييد در تاريكی شب حمله كنيم و تمام كاخهايش را از بين ببريم!»
6
خداوند قادر متعال چنين میفرمايد: «درختانش را ببريد و با آن در مقابل اورشليم سنگر بسازيد. اين شهر بايد مجازات بشود، چون بكلی فاسد شده است.
7
همانطور كه از چشمه، آب فوران میكند، از اين شهر هم شرارت بيرون میجهد! فرياد ظلم و ستم در كوچههايش طنين انداخته است. بيماری و زخمهای متعفن آن همواره در برابر ديدگانم میباشد.
8
«ای اهالی اورشليم، از اين سختیها درس عبرت بگيريد، و گرنه از شما بيزار شده، سرزمينتان را ويران خواهم كرد تا كسی نتواند در آن ساكن شود.
9
مانند درخت مويی كه همه خوشههايش چيده شده، قوم اسرائيل نيز خوشهچينی خواهد شد آنگونه كه خوشهای باقی نماند.»
10
من به خداوند گفتم: «چه كسی به سخنان و هشدارهای من گوش فرا خواهد داد؟ ايشان گوشهای خود را بستهاند و نمیخواهند بشنوند. كلام تو ايشان را ناراحت و خشمگين میسازد و نمیخواهند به گوششان برسد.
11
بسبب تمام اين كارهای شرمآورشان من از خشم الهی لبريزم و ديگر نمیتوانم تحمل كنم.» آنگاه خداوند فرمود: «خشم و غضب خود را بر سر اهالی اورشليم خواهم ريخت بر كودكانی كه در كوچهها بازی میكنند، بر مجلس جوانان، بر زن و شوهرها، و بر سالخوردگان.
12
زنان و خانهها و مزرعههايشان، همه به دست دشمن خواهد افتاد، چون من اهالی اين سرزمين را تنبيه خواهم كرد.
13
همگی ايشان از كوچک تا بزرگ، دروغگو بوده، بدنبال سود نامشروع میباشند، حتی انبياء و كاهنان نيز فريبكارند!
14
آنها زخمهای قوم مرا میپوشانند گويی چيز چندان مهمی نيست. میگويند: «آرامش برقرار است!» درحاليكه آرامشی وجود ندارد.
15
آيا قوم من از بتپرستی شرمندهاند؟ نه، ايشان هرگز احساس شرم و حيا نمیكنند! از اين رو، من ايشان را مجازات خواهم نمود و ايشان در ميان كشتگان خواهند افتاد.»
16
با وجود اين، خداوند چنين میفرمايد: «بر سر جادهها بايستيد و بپرسيد راه درست، يعنی راهی كه خداشناسان در ايام قديم میپيمودند، كدام است؛ شما نيز همان راه را دنبال نماييد تا در وجودتان آرامش بيابيد. ولی شما جواب میدهيد: «نه، ما اين راه را پيروی نخواهيم كرد!»
17
بر شما نگهبانانی گماشتم تا به شما هشدار دهند كه به صدای شيپور خطر گوش دهيد، ولی شما گفتيد: «گوش نخواهيم داد!»
18
پس خداوند میگويد: «ای قومها بشنويد! ای گواهان بنگريد كه بر سر ايشان چه خواهد آمد!
19
ای زمين گوش بده! من بر سر اين قوم بلايی خواهم آورد كه ثمرۀ خيالات گناهآلود خودشان است، چون به كلام من گوش نمیدهند و دستورات مرا زير پا میگذارند.
20
پس ديگر چه فايدهای دارد كه از سرزمين سبا برای من بخور میآورند و از سرزمينهای دور دست، عطرهای گرانبها. من هدايای ايشان را نمیتوانم بپذيرم؛ ديگر برايم خوشايند نيستند.
21
بنابراين من بر سر راه اين قوم سنگهای لغزنده قرار خواهم داد تا پدران، پسران و دوستان و همسايگانشان بلغزند و هلاک شوند.
22
«از سرزمين شمال لشكری در حركت است و قوم نيرومندی برای جنگ با شما برخاستهاند.
23
ايشان به كمان و نيزه مسلحند، سنگدل و بیرحم هستند و وقتی بر اسبهای خود سوار میشوند، صدايشان مانند خروش درياست! آنها برای جنگ با اورشليم مهيا شدهاند.»
24
مردم اورشليم میگويند: «اين خبرها را شنيدهايم، برای همين دستهايمان لرزان شده و مانند زنی كه در حال زاييدن است، دچار هراس و درديم.
25
جرأت نداريم به صحرا برويم و يا در جادهها قدم بگذاريم، چون دشمن ما مسلح است! ترس از هر سو ما را فرا گرفته است!»
26
خداوند میفرمايد: «ای قوم من، لباس ماتم بر تن كن و به عزا بنشين؛ مانند كسی كه در مرگ تنها پسرش به عزا نشسته، به تلخی سوگواری كن، چون سربازان غارتگر، ناگهان بر تو هجوم خواهند آورد.
27
«ای ارميا، من تو را سنگ محک قرار دادهام تا قوم مرا محک بزنی؛ پس كردار و رفتار ايشان را مشاهده و ارزيابی نما.
28
آنها كاملاً ياغی شده و دلشان همچون مفرغ و آهن سخت گرديده است؛ به هر جا كه میروند، غيبت میكنند؛ تمام اعمالشان گناهآلود است.
29
آهنگر با افزودن دمای كوره، سرب را تصفيه میكند، ولی قوم من تصفيه ناپذيرند، زيرا بدكاران از آنها جدا نمیشوند.
30
ايشان «نقرۀ ناخالص بیمصرف» ناميده خواهند شد، چون من تركشان كردهام.»
← Chapter 5
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 37
Chapter 38
Chapter 39
Chapter 40
Chapter 41
Chapter 42
Chapter 43
Chapter 44
Chapter 45
Chapter 46
Chapter 47
Chapter 48
Chapter 49
Chapter 50
Chapter 51
Chapter 52
Chapter 7 →
All chapters:
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31
32
33
34
35
36
37
38
39
40
41
42
43
44
45
46
47
48
49
50
51
52