bible
ra
🌐 Language
English
Español
Français
Deutsch
Português
Italiano
Nederlands
Русский
中文
日本語
한국어
العربية
Türkçe
Tiếng Việt
ไทย
Indonesia
All Languages
Home
/
Persian
/
Persian Bible (FACB) 2005 - Persian Contemporary Bible
/
Job 7
Job 7
Persian Bible (FACB) 2005 - Persian Contemporary Bible
← Chapter 6
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 37
Chapter 38
Chapter 39
Chapter 40
Chapter 41
Chapter 42
Chapter 8 →
1
زندگی انسان روی زمين مثل زندگی يک برده، طولانی و طاقت فرساست.
2
مانند زندگی غلامی است كه آرزو میكند زير سايهای بيارامد، و مثل زندگی كارگری است كه منتظر است مزدش را بگيرد.
3
ماههای عمر من بیثمر میگذرد؛ شبهای من طولانی و خسته كننده است.
4
شب كه سر بر بالين میگذارم میگويم: «ای كاش زودتر صبح شود.» و تا سپيده دم از اين پهلو به آن پهلو میغلطم.
5
بدنم پر از كرم و زخم است. پوست بدنم ترک خورده و پر از چرک است.
6
روزهای زندگی من بسرعت میگذرد و با نوميدی سپری میشود.
7
به ياد آوريد كه عمر من دمی بيش نيست و چشمانم ديگر روزهای خوش را نخواهد ديد.
8
چشمان شما كه الان مرا میبيند ديگر مرا نخواهد ديد. بدنبال من خواهيد گشت، ولی من ديگر نخواهم بود.
9
كسانی كه میميرند مثل ابری كه پراكنده و ناپديد میشود، برای هميشه از اين دنيا میروند.
10
تا به ابد از خانه و خانوادۀ خود دور میشوند و ديگر هرگز كسی آنها را نخواهد ديد.
11
پس بگذاريد غم و غصهام را بيان كنم؛ بگذاريد از تلخی جانم سخن بگويم.
12
ای خدا مگر من جانور وحشی هستم كه مرا در بند گذاشتهای؟
13
حتی وقتی در بسترم دراز میكشم تا بخوابم و بدبختیام را فراموش كنم، تو با كابوس شب مرا میترسانی.
15
برايم بهتر میبود گلويم را میفشردند و خفهام میكردند تا اينكه به چنين زندگی نكبتباری ادامه بدهم.
16
از زندگی خود بيزارم. در اين چند روزی كه از عمرم باقی مانده مرا بحال خود رها كن.
17
انسان چه ارزشی دارد كه وقت خود را صرف او نمايی؟
18
هر روز صبح از او بازجويی كنی و هر لحظه او را بيازمايی؟
19
چرا حتی يک لحظه تنهايم نمیگذاری تاآب دهانم را فرو برم؟
20
ای خدايی كه ناظر بر اعمال آدميان هستی، آيا گناه من به تو لطمهای زده است؟ برای چه مرا هدف تيرهای خود قرار دادهای؟ آيا من برای تو مانعی هستم؟
21
چرا گناهم را نمیبخشی و از تقصير من در نمیگذری؟ من بزودی زير خاک خواهم رفت و تو بدنبالم خواهی گشت، ولی من ديگر نخواهم بود.
← Chapter 6
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 37
Chapter 38
Chapter 39
Chapter 40
Chapter 41
Chapter 42
Chapter 8 →
All chapters:
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31
32
33
34
35
36
37
38
39
40
41
42