bible
ra
🌐 Language
English
Español
Français
Deutsch
Português
Italiano
Nederlands
Русский
中文
日本語
한국어
العربية
Türkçe
Tiếng Việt
ไทย
Indonesia
All Languages
Home
/
Persian
/
Persian Bible (FACB) 2005 - Persian Contemporary Bible
/
Ezekiel 10
Ezekiel 10
Persian Bible (FACB) 2005 - Persian Contemporary Bible
← Chapter 9
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 37
Chapter 38
Chapter 39
Chapter 40
Chapter 41
Chapter 42
Chapter 43
Chapter 44
Chapter 45
Chapter 46
Chapter 47
Chapter 48
Chapter 11 →
1
ناگهان ديدم كه بر صفحهای كه بالای سر فرشتگان، يعنی همان موجودات زنده، قرار داشت، چيزی مثل يک تخت سلطنتی به رنگ ياقوت كبود ظاهر شد.
2
آنگاه خداوند به مرد كتانپوش فرمود: «به ميان چرخهايی كه زير فرشتگان است برو و مشتی از زغال افروخته بردار و آن را بر روی شهر بپاش.» آن مرد در مقابل ديدگان من اين كار را كرد.
3
وقتی او به ميان چرخها رفت، فرشتگان در قسمت جنوبی خانۀ خدا ايستاده بودند، و ابری حياط درونی را پر كرد.
4
سپس حضور پرجلال خداوند از بالای سر فرشتگان برخاست و بر آستانۀ خانۀ خدا قرار گرفت و خانۀ خدا از ابر جلال پر شد و حياط آن از درخشش پر شكوه حضور خداوند مملو گشت.
5
صدای بالهای فرشتگان، مانند صدای خدای قادر مطلق بود وتا حياط بيرونی بطور واضح شنيده میشد.
6
وقتی خداوند به آن مرد كتانپوش دستور داد كه به ميان فرشتگان برود واز ميان چرخها يک مشت زغال افروخته بردارد، او رفت و كنار يكی از چرخها ايستاد،
7
و يكی از فرشتگان دست خود را دراز كرد و مقداری زغال افروخته از آتشی كه در ميانشان بود، برداشت و در دست مرد كتانپوش گذاشت. او هم گرفت و بيرون رفت.
8
(هر فرشته، زير بالهای خود، چيزی شبيه به دست انسان داشت.)
9
هر يک از آن چهار فرشته، يک چرخ كنار خود داشت و شنيدم كه به اين چرخها «چرخ در چرخ» میگفتند، چون هر چرخ، يک چرخ ديگر در داخل خود داشت. اين چرخها مثل ياقوت سبز میدرخشيدند و نوری سبز متمايل به زرد از خود منتشر میكردند. ساختمان اين چرخها طوری بود كه فرشتگان میتوانستند به هر جهتی كه بخواهند بروند. وقتی میخواستند مسير خود را تغيير بدهند، دور نمیزدند بلكه صورتشان به هر سمتی كه متمايل میشد، به همان سمت میرفتند. هر يک از آن چهار چرخ با پرهها و لبههايش پر از چشم بود.
14
هر فرشته چهار صورت داشت؛ نخستين صورت، شبيه صورت گاو، دومين، شبيه صورت انسان، سومين، مانند صورت شير و چهارمين، مانند صورت عقاب بود.
15
اين فرشتگان همان موجوداتی بودند كه در كنار رود خابور ديده بودم. هنگامی كه آنها بالهای خود را میگشودند و بسوی آسمان بالا میرفتند، چرخها نيز همراه آنها برمیخاستند و در كنار آنها میماندند، و وقتی فرشتگان میايستادند، چرخها هم میايستادند، چون روح آنها در چرخها نيز قرار داشت.
18
پس از آن، درخشش پر شكوه حضور خداوند آستانۀ خانۀ خدا را ترک گفت و بالای سر فرشتگان قرار گرفت،
19
و در همان حال كه نگاه میكردم، فرشتگان بالهای خود را گشودند و به همراه چرخها از زمين برخاستند و بر بالای دروازۀ شرقی خانۀ خدا ايستادند، در حالی كه حضور پرجلال خدای اسرائيل برفراز آنها قرار داشت.
20
آنگاه فهميدم كه اينها همان موجوداتی بودند كه زير تخت خدای اسرائيل در كنار رود خابور ديده بودم،
21
چون هر يک، چهار صورت و چهار بال داشتند و زير بالهايشان چيزی شبيه به دست انسان وجود داشت.
22
صورتهايشان نيز همان صورتهايی بود كه كنار رود خابور ديده بودم، و همچنين هر يک از آنها مستقيم به جلو حركت میكردند.
← Chapter 9
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 37
Chapter 38
Chapter 39
Chapter 40
Chapter 41
Chapter 42
Chapter 43
Chapter 44
Chapter 45
Chapter 46
Chapter 47
Chapter 48
Chapter 11 →
All chapters:
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31
32
33
34
35
36
37
38
39
40
41
42
43
44
45
46
47
48