bible
ra
🌐 Language
English
Español
Français
Deutsch
Português
Italiano
Nederlands
Русский
中文
日本語
한국어
العربية
Türkçe
Tiếng Việt
ไทย
Indonesia
All Languages
Home
/
Persian
/
Persian Bible (FACB) 2005 - Persian Contemporary Bible
/
Ezekiel 31
Ezekiel 31
Persian Bible (FACB) 2005 - Persian Contemporary Bible
← Chapter 30
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 37
Chapter 38
Chapter 39
Chapter 40
Chapter 41
Chapter 42
Chapter 43
Chapter 44
Chapter 45
Chapter 46
Chapter 47
Chapter 48
Chapter 32 →
1
در سال يازدهم تبعيدمان در روز اول ماه سوم، پيغام ديگری از جانب خداوند به من رسيد:
2
«ای انسان خاكی، به پادشاه مصر و تمام قوم او بگو: «تو نيز مانند آشور هستی. آشور قومی بزرگ و توانا بود؛ او همچون درخت سرو لبنان، پر شاخ و برگ و سايهگستر بود و سرش به ابرها میرسيد.
4
آبهای زيرزمين و نهرها او را سيراب میكردند و باعث رشد آن میشدند، همچنين اين آبها تمام درختان اطرافش را نيز آبياری مینمودند.
5
بسبب فراوانی آب، او از همۀ درختان بلندتر و پر شاخ و برگتر شد.
6
در ميان شاخههايش پرندگان آشيانه میساختند و در زير شاخههايش، گلهها و رمهها بچه میزاييدند. تمام قومهای بزرگ جهان زير سايۀ او بودند.
7
او بزرگ و زيبا بود و ريشههايش در آب فرو رفته بودند.
8
اين درخت از هر درخت ديگری در باغ خدا بلندتر و زيباتر بود. شاخههای هيچ درخت صنوبری مثل شاخههای آن نبود و جوانههای هيچ درختی به جوانههای آن نمیرسيد.
9
بسبب عظمتی كه من به او بخشيده بودم، تمام درختان باغ عدن به او حسادت میكردند.»
10
خداوند میفرمايد: «اكنون مصر، اين درخت بلند، مغرور و متكبر شده است و خود را از ديگران بهتر و برتر میداند و سر به فلک كشيده است،
11
پس، او را بدست يک قوم نيرومند تسليم میكنم تا او را بسزای شرارتش برساند. من خودم او را سرنگون میكنم.
12
لشكر بيگانهای كه مايۀ وحشت و دلهرۀ قومهاست میآيد و او را قطع میكند و به زمين میاندازد. شاخههای شكستۀ آن در اطراف كوهها، درهها و رودخانهها پخش و پراكنده میشود. تمام كسانی كه در زير سايهاش بودند آن را به همان حال افتاده، میگذارند و از آنجا میروند.
13
پرندگان، بر تنۀ آن لانه میكنند و حيوانات وحشی در ميان شاخههای بزرگ آن میخوابند.
14
اين درس عبرتی است برای قومهای قوی و كامياب، تا مغرور نشوند؛ زيرا همه محكوم به مرگ هستند و مثل تمام مردم ديگر به دنيای مردگان میروند.»
15
خداوند میفرمايد: «وقتی مصر سقوط كند درياها را برمیانگيزانم تا برايش ماتم گيرند و از حركت باز ايستند. لبنان را سياهپوش میكنم و تمام درختان، پژمرده میشوند.
16
وقتی مصر و تمام كسانی را كه مانند وی هستند به دنيای مردگان بفرستم، قومها از صدای افتادنش وحشت خواهند كرد. تمام درختان عدن، مرغوبترين و بهترين درختان لبنان كه هميشه سيراب بودند، وقتی ببينند كه مصر هم در دنيای مردگان در كنار آنهاست، خوشحال خواهند شد.
17
تمام همپيمانان او نيز كه در زير سايهاش بودند هلاک شده، همراه وی به دنيای مردگان خواهند رفت.
18
«ای مصر، تو در ميان درختان عدن (يعنی ممالک جهان)، بسيار با شكوه و عظيم هستی، ولی همراه همۀ ممالک ديگر به قعر دنيای مردگان سرنگون خواهی شد و در ميان ممالكی قرار خواهی گرفت كه آنها را پست شمرده، با شمشير كشتی.» خداوند میفرمايد: «اين است عاقبت پادشاه مصر و تمام قوم او.»
← Chapter 30
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 37
Chapter 38
Chapter 39
Chapter 40
Chapter 41
Chapter 42
Chapter 43
Chapter 44
Chapter 45
Chapter 46
Chapter 47
Chapter 48
Chapter 32 →
All chapters:
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31
32
33
34
35
36
37
38
39
40
41
42
43
44
45
46
47
48