bible
ra
🌐 Language
English
Español
Français
Deutsch
Português
Italiano
Nederlands
Русский
中文
日本語
한국어
العربية
Türkçe
Tiếng Việt
ไทย
Indonesia
All Languages
Home
/
Persian
/
Persian Dari Bible - Afgan Dialect - Version Good News for a New Age (GNN) == 2007
/
Job 41
Job 41
Persian Dari Bible - Afgan Dialect - Version Good News for a New Age (GNN) == 2007
← Chapter 40
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 37
Chapter 38
Chapter 39
Chapter 40
Chapter 41
Chapter 42
Chapter 42 →
1
آیا می توانی تمساح را با چنگک شکار کنی یا زبانش را با ریسمان ببندی؟
2
آیا می توانی بینی او را با ریسمان ببندی و الاشه اش را با چنگک سوراخ کنی؟
3
آیا پیش تو زاری می کند که به او آزار نرسانی؟
4
آیا با تو عهد می کند که همیشه خدمتگارت باشد؟
5
آیا می توانی با او مثل یک پرنده بازی کنی یا به گردنش تسمه انداخته به کنیزانت ببخشی؟
6
آیا ماهیگیران می توانند او را تکه تکه کنند و به تاجران بفروشند؟
7
آیا تیر در پوست او فرو می رود یا نیزۀ ماهیگیری سر او را سوراخ می کند؟
8
اگر به او دست بزنی، چنان غوغائی را برپا می کند که تا یادت باشد دیگر این کار را نکنی.
9
هر کسی که بخواهد او را شکار کند از دیدنش وحشت می کند و جرأت خود را از دست می دهد.
10
اگر تحریک شود آنقدر خشمگین می گردد که کسی جرأت نمی کند در برابر او بایستد.
11
در تمام روی زمین کسی نیست که به او حمله کند و زنده بماند.
12
دربارۀ اعضا و نیرو و هیبت جسمانی او دیگر چه بگویم.
13
کسی نمی تواند پوست او را بشگافد یا جرأت کند که به دندانهای ترسناک او نزدیک شود و یا دهان او را باز کند.
14
پشت او از پرده های زره مانند تشکیل شده است
15
و این پرده ها آنچنان نزدیک و محکم بهم بافته شده اند که هیچ چیزی قادر نیست آن ها را از هم جدا نماید و حتی هوا هم نمی تواند در آن ها نفوذ کند.
16
وقتی عطسه می زند، بخار آن در پرتو نور آفتاب می درخشد و چشمانش به آفتابی می مانند که هنگام صبح طلوع می کند.
17
از دهانش شعله ها و جَرَقه های آتش بر می خیزند.
18
از سوراخهای بینی اش مثل بخاری که از دیگ جوشان بر می خیزد، دود خارج می شود.
19
نَفَس او آتش می افروزد و از دهانش شعلۀ آتش زبانه می کشد.
20
نیروی او در گردنش جا دارد و هر که با او روبرو شود، وحشت می کند.
21
طبقات گوشت بدنش سخت و محکم بهم چسپیده اند.
22
دلش مانند سنگ زیرین آسیاب سخت است.
23
وقتی از جا بر می خیزد، نیرومندان به وحشت افتاده و از ترس بیهوش می شوند.
24
شمشیر، نیزه، تیر یا گرز در او اثر نمی کند.
25
آهن برایش مثل کاه است و برنج مانند چوبِ پوسیده.
26
تیر نمی تواند او را بگریزاند سنگ فلاخن مثل پَرِ کاه در او اثر نمی کند.
27
گرز برای او مانند کاه است و به نیزه هائی که به سویش پرتاب می شوند، می خندد.
28
پوست شکمش مثل تکه های تیکر تیز است و مانند پنجۀ خرمن کوب بر زمین شیار می زند.
29
وقتیکه حرکت می کند بحر را مثل دیگ بجوش می آورد و مانند ظرف عطار بهم می زند.
30
خط درخشانی بدنبال خود بر جای می گذارد و بحر از کف، سفید می شود.
31
در روی زمین هیچ حیوانی مانند او بی باک نیست.او پادشاه حیوانات وحشی است و از همه جانوران برتر است.»
32
او پادشاه حیوانات وحشی است و از همه جانوران برتر است.»
← Chapter 40
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 37
Chapter 38
Chapter 39
Chapter 40
Chapter 41
Chapter 42
Chapter 42 →
All chapters:
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31
32
33
34
35
36
37
38
39
40
41
42