bible
ra
🌐 Language
English
Español
Français
Deutsch
Português
Italiano
Nederlands
Русский
中文
日本語
한국어
العربية
Türkçe
Tiếng Việt
ไทย
Indonesia
All Languages
Home
/
Persian
/
Persian Bible (FACB) 2005 - Persian Contemporary Bible
/
Job 4
Job 4
Persian Bible (FACB) 2005 - Persian Contemporary Bible
← Chapter 3
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 37
Chapter 38
Chapter 39
Chapter 40
Chapter 41
Chapter 42
Chapter 5 →
1
آنگاه اليفاز تيمانی پاسخ داد:
2
ای ايوب، آيا اجازه میدهی چند كلمهای حرف بزنم؟ چون ديگر نمیتوانم ساكت بمانم.
3
تو در گذشته بسياری را نصيحت كردهای كه به خدا توكل جويند. به ضعيفان و بيچارگان و كسانی كه گرفتار يأس بودند، قوت قلب دادهای.
5
ولی اكنون كه مصيبت به سراغ تو آمده است پريشان شدهای.
6
آدم پرهيزكار و درستكاری مثل تو، در چنين مواقعی نبايد اميد و اعتمادش را از دست بدهد.
7
قدری فكر كن و ببين آيا تابحال ديدهای انسان درستكار و بیگناهی هلاک شود؟
8
تجربه نشان میدهد كه هر چه بكاری همان را درو میكنی. كسانی كه گناه و بدی میكارند همان را درو میكنند.
9
آنها زير دست توانای خدا نابود میشوند.
10
اگر چه مانند شير ژيان، درنده خو هستند، اما خُرد و تباه خواهند گرديد.
11
مثل شيرهای پير و ناتوان از گرسنگی خواهند مرد و تمام فرزندانشان پراكنده خواهند شد.
12
يک شب وقتی در خواب عميقی بودم، زمزمهای به گوشم رسيد و حقيقتی بر من آشكار گشت.
14
ناگهان ترس وجودم را فرا گرفت. از وحشت، تمام بدنم میلرزيد.
15
روحی از برابر من گذشت و موی بر تنم راست شد!
16
حضور روح را احساس میكردم، ولی نمیتوانستم او را ببينم. سپس در آن سكوت وحشتناک اين ندا به گوشم رسيد:
17
«آيا انسان خاكی میتواند در نظر خدای خالق، پاک و بیگناه باشد؟
18
حتی فرشتگان آسمان نيز در نظر خدا پاک نيستند،
19
چه برسد به آدميانی كه از خاک آفريده شدهاند و مانند بيد ناپايدارند.
20
صبح، زندهاند و شب، میميرند و برای هميشه از بين میروند و كسی هم آنها را به ياد نمیآورد.
21
شمع زندگيشان خاموش میگردد و میميرند، و هيچكس اهميت نمیدهد.
← Chapter 3
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 37
Chapter 38
Chapter 39
Chapter 40
Chapter 41
Chapter 42
Chapter 5 →
All chapters:
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31
32
33
34
35
36
37
38
39
40
41
42