bible
ra
🌐 Language
English
Español
Français
Deutsch
Português
Italiano
Nederlands
Русский
中文
日本語
한국어
العربية
Türkçe
Tiếng Việt
ไทย
Indonesia
All Languages
Home
/
Persian
/
Persian Bible (NMV) 2014 - New Millennium Version
/
Isaiah 21
Isaiah 21
Persian Bible (NMV) 2014 - New Millennium Version
← Chapter 20
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 37
Chapter 38
Chapter 39
Chapter 40
Chapter 41
Chapter 42
Chapter 43
Chapter 44
Chapter 45
Chapter 46
Chapter 47
Chapter 48
Chapter 49
Chapter 50
Chapter 51
Chapter 52
Chapter 53
Chapter 54
Chapter 55
Chapter 56
Chapter 57
Chapter 58
Chapter 59
Chapter 60
Chapter 61
Chapter 62
Chapter 63
Chapter 64
Chapter 65
Chapter 66
Chapter 22 →
1
وحی دربارۀ بیابانِ کنار دریا: چنانکه گردباد در سرزمین نِگِب سخت میوزد، او نیز از بیابان، از دیار وحشت، خواهد آمد.
2
رؤیایی سخت بر من آشکار گشته است: خیانتپیشه خیانت میورزد و هلاککننده هلاک میکند. ای عیلامیان برآیید، و ای مادیان محاصره کنید! من به همۀ نالههایی که او سبب گردیده، پایان خواهم داد.
3
از این رو کمرم از درد آکنده است، دردی همچون درد زن زائو مرا فرو گرفته است. از آنچه میشنوم مدهوش گشتهام، از آنچه میبینم پریشان شدهام.
4
ذهن من مغشوش گشته، و از ترس به خود میلرزم. شبی که شوق آن داشتم، وحشت برایم به ارمغان آورده است.
5
سفره را مهیا کرده و فرشها را گسترانیدهاند؛ و به خوردن و نوشیدن مشغولند. ای سرداران به پا خیزید! سپرها را روغن زنید!
6
زیرا که خداوندگار به من چنین گفته است: «برو، دیدبانی بگمار تا آنچه را میبیند، اعلام کند.
7
آنگاه که ارابهها را ببیند که اسبان جفت جفت آنها را میکِشند، و سواران را ببیند که بر الاغان و شتران میآیند، در آن هنگام هوشیار باشد، آری بسیار هوشیار باشد!»
8
آنگاه دیدبان فریاد برآورْد: «ای سرورم، روزها بیوقفه بر دیدبانگاه ایستاده، و شبها یکسره بر جایگاه خود برقرار بودهام.
9
هان این را بنگرید: ارابهرانی با جفتی اسب میآید.» و او در پاسخ گفت: «سقوط کرد! سقوط کرد! بابِل سقوط کرد! تمثالهای خدایانش را جملگی بر زمین افکنده و خُرد کردهاند!»
10
ای قوم من که همچو خرمن کوبیده شدید، من آنچه را که از خداوند لشکرها شنیدهام، آنچه را که از خدای اسرائیل شنیدهام، بر شما اعلام میدارم.
11
وحی دربارۀ دومَه: کسی از ’سِعیر‘ به من ندا میکند: «ای دیدبان، از شب چقدر باقی است؟ ای دیدبان، از شب چقدر باقی است؟»
12
دیدبان پاسخ میدهد: «صبح میآید، اما شب نیز. و اگر میخواهید باز بپرسید، دیگر بار بازگشته، بپرسید.»
13
وحی دربارۀ عربستان: ای کاروانهای ’دِدانیان‘ که در بوتهزارهای عربستان اُتراق میکنید،
14
از برای تشنگان آب بیاورید؛ و ای ساکنان سرزمین ’تیما‘، با خوراک به دیدار آوارگان بروید.
15
زیرا آنان از گزند شمشیر، از شمشیر برهنه گریختهاند؛ و از کمانِ کشیده، و از سختیِ جنگ.
16
زیرا خداوند به من چنین گفته است: «در مدت یک سال، بر حسب سالهای کارگر روزمزد، تمامی جلال ’قیدار‘ زایل خواهد شد.
17
و از کمانداران جنگاور ’قیدار‘، جز تنی چند باقی نخواهند ماند، زیرا که یهوه خدای اسرائیل چنین فرموده است.»
← Chapter 20
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 37
Chapter 38
Chapter 39
Chapter 40
Chapter 41
Chapter 42
Chapter 43
Chapter 44
Chapter 45
Chapter 46
Chapter 47
Chapter 48
Chapter 49
Chapter 50
Chapter 51
Chapter 52
Chapter 53
Chapter 54
Chapter 55
Chapter 56
Chapter 57
Chapter 58
Chapter 59
Chapter 60
Chapter 61
Chapter 62
Chapter 63
Chapter 64
Chapter 65
Chapter 66
Chapter 22 →
All chapters:
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31
32
33
34
35
36
37
38
39
40
41
42
43
44
45
46
47
48
49
50
51
52
53
54
55
56
57
58
59
60
61
62
63
64
65
66