bible
ra
🌐 Language
English
Español
Français
Deutsch
Português
Italiano
Nederlands
Русский
中文
日本語
한국어
العربية
Türkçe
Tiếng Việt
ไทย
Indonesia
All Languages
Home
/
Persian
/
Persian Bible (NMV) 2014 - New Millennium Version
/
Isaiah 42
Isaiah 42
Persian Bible (NMV) 2014 - New Millennium Version
← Chapter 41
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 37
Chapter 38
Chapter 39
Chapter 40
Chapter 41
Chapter 42
Chapter 43
Chapter 44
Chapter 45
Chapter 46
Chapter 47
Chapter 48
Chapter 49
Chapter 50
Chapter 51
Chapter 52
Chapter 53
Chapter 54
Chapter 55
Chapter 56
Chapter 57
Chapter 58
Chapter 59
Chapter 60
Chapter 61
Chapter 62
Chapter 63
Chapter 64
Chapter 65
Chapter 66
Chapter 43 →
1
این است خادم من که از او حمایت میکنم، و برگزیدۀ من که جانم از او خشنود است. من روح خود را بر او مینهم، و او عدالت را در حق قومها جاری خواهد ساخت.
2
او فریاد نخواهد زد و آوای خویش بلند نخواهد کرد، و صدای خود را در کوچهها نخواهد شنوانید.
3
نی خُرد شده را نخواهد شکست، و فتیلۀ کمسو را خاموش نخواهد کرد. او عدالت را در کمال امانت اجرا خواهد نمود؛
4
سست نخواهد شد و دلسرد نخواهد گشت تا عدل و انصاف را بر زمین برقرار سازد. سواحل دوردست چشمانتظار شریعت اویند.
5
یهوه خدا که آسمانها را آفرید و آنها را گسترانید، او که زمین و ثمرات آن را وسعت میبخشد، و نَفَس را به مردمانی که بر آنند و روح را به کسانی که بر آن سالکند ارزانی میدارد، چنین میفرماید:
6
«من، یهوه، تو را به جهت برقراری عدالت خواندهام؛ من دست تو را خواهم گرفت و تو را حفظ خواهم کرد؛ من تو را عهدی برای قوم و نوری برای ملتها خواهم ساخت؛
7
تا چشمان نابینایان را بگشایی، و اسیران را از زندان برهانی، و ظلمتنشینان را از سیاهچال به در آوری.
8
«من یهوه هستم! نام من این است! من جلال خود را به کسی دیگر نخواهم داد، و نه ستایش خویش را به بتهای تراشیده.
9
اینک وقایع پیشین بهانجام رسید، و حال من از چیزهای نو خبر میدهم، و آنها را پیش از وقوع به شما اعلام میدارم.»
10
ای دریانوردان و هرآنچه در دریاست، ای سواحل دوردست و تمامی ساکنان آنها، سرودی نو برای خداوند بسرایید، و او را از کرانهای زمین بستایید.
11
صحرا و شهرهایش صدای خود را بلند کنند، و هم روستاهایی که اهالی قیدار در آنها ساکنند. ساکنان سِلاع بانگ شادی سر دهند، و از فراز کوهها فریاد برآورند.
12
خداوند را جلال دهند، و او را از سواحل دوردست ستایش کنند.
13
خداوند مانند جنگاوری بیرون میآید، و همچون مرد جنگی غیرت خویش را برمیانگیزاند؛ فریاد برکشیده، غریو نبرد سر میدهد و بر دشمنان خویش چیرگی مییابد.
14
«دیرزمانی است که لب فرو بستهام؛ خاموش ماندهام و خودداری کردهام؛ اما حال چون زنی در حالِ زا فریاد خواهم کرد، و نَفَسزنان آه خواهم کشید.
15
کوهها و تپهها را خراب خواهم کرد، و گیاهانشان را خشک خواهم ساخت. نهرها را به ساحل شنی بدل خواهم کرد، و برکهها را خشک خواهم نمود.
16
نابینایان را به راهی که نمیدانند رهبری خواهم کرد و در طریقهای ناآشنا هدایتخواهم نمود. تاریکی را در برابر ایشان به نور بدل خواهم کرد، ناهمواریها را به زمین هموار. آری، این همه را به جا خواهم آورد، و ایشان را وا نخواهم نهاد».
17
آنان که بر تمثالهای تراشیده توکل دارند و به بتهای ریختهشده میگویند: «شمایید خدایان ما»! به عقب رانده خواهند شد و بهغایت شرمسار خواهند گردید.
18
ای ناشنوایان، بشنوید! و ای نابینایان، بنگرید تا ببینید!
19
کیست نابینا همچون خادم من، و کیست ناشنوا همچون پیامآور من که او را میفرستم؟ کیست که کور باشد مانند همپیمان من، و نابینا همچون خادم خداوند؟
20
چیزهای بسیار میبینی، اما توجه نمیکنی؛ گوشهایت باز است، اما هیچ نمیشنوی!
21
خداوند را به سبب عدالتش پسند آمد که شریعت خود را بزرگ داشته، تکریم نماید.
22
اما اینان قومی به غنیمت برده شده و به تاراج رفتهاند؛ جملگی در سیاهچالها در بند نهاده شده و در زندانها پنهانند. غنیمت گشتهاند و کسی نیست که رهاییشان دهد، به تاراج رفتهاند و کسی نمیگوید: «باز ده».
23
کیست در میان شما که بدین کلام گوش بسپارد، و برای ایام آینده توجه کند و بشنود؟
24
کیست که یعقوب را به تاراجگر تسلیم کرد، و اسرائیل را به دست غارتگران سپرد؟ آیا خداوند نبود که به او گناه ورزیدند؟ زیرا نمیخواستند به راههای او سلوک کنند، و از شریعت او اطاعت نکردند.
25
از این رو حِدَت خشم خود را بر ایشان ریخت و شدت جنگ را بر ایشان نازل فرمود؛ و آن ایشان را از هر سو در کام کشید، اما در نیافتند؛ و ایشان را سوزانید، اما عبرت نیاموختند.
← Chapter 41
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 37
Chapter 38
Chapter 39
Chapter 40
Chapter 41
Chapter 42
Chapter 43
Chapter 44
Chapter 45
Chapter 46
Chapter 47
Chapter 48
Chapter 49
Chapter 50
Chapter 51
Chapter 52
Chapter 53
Chapter 54
Chapter 55
Chapter 56
Chapter 57
Chapter 58
Chapter 59
Chapter 60
Chapter 61
Chapter 62
Chapter 63
Chapter 64
Chapter 65
Chapter 66
Chapter 43 →
All chapters:
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31
32
33
34
35
36
37
38
39
40
41
42
43
44
45
46
47
48
49
50
51
52
53
54
55
56
57
58
59
60
61
62
63
64
65
66