bible
ra
🌐 Language
English
Español
Français
Deutsch
Português
Italiano
Nederlands
Русский
中文
日本語
한국어
العربية
Türkçe
Tiếng Việt
ไทย
Indonesia
All Languages
Home
/
Persian
/
Persian Bible (FACB) 2005 - Persian Contemporary Bible
/
Ezekiel 33
Ezekiel 33
Persian Bible (FACB) 2005 - Persian Contemporary Bible
← Chapter 32
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 37
Chapter 38
Chapter 39
Chapter 40
Chapter 41
Chapter 42
Chapter 43
Chapter 44
Chapter 45
Chapter 46
Chapter 47
Chapter 48
Chapter 34 →
1
خداوند در پيغامی ديگر به من فرمود: «ای انسان خاكی، به قوم خود بگو كه اگر لشكری به جنگ يک مملكت بفرستم و مردم آن مملكت هم يک ديدهبان انتخاب كنند،
3
و آن ديدهبان وقتی نزديک شدن سپاه دشمن را ببيند شيپور خطر را بصدا درآورد و به ايشان خبر دهد،
4
آنگاه اگر كسی شيپور خطر را بشنود و به آن توجه نكند و بدست دشمن كشته شود، خونش به گردن خودش خواهد بود.
5
چون با وجودی كه صدای شيپور را شنيد به آن اهميت نداد، پس خودش مقصر است. اگر او به اخطار توجه میكرد، جانش را نجات میداد.
6
ولی اگر ديدهبان ببيند كه سپاه دشمن میآيد، اما شيپور خطر را ننوازد و به قوم خبر ندهد، او مسئول مرگ ايشان خواهد بود. آنها در گناهانشان میميرند. ولی من آن ديدهبان را مسئول مرگ آنان خواهم دانست.
7
«ای انسان خاكی، من تو را به ديدهبانی قوم اسرائيل تعيين كردهام. پس به آنچه كه میگويم، گوش كن و از طرف من به ايشان خبر بده.
8
وقتی به شخص شرور بگويم: «تو خواهی مرد!»، و تو به او هشدار ندهی تا از راه بد خود بازگشت كند، آنگاه آن شخص شرور در گناهش خواهد مرد، ولی تو را مسئول مرگ او خواهم دانست.
9
اما اگر به او خبر دهی تا از راه بد خود بازگشت نمايد و او اين كار را نكند، وی در گناه خودش خواهد مرد، ولی تو ديگر مسئول نخواهی بود.»
10
خداوند به من فرمود: «ای انسان خاكی به قوم اسرائيل بگو: شما میگوييد: «گناهان ما برای ما يک بار سنگين است. بسبب گناه، ضعيف و ناتوان شدهايم، پس چطور میتوانيم زنده بمانيم؟»
11
به ايشان بگو خداوند میفرمايد: «به حيات خود قسم، من از مردن شخص شرور خشنود نمیشوم، بلكه از اين خشنود میشوم كه شخص شرور از راههای بد خود بازگشت كند و زنده بماند. ای اسرائيل، بازگشت كنيد! از راههای بد خود بازگشت كنيد! چرا بميريد؟»
12
زيرا اگر مرد درستكار بطرف گناه برگردد، اعمال نيكش او را نجات نخواهد داد. اگر شخص شرور هم توبه كند و از گناهانش دست بكشد، گناهان گذشتۀ او باعث هلاكتش نمیشود.
13
«من میگويم كه آدم درستكار زنده میماند. ولی اگر گناه كند و انتظار داشته باشد كارهای خوب گذشتهاش او را نجات دهد، بايد بداند كه هيچكدام از كارهای خوب او به ياد آورده نخواهد شد؛ وی را برای گناهانش هلاک میكنم.
14
هنگامی كه به شخص شرور بگويم كه میميرد و او از گناهانش دست بكشد و به راستی و انصاف عمل كند،
15
يعنی اگر آنچه را كه گرو گرفته است، پس بدهد؛ مالی را كه دزديده است، به صاحبش برگرداند؛ در راه راست قدم بردارد و بدی نكند؛ در اينصورت، حتماً زنده خواهد ماند و نخواهد مرد.
