bible
ra
🌐 Language
English
Español
Français
Deutsch
Português
Italiano
Nederlands
Русский
中文
日本語
한국어
العربية
Türkçