bible
ra
🌐 Language
English
Español
Français
Deutsch
Português
Italiano
Nederlands
Русский
中文
日本語
한국어
العربية
Türkçe
Tiếng Việt
ไทย
Indonesia
All Languages
Home
/
Persian
/
Persian Bible (FACB) 2005 - Persian Contemporary Bible
/
Job 19
Job 19
Persian Bible (FACB) 2005 - Persian Contemporary Bible
← Chapter 18
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 37
Chapter 38
Chapter 39
Chapter 40
Chapter 41
Chapter 42
Chapter 20 →
1
آنگاه ايوب پاسخ داد:
2
تا به كی میخواهيد عذابم بدهيد و با حرفهايتان مرا خرد كنيد؟
3
پیدرپی به من اهانت میكنيد و با گستاخی با من رفتار مینماييد.
4
اگر من خطا كردهام، خطای من چه صدمهای به شما زده است؟
5
شما خود را بهتر از من میپنداريد و اين مصيبت مرا نتيجۀ گناه من میدانيد،
6
در حاليكه اين خداست كه مرا به چنين روزی انداخته و در دام خود گرفتار كرده است.
7
فرياد برمیآورم و كمک میخواهم، اما هيچكس صدايم را نمیشنود و كسی به فريادم نمیرسد.
8
خدا راهم را سد كرده و روشنايی مرا به تاريكی مبدل نموده است.
9
او عزت و فخر را از من گرفته
10
و از هر طرف مرا خرد كرده است. او مرا از پا درآورده و درخت اميدم را از ريشه بركنده است.
11
خشم او عليه من شعلهور است و او مرا دشمن خود به حساب میآورد.
12
سپاهيان خود را میفرستد تا خيمهام را محاصره كنند.
13
او برادران و آشنايانم را از من دور كرده است.
14
بستگانم از من روگردانيده و همۀ دوستانم مرا ترک گفتهاند.
15
اهل خانه و حتی خدمتكارانم با من مانند يک غريبه رفتار میكنند و من برای آنها بيگانه شدهام.
16
خدمتكارم را صدا میكنم، حتی به او التماس مینمايم، ولی او جوابم را نمیدهد.
17
زنم از من گريزان است و برادرانم طاقت تحمل مرا ندارند.
18
بچههای كوچک هم مرا خوار میشمارند و وقتی مرا میبينند مسخرهام میكنند.
19
حتی نزديكترين دوستانم از من منزجرند و آنانی كه دوستشان میداشتم از من روگردان شدهاند.
20
از من پوست و استخوانی بيش نمانده است، به زحمت از چنگ مرگ گريختهام.
21
آه ای دوستان، به من رحم كنيد، زيرا دست خدا بر من سنگين شده است.
22
چرا شما هم مثل خدا مرا عذاب میدهيد؟ چرا دست از سرم بر نمیداريد؟
23
ای كاش میتوانستم درد دلم را با قلمی آهنين برای هميشه در دل سنگ بنويسم.
25
اما من میدانم كه رهانندهام زنده است و سرانجام بر زمين خواهد ايستاد؛
26
و میدانم حتی بعد از اينكه بدن من هم بپوسد، خدا را خواهم ديد!
27
من خود با اين چشمانم او را خواهم ديد! چه اميد پرشكوهی!
28
ای كسانی كه مرا متهم ساخته، عذابم میدهيد،
29
از شمشير مجازات خدا بترسيد و بدانيد كه او شما را داوری خواهد كرد.
← Chapter 18
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 37
Chapter 38
Chapter 39
Chapter 40
Chapter 41
Chapter 42
Chapter 20 →
All chapters:
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31
32
33
34
35
36
37
38
39
40
41
42