bible
ra
🌐 Language
English
Español
Français
Deutsch
Português
Italiano
Nederlands
Русский
中文
日本語
한국어
العربية
Türkçe
Tiếng Việt
ไทย
Indonesia
All Languages
Home
/
Persian
/
Persian Bible (FACB) 2005 - Persian Contemporary Bible
/
Job 39
Job 39
Persian Bible (FACB) 2005 - Persian Contemporary Bible
← Chapter 38
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 37
Chapter 38
Chapter 39
Chapter 40
Chapter 41
Chapter 42
Chapter 40 →
1
آيا میدانی بز كوهی چطور میزايد؟ آيا وضع حمل آهو را با چشم خود ديدهای؟
2
آيا میدانی چند ماه طول میكشد تا بچههای خود را زاييده از بارداری فارغ شوند؟
4
بچههای آنها در صحرا رشد میكنند، سپس والدين خود را ترک نموده، ديگر نزدشان برنمیگردند.
5
گورخرها را چه كسی وحشی بار میآورد؟
6
من بيابانها و شورهزارها را مسكن آنها ساختهام.
7
از سر و صدای شهر بيزارند و كسی نمیتواند آنها را رام كند.
8
دامنۀ كوهها چراگاه آنهاست و در آنجا هر سبزهای پيدا كنند میخورند.
9
آيا گاو وحشی راضی میشود تو را خدمت كند؟ آيا او كنار آخور تو میايستد؟
10
آيا میتوانی گاو وحشی را با طناب ببندی تا زمينت را شخم بزند؟
11
آيا صرفاً بخاطر قوت زيادش میتوانی به او اعتماد كنی و كار خودت را به او بسپاری؟
12
آيا میتوانی او را بفرستی تا محصولت را بياورد و در خرمنگاه جمع كند؟
13
شترمرغ با غرور بالهايش را تكان میدهد، ولی نمیتواند مانند لکلک پرواز كند.
14
شترمرغ تخمهای خود را روی زمين میگذارد تا خاک آنها را گرم كند.
15
او فراموش میكند كه ممكن است كسی بر آنها پا بگذارد و آنها را له كند و يا حيوانات وحشی آنها را از بين ببرند.
16
او نسبت به جوجههايش چنان بیتوجه است كه گويی مال خودش نيستند، و اگر بميرند اعتنايی نمیكند؛
17
زيرا من او را از فهم و شعور محروم كردهام.
18
ولی هر وقت بالهايش را باز میكند تا بدود هيچ اسب و سواركاری به پايش نمیرسد.
19
آيا قوت اسب را تو به او دادهای؟ يا تو گردنش را با يال پوشانيدهای؟
20
آيا تو به او توانايی بخشيدهای تا چون ملخ خيز بردارد و با شيههاش ترس ايجاد كند؟
21
ببين چگونه سم خود را به زمين میكوبد و از قدرت خويش لذت میبرد. هنگامی كه به جنگ میرود نمیهراسد؛ تيغ شمشير و رگبار تير و برق نيزه او را به عقب بر نمیگرداند.
24
وحشيانه سم بر زمين میكوبد و بمجرد نواخته شدن شيپور حمله، به ميدان كارزار يورش میبرد.
25
با شنيدن صدای شيپور، شيهه برمیآورد و بوی جنگ را از فاصلۀ دور استشمام میكند. از غوغای جنگ و فرمان سرداران به وجد میآيد.
26
آيا تو به شاهين ياد دادهای كه چگونه بپرد و بالهايش را بسوی جنوب پهن كند؟
27
آيا به فرمان توست كه عقاب بر فراز قلهها به پرواز در میآيد تا در آنجا آشيانهٔ خود را بسازد؟
28
ببين چگونه روی صخرهها آشيانه میسازد و بر قلههای بلند زندگی میكند
29
و از آن فاصلهٔ دور، شكار خود را زير نظر میگيرد.
30
ببين چگونه دور اجساد كشته شده را میگيرند و جوجههايشان خون آنها را میخورند.
← Chapter 38
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 37
Chapter 38
Chapter 39
Chapter 40
Chapter 41
Chapter 42
Chapter 40 →
All chapters:
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31
32
33
34
35
36
37
38
39
40
41
42