bible
ra
🌐 Language
English
Español
Français
Deutsch
Português
Italiano
Nederlands
Русский
中文
日本語
한국어
العربية
Türkçe
Tiếng Việt
ไทย
Indonesia
All Languages
Home
/
Persian
/
Persian Bible (NMV) 2014 - New Millennium Version
/
Isaiah 51
Isaiah 51
Persian Bible (NMV) 2014 - New Millennium Version
← Chapter 50
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 37
Chapter 38
Chapter 39
Chapter 40
Chapter 41
Chapter 42
Chapter 43
Chapter 44
Chapter 45
Chapter 46
Chapter 47
Chapter 48
Chapter 49
Chapter 50
Chapter 51
Chapter 52
Chapter 53
Chapter 54
Chapter 55
Chapter 56
Chapter 57
Chapter 58
Chapter 59
Chapter 60
Chapter 61
Chapter 62
Chapter 63
Chapter 64
Chapter 65
Chapter 66
Chapter 52 →
1
«ای پیروان پارسایی، و ای جویندگان خداوند، به من گوش فرا دهید: به صخرهای که از آن گرفته شدید نظر کنید، به آن معدنِ سنگ که از آن تراشیده شدید.
2
پدرتان ابراهیم را در نظر آورید، و سارا را که شما را بزاد: آنگاه که او را فرا خواندم یک تن بیش نبود، اما من او را برکت دادم و کثیر ساختم.
3
زیرا خداوند براستی صَهیون را تسلی خواهد داد، و همۀ ویرانههایش را دلداری خواهد بخشید؛ او بیابانش را همچون باغ عدن خواهد ساخت، و زمین خشکش را همچون باغ خداوند. خوشی و شادی در آن یافت خواهد شد، و هم شکرگزاری و نغمۀ سرود.
4
«ای قوم من، به من توجه کنید، و ای مردم من، به من گوش بسپارید: شریعت از نزد من صادر خواهد شد و انصافم را چون نوری برای قومها برقرار خواهم ساخت.
5
عدالت من نزدیک شده، و نجات من در راه است؛ بازوی من قومها را دادرسی خواهد کرد. چشم امید سرزمینهای ساحلی به من است، و برای بازوی من انتظار میکشند.
6
چشمان خود را به سوی آسمانها برافرازید، و پایین به زمین بنگرید. آسمانها همچون دود ناپدید خواهند شد، زمین چون جامه، مندرس خواهد گشت، و ساکنانش بسان مَگسان خواهند مرد. اما نجات من تا به ابد باقی خواهد ماند، و عدالتم هرگز زوال نخواهد پذیرفت.
7
«ای کسانی که عدالت را میشناسید، و ای قومی که شریعت مرا در دل دارید، به من گوش فرا دهید! از سرزنش مردمان مهراسید، و از دشنامهای آدمیان پروا مدارید.
8
زیرا بید، ایشان را چون جامه خواهد زد، و کرم، ایشان را چون پشم خواهد خورد. اما عدالت من تا به ابد باقی خواهد ماند، و نجات من، نسل اندر نسل.»
9
بیدار شو، ای بازوی خداوند، بیدار شو، و خویشتن را به قوّت ملبس ساز! همچون ایام قدیم و بسان نسلهای پیشین، بیدار شو! آیا تو همان نیستی که ’رَهَب‘ را قطعه قطعه کردی و اژدها را مجروح ساختی؟
10
آیا تو همان نیستی که دریا را خشکانیدی، آبهای ژرفای عظیم را؟ که در اعماق دریا راهی ساختی، تا رهایییافتگان عبور کنند؟
11
آری، فدیهشدگان خداوند باز خواهند گشت؛ آنان سرودخوانان به صَهیون داخل خواهند شد، و شادی جاودانی زینتبخش سرشان خواهد بود. به شادمانی و خوشی خواهند رسید، و غم و ناله خواهد گریخت.
12
«من هستم، من، که شما را تسلی میدهم؛ پس تو کیستی که از انسان فانی ترسانی، از بنیآدم که علفی بیش نیست؟
13
خداوند، آفرینندۀ خود را، فراموش کردهای، که آسمانها را گسترانید و زمین را بنیان نهاد؛ تمام روز از خشم ستمکار هراسانی، آنگاه که آمادۀ هلاک کردن است. اما براستی خشم ستمکار کجاست؟
14
زیرا زندانیان ذلیل بهزودی آزاد خواهند شد؛ در سیاهچال نخواهند مرد، و محتاج نان نخواهند شد.
15
زیرا من یهوه خدای شما هستم، همان که دریا را به تلاطم میآورد تا امواجش بخروشند؛ نام من خداوند لشکرهاست.
16
من کلام خود را در دهان تو نهادم، و تو را زیر سایۀ دست خویش پوشانیدم. آسمانها را من استوار کردم، و زمین را من بنیان نهادم؛ مَنَم که به صَهیون میگویم: ”تو قوم من هستی.“»
17
خویشتن را برانگیز، ای اورشلیم! خویشتن را برانگیز و بر پا بایست، ای تو که جام غضب خداوند را از دست او نوشیدی، و آن جام سرگیجهآور را تا به آخر سر کشیدی!
18
از تمام پسرانی که زادهای کسی نیست که تو را رهبری کند، و از تمام پسرانی که پروردهای یکی نیست که دستت را بگیرد.
19
این دو بلا بر تو نازل شده است؛ کیست که با تو ماتم کند؟ ویرانی و هلاکت، قحطی و شمشیر؛ کیست که تو را تسلی بخشد؟
20
پسران تو ضعف کردهاند و بر سر هر کوی و برزن افتادهاند، همچون آهویی گرفتار در دام. از خشم خداوند پر گشتهاند، و از توبیخ خدایت آکندهاند.
21
پس ای ستمدیده، این را بشنو؛ ای تو که مستی اما نه از شراب!
22
خداوندگار تو یهوه چنین میگوید، خدای تو که از حق قومش دفاع میکند: «اینک جام سرگیجهآور را از دست تو میگیرم، و از پیالۀ غضب من دیگر نخواهی نوشید.
23
آن را در دست عذابکنندگان تو مینهم، که به تو میگفتند: ”خم شو تا بر تو پا نهیم“، و تو پشتت را مانند زمین میساختی، و مانند کوچه، تا بر تو بگذرند.»
← Chapter 50
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 37
Chapter 38
Chapter 39
Chapter 40
Chapter 41
Chapter 42
Chapter 43
Chapter 44
Chapter 45
Chapter 46
Chapter 47
Chapter 48
Chapter 49
Chapter 50
Chapter 51
Chapter 52
Chapter 53
Chapter 54
Chapter 55
Chapter 56
Chapter 57
Chapter 58
Chapter 59
Chapter 60
Chapter 61
Chapter 62
Chapter 63
Chapter 64
Chapter 65
Chapter 66
Chapter 52 →
All chapters:
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31
32
33
34
35
36
37
38
39
40
41
42
43
44
45
46
47
48
49
50
51
52
53
54
55
56
57
58
59
60
61
62
63
64
65
66