16
هيچ يک از گناهان گذشتهاش به حساب نخواهد آمد و او زنده خواهد ماند، زيرا به خوبی و راستی روی آورده است.
17
«با وجود اين، قوم تو میگويند كه خداوند بیانصاف است! ولی بیانصافی از جانب آنهاست، نه از جانب من!
18
چون باز هم به شما میگويم كه اگر شخص درستكار به گناه و بدی روی بياورد، خواهد مرد.
19
ولی اگر شخص شرور از بدی و شرارت خود دست بكشد و به راستی عمل كند، زنده خواهد ماند.
20
با وجود اين، میگوييد كه خداوند عادل و باانصاف نيست. ای بنیاسرائيل، بدانيد كه من هر يک از شما را مطابق اعمالش داوری خواهم كرد.»
21
در سال دوازدهم تبعيدمان، در روز پنجم از ماه دهم، شخصی كه از اورشليم فرار كرده بود، نزد من آمد و گفت: «شهر بدست دشمن افتاده است!»
22
عصر روز قبل، يعنی يک روز پيش از آمدن اين شخص، خداوند زبانم را باز كرده بود. پس، روز بعد كه او آمد توانستم دوباره حرف بزنم.
23
سپس اين پيغام بر من نازل شد:
24
«ای انسان خاكی، بازماندگان پراكندۀ يهودا كه در ميان شهرهای ويران شده بسر میبرند، میگويند: «ابراهيم فقط يک نفر بود، باوجود اين صاحب تمام مملكت شد! پس ما كه تعدادمان زياد است مسلماً خواهيم توانست به آسانی آن را پس بگيريم!»
25
به ايشان بگو خداوند میفرمايد: «شما گوشت را با خون میخوريد، بت میپرستيد و آدم میكشيد. آيا خيال میكنيد به شما اجازه میدهم صاحب اين سرزمين شويد؟
26
ای آدمكشها، ای بتپرستها، ای زناكاران، آيا شايسته هستيد كه صاحب اين سرزمين شويد؟»
27
«به حيات خود قسم، آنهايی كه در شهرهای ويران شده بسر میبرند با شمشير كشته میشوند. آنانی كه در صحرا ساكنند، خوراک جانوران وحشی میشوند و كسانی كه در قلعهها و غارها هستند با بيماری میميرند.
28
اين سرزمين را متروک و ويران میگردانم و به غرور و قدرت آن پايان میدهم. آبادیهای كوهستانی اسرائيل چنان ويران میشوند كه حتی كسی از ميان آنها عبور نخواهد كرد.
29
وقتی مملكت اسرائيل را بسبب گناهان ساكنانش خراب كنم، آنگاه خواهند دانست كه من خداوند هستم.
30
«ای انسان خاكی، قوم تو وقتی در كنار در خانههای خود و در كنار ديوار شهر جمع میشوند در بارۀ تو میگويند: «بياييد نزد او برويم و گوش بدهيم كه از طرف خداوند به ما چه میگويد.»
31
آنگاه میآيند و در حضور تو مینشينند و گوش میدهند. ولی قصدشان اين نيست كه آنچه من به ايشان میگويم، انجام دهند. آنها فقط به زبان، مرا میپرستند، ولی در عمل در پی منافع خود هستند.
32
تو برای ايشان مطربی هستی كه با ساز و آواز دلنشين آنها را سرگرم میكند. حرفهايت را میشنوند، ولی به آنها عمل نمیكنند.
33
اما وقتی همۀ سخنانی كه گفتهای واقع شوند، كه البته واقع خواهند شد، آنگاه خواهند دانست كه يک نبی در ميان ايشان بوده است.»
← Chapter 32
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 37
Chapter 38
Chapter 39
Chapter 40
Chapter 41
Chapter 42
Chapter 43
Chapter 44
Chapter 45
Chapter 46
Chapter 47
Chapter 48
Chapter 34 →
All chapters:
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31
32
33
34
35
36
37
38
39
40
41
42
43
44
45
46
47
48