bible
ra
🌐 Language
English
Español
Français
Deutsch
Português
Italiano
Nederlands
Русский
中文
日本語
한국어
العربية
Türkçe
Tiếng Việt
ไทย
Indonesia
All Languages
Home
/
Persian
/
Persian Bible (FACB) 2005 - Persian Contemporary Bible
/
Job 40
Job 40
Persian Bible (FACB) 2005 - Persian Contemporary Bible
← Chapter 39
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 37
Chapter 38
Chapter 39
Chapter 40
Chapter 41
Chapter 42
Chapter 41 →
1
آيا هنوز هم میخواهی با من كه خدای قادر مطلق هستم مباحثه كنی؟ تو كه از من انتقاد میكنی آيا میتوانی جوابم را بدهی؟ ايوب به خداوند چنين پاسخ داد:
4
«من كوچكتر از آنم كه بتوانم به تو جواب دهم. دست بر دهانم میگذارم
5
و ديگر سخن نمیگويم.»
6
آنگاه خداوند از ميان گردباد بار ديگر به ايوب چنين گفت:
7
اكنون مثل يک مرد بايست و به سؤال من جواب بده.
8
آيا مرا به بیعدالتی متهم میسازی و مرا محكوم میكنی تا ثابت كنی كه حق با توست؟
9
آيا تو مثل من توانا هستی؟ آيا صدای تو میتواند مانند رعد من طنين اندازد؟
10
اگر چنين است پس خود را به فّر و شكوه ملبس ساز و با جلال و عظمت به پا خيز.
11
به متكبران نگاه كن و با خشم خود آنها را به زير انداز.
12
با يک نگاه، متكبران را ذليل كن و بدكاران را در جايی كه ايستادهاند پايمال نما.
13
آنها را با هم در خاک دفن كن و ايشان را در دنيای مردگان به بند بكش.
14
اگر بتوانی اين كارها را بكنی، آنگاه من قبول میكنم كه با قوت خود میتوانی نجات يابی.
15
نگاهی به بهيموت بينداز! من او را آفريدهام، همانطور كه تو را آفريدهام! او مثل گاو علف میخورد.
16
كمر پر قدرت و عضلات شكمش را ملاحظه كن.
17
دمش مانند درخت سرو، راست است. رگ و پی رانش محكم بهم بافته شده است.
18
استخوانهايش مانند تكههای مفرغ و دندههايش چون ميلههای آهن، محكم میباشند.
19
عجيبترين مخلوق من است و تنها من میتوانم او را از پای درآورم.
20
كوهها بهترين علوفۀ خود را به او میدهند و حيوانات وحشی در كنار او بازی میكنند.
21
زير درختان كُنار، در نيزارها دراز میكشد
22
و سايۀ آنها او را میپوشانند و درختان بيد كنار رودخانه او را احاطه میكنند.
23
طغيان رودخانهها او را مضطرب نمیسازد و حتی اگر امواج جوشان رود اردن بر سرش بريزد، ترس به خود راه نمیدهد.
24
هيچكس نمیتواند قلاب به بينی او بزند و او را به دام اندازد.
← Chapter 39
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 37
Chapter 38
Chapter 39
Chapter 40
Chapter 41
Chapter 42
Chapter 41 →
All chapters:
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31
32
33
34
35
36
37
38
39
40
41
42