bible
ra
🌐 Language
English
Español
Français
Deutsch
Português
Italiano
Nederlands
Русский
中文
日本語
한국어
العربية
Türkçe
Tiếng Việt
ไทย
Indonesia
All Languages
Home
/
Persian
/
Persian Bible (FACB) 2005 - Persian Contemporary Bible
/
Job 33
Job 33
Persian Bible (FACB) 2005 - Persian Contemporary Bible
← Chapter 32
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 37
Chapter 38
Chapter 39
Chapter 40
Chapter 41
Chapter 42
Chapter 34 →
1
ای ايوب، خواهش میكنم به حرفهای من گوش بده،
2
چون میخواهم با تو صحبت كنم.
3
من با اخلاص و صداقت كامل، حقيقت را خواهم گفت،
4
زيرا روح خدا مرا آفريده است و نفس قادر مطلق به من زندگی بخشيده است.
5
اگر توانستی جوابم را بدهی درنگ نكن.
6
من هم مثل تو از گل سرشته شدهام و هر دو ما مخلوق خدا هستيم،
7
پس لزومی ندارد از من بترسی. من تو را نخواهم ترساند و در تنگنا قرار نخواهم داد.
8
من خود، اين حرف را از دهان تو شنيدهام كه گفتهای:
9
«پاک و بیتقصيرم و مرتكب هيچ گناهی نشدهام.
10
خدا پی بهانه میگردد تا در من خطايی بيابد و مرادشمن خود محسوب كند.
11
خدا پای مرا در كنده میگذارد و كوچكترين حركت مرا زير نظر میگيرد.»
12
اما ايوب تو اشتباه میكنی. خدا از انسان بزرگتر است.
13
چرا شكايت میكنی كه خدا برای كارهايی كه میكند توضيحی به انسان نمیدهد؟
14
خدا به شكلهای گوناگون با انسان سخن میگويد.
15
هنگامی كه خواب عميق انسان را در بسترش فرو میگيرد، خدا بوسيلۀ خوابها و رؤياهای شب با او حرف میزند.
16
گوشهای او را باز میكند و به او هشداری میدهد تا
17
او را از گناه و تكبر باز دارد.
18
او انسان را از هلاكت و مرگ میرهاند.
19
خدا با درد و مرض، انسان را تأديب میكند
20
بطوريكه او اشتهايش را از دست داده، حتی از لذيذترين خوراكها نيز بيزار میشود.
21
بقدری لاغر و ضعيف میشود كه جز پوست و استخوان چيزی از او باقی نمیماند
22
و پايش به لب گور میرسد.
23
اما هرگاه فرستادهای از آسمان در آنجا حاضر شود تا برايش شفاعت نموده، آنچه را كه درست است به وی نشان بدهد، آنگاه خدا بر او ترحم نموده، میفرمايد: «آزادش سازيد! نگذاريد بميرد! چون برای او فديهای يافتهام.»
25
آنوقت بدن او مثل بدن يک طفل، سالم شده، دوباره جوان و قوی میگردد.
26
هر وقت بحضور خدا دعا كند، خدا دعايش را شنيده، او را اجابت میكند و او با شادی خدا را پرستش مینمايد و خدا او را به وضع خوب گذشتهاش بر میگرداند.
27
سپس او به مردم خواهد گفت: «من گناه كردم و به راستی عمل ننمودم ولی خدا از سر تقصيرم گذشت.
28
او نگذاشت بميرم و از نور زندگی محروم گردم.»
29
خدا بارها اين كار را برای انسان انجام میدهد
30
و جان او را از مرگ میرهاند تا نور زندگی بر او بتابد.
31
ای ايوب، به آنچه كه گفتم خوب توجه كن و بگذار به سخنانم ادامه دهم؛
32
ولی اگر چيزی برای گفتن داری، بگو؛ میخواهم آن را بشنوم، چون بهيچ وجه مايل نيستم كه ابهامی برايت باقی بماند.
33
اما اگر حرفی برای گفتن نداری به من گوش بده و خاموش باش تا به تو حكمت بياموزم!
← Chapter 32
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 37
Chapter 38
Chapter 39
Chapter 40
Chapter 41
Chapter 42
Chapter 34 →
All chapters:
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31
32
33
34
35
36
37
38
39
40
41
42