bible
ra
🌐 Language
English
Español
Français
Deutsch
Português
Italiano
Nederlands
Русский
中文
日本語
한국어
العربية
Türkçe
Tiếng Việt
ไทย
Indonesia
All Languages
Home
/
Persian
/
Persian Bible (FACB) 2005 - Persian Contemporary Bible
/
Job 9
Job 9
Persian Bible (FACB) 2005 - Persian Contemporary Bible
← Chapter 8
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 37
Chapter 38
Chapter 39
Chapter 40
Chapter 41
Chapter 42
Chapter 10 →
1
آنگاه ايوب پاسخ داد:
2
همۀ اينها را بخوبی میدانم. چيز تازهای در گفتار تو نيست. ولی انسان چطور میتواند از ديدگاه خدا واقعاً خوب باشد؟
3
اگر بخواهد با او بحث كند نمیتواند حتی به يكی از هزار سؤالی كه میكند پاسخ دهد؛
4
زيرا خدا دانا و تواناست و كسی را يارای مقاومت با او نيست.
5
ناگهان كوهها را به حركت درمیآورد و با خشم آنها را واژگون میسازد
6
و پايههای زمين را میلرزاند.
7
اگر او فرمان دهد آفتاب طلوع نمیكند و ستارگان نمیدرخشند.
8
او بر درياها حركت میكند. او به تنهايی آسمانها را گسترانيده
9
و دب اكبر، جبار، ثريا و ستارگان جنوبی را آفريده است.
10
او اعمال حيرتآور میكند و كارهای عجيب او را حد و مرزی نيست.
11
از كنار من میگذرد و او را نمیبينم، عبور مینمايد و او را احساس نمیكنم.
12
هر چه را كه بخواهد میبرد و هيچكس نمیتواند به او اعتراض كرده، بگويد كه چه میكنی؟
13
خدا خشم خود را فرو نمینشاند و دشمنان قدرتمند خويش را زير پا له میكند.
14
پس من كيستم كه با او مجادله كنم؟
15
حتی اگر بیگناه هم میبودم كلامی به زبان نمیآوردم و تنها از او تقاضای رحمت میكردم.
16
حتی اگر او را بخوانم و او حاضر شود، میدانم كه به حرفهايم گوش نخواهد داد.
17
گردبادی میفرستد و مرا در هم میكوبد و بیجهت زخمهايم را زياد میكند.
18
نمیگذارد نفس بكشم؛ زندگی را بر من تلخ كرده است.
19
چه كسی میتواند بر خدای قادر غالب شود؟ چه كسی میتواند خدای عادل را به دادگاه احضار كند؟
20
اگر بیگناه هم باشم حرفهايم مرا محكوم خواهد كرد.
21
هر چند بیگناه هستم، ولی اين برای من اهميتی ندارد، زيرا از زندگی خود بيزارم.
22
خدا گناهكار و بیگناه را از بين میبرد.
23
وقتی بلايی دامنگير بیگناهی شده، او را میكشد، خدا میخندد.
24
خدا دنيا را به دست گناهكاران سپرده است. او چشمان قضات را كور كرده تا عدالت را بجا نياورند. اگر اين كار خدا نيست، پس كار كيست؟
25
زندگی مصيبتبارم مثل پيكی تيزرو، بسرعت سپری میشود.
26
سالهای عمرم چون كشتيهای تندرو و مانند عقابی كه بر صيد خود فرود میآيد، به تندی میگذرند.
27
میخواهم غم و غصهام را فراموش كرده، شاد باشم،
28
ولی نمیتوانم؛ زيرا میترسم مرا گرفتار رنج ديگری بكنی، چون میدانم كه تو، ای خدا، مرا بیگناه نخواهی شمرد.
29
پس اگر گناهكارم تلاشم چه فايده دارد؟
30
حتی اگر خود را با پاكترين آبها بشويم،
31
تو مرا در گل و لجن فرو میبری، تا آنجا كه حتی لباسهايم نيز از من كراهت داشته باشند.
32
تو مثل من انسان نيستی كه بتوانم به تو جواب دهم و با تو به محكمه روم.
33
ای كاش بين ما شفيعی میبود تا ما را با هم آشتی میداد،
34
آنوقت تو از تنبيه كردن من دست میكشيدی و من از تو وحشتی نمیداشتم.
35
آنگاه میتوانستم بدون ترس با تو سخن بگويم؛ ولی افسوس كه چنين نيست!
← Chapter 8
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 32
Chapter 33
Chapter 34
Chapter 35
Chapter 36
Chapter 37
Chapter 38
Chapter 39
Chapter 40
Chapter 41
Chapter 42
Chapter 10 →
All chapters:
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31
32
33
34
35
36
37
38
39
40
41
42