bible
ra
🌐 Language
English
Español
Français
Deutsch
Português
Italiano
Nederlands
Русский
中文
日本語
한국어
العربية
Türkçe
Tiếng Việt
ไทย
Indonesia
All Languages
Home
/
Persian
/
Persian Bible (NMV) 2014 - New Millennium Version
/
Isaiah 41
Isaiah 41
Persian Bible (NMV) 2014 - New Millennium Version
← Chapter 40
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 37
Chapter 38
Chapter 39
Chapter 40
Chapter 41
Chapter 42
Chapter 43
Chapter 44
Chapter 45
Chapter 46
Chapter 47
Chapter 48
Chapter 49
Chapter 50
Chapter 51
Chapter 52
Chapter 53
Chapter 54
Chapter 55
Chapter 56
Chapter 57
Chapter 58
Chapter 59
Chapter 60
Chapter 61
Chapter 62
Chapter 63
Chapter 64
Chapter 65
Chapter 66
Chapter 42 →
1
ای سواحل دوردست، خاموش باشید و به من گوش بسپارید؛ ای ملتها، نیروی خویش تازه کنید. پیش آمده لب به سخن بگشایید؛ بیایید تا با هم برای محاکمه نزدیک آییم.
2
آن کیست که فاتحی عادل از شرق برانگیخت، و او را به خدمت خویش برگماشت؟ که قومها را تسلیم وی میکند، و پادشاهان را مطیع وی میگرداند؛ که آنان را چون غبار به شمشیر وی میسپارد، و همچون کاه که بر باد شود، به کَمانش وامیگذارد.
3
او ایشان را تعقیب میکند و به سلامتی میگذرد، از راهی که پیشتر در آن پا ننهاده است.
4
کیست که این همه را به عمل آورده، و کیست که نسلها را از آغاز فرا خوانده است؟ من هستم، یهوه، من که اوّلین و نیز با امور آخرینم، من هستم.
5
سواحل دوردست این را دیده، ترسان گشتهاند، و کرانهای زمین به لرزه درآمدهاند. آنها پیش آمده، نزدیک میشوند،
6
و هر یک دیگری را یاری میدهند، و به برادر خود میگویند: «قوی باش!»
7
صنعتگر به زرگر قوّتقلب میدهد، و چکشکار او را که بر سَندان میکوبد، تشویق میکند. دربارۀ آنچه جوش خورده، میگوید که «نیکوست»، و آن را به میخها محکم میکند تا واژگون نشود.
8
اما تو ای اسرائیل، خادم من، و ای یعقوب، که تو را برگزیدهام، و ای نسل دوست من ابراهیم،
9
من تو را از کرانهای زمین برگرفتم، و از دورترین نقاطش تو را فرا خواندم. به تو گفتم: «تو خادم من هستی؛ تو را برگزیدهام و رد نکردهام»؛
10
پس ترسان مباش زیرا من با تو هستم، و هراسان مباش زیرا من خدای تو هستم. تو را تقویت خواهم کرد و یاری خواهم داد، و به دست راست عدالتِ خویش از تو حمایت خواهم نمود.
11
اینک آنان که بر تو خشم گیرند، جملگی سرافکنده و رسوا خواهند شد، و آنان که با تو به مخالفت برخیزند، هیچ گشته، هلاک خواهند شد.
12
هرچند دشمنانت را بجویی، ایشان را نخواهی یافت، و آنان که با تو به جنگ برخیزند، نیست و نابود خواهند شد.
13
زیرا من که یهوه، خدای تو هستم، دست راست تو را میگیرم، و به تو میگویم، «مترس، من تو را یاری خواهم داد.»
14
ای یعقوب، که همچون کِرمی و ای اسرائیلِ کمشمار، مترس! خداوند میفرماید: من خود تو را یاری خواهم داد؛ وَلیّ تو، قدوس اسرائیل است.
15
اینک از تو خرمنکوبی خواهم ساخت تیز و نو و دندانهدار؛ کوهها را کوبیده، خُرد خواهی کرد، و تَلها را به کاه بدل خواهی ساخت.
16
آنها را خواهی افشاند و باد آنها را خواهد راند، و تندباد آنها را پراکنده خواهد ساخت. اما تو در خداوند شادی خواهی کرد، و در قدوس اسرائیل فخر خواهی نمود.
17
فقیران و نیازمندان آب میجویند و نمییابند، و زبانشان از تشنگی تَرَک میخورد. اما من، یهوه، ایشان را اجابت خواهم کرد؛ من، خدای اسرائیل، ایشان را وا نخواهم گذاشت.
18
بر تَلهای خشک نهرها جاری خواهم کرد، و در میان وادیها چشمهها روان خواهم ساخت. بیابان را به برکۀ آب بدل خواهم کرد، و خشکزار را به چشمهساران.
19
در بیابان سرو آزاد خواهم گذاشت و هم اقاقیا و آس و زیتون، و در زمین خشک درخت کاج غرس خواهم کرد و صنوبر و سرو را با هم.
20
تا همه ببینند و بدانند، و تعمق کرده دریابند، که دست خداوند این را کرده، و قدوس اسرائیل این را پدید آورده است.
21
خداوند میگوید: ادعای خود را مطرح سازید، و شاهِ یعقوب میگوید: قویترین براهین خویش را عرضه دارید.
22
آنچه را که واقع خواهد شد پیش آورده، بر ما اعلام کنید. امور نخستین را به ما بگویید، تا در آنها تأمل کنیم و انجامِ آنها را بدانیم. یا امور آینده را به ما بشنوانید
23
و آنچه را که پس از این میآید بیان کنید، تا بدانیم که شما خدایانید. آری، کاری انجام دهید، نیک یا بد، تا ترسان و هراسان شویم.
24
اما شما هیچ هستید و کارهایتان از هیچ هم کمتر؛ آن که شما را اختیار کند مکروه است.
25
و اما من کسی را از شمال برانگیختهام که خواهد آمد، کسی را از محل طلوع آفتاب، که نام مرا خواهد خواند. او بر سلاطین همچون بر گِل پا خواهد نهاد، همچون کوزهگری که گِل را لگدمال کند؛
26
کیست که از ابتدا این را بیان کرد، تا بدانیم؟ و کیست که از پیش آن را گفت، تا بگوییم که، «سخنش راست است»؟ هیچکس آن را بیان نکرد، و هیچکس آن را اعلام ننمود، و هیچکس سخنی از شما نشنید.
27
من بودم که نخست به صَهیون گفتم: «هان، اینها را بنگر!» من بودم که به اورشلیم بشارتدهندهای بخشیدم.
28
اما خود مینگرم و کسی را نمییابم: در میان ایشان مشورتدهندهای نیست، و نه کسی که چون سؤال میکنم پاسخ تواند داد.
29
اینک آنان جملگی باطلند، و کارهایشان هیچ است؛ و بتهای ریختهشدۀ ایشان باد و بطالت بیش نیست.
← Chapter 40
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 37
Chapter 38
Chapter 39
Chapter 40
Chapter 41
Chapter 42
Chapter 43
Chapter 44
Chapter 45
Chapter 46
Chapter 47
Chapter 48
Chapter 49
Chapter 50
Chapter 51
Chapter 52
Chapter 53
Chapter 54
Chapter 55
Chapter 56
Chapter 57
Chapter 58
Chapter 59
Chapter 60
Chapter 61
Chapter 62
Chapter 63
Chapter 64
Chapter 65
Chapter 66
Chapter 42 →
All chapters:
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31
32
33
34
35
36
37
38
39
40
41
42
43
44
45
46
47
48
49
50
51
52
53
54
55
56
57
58
59
60
61
62
63
64
65
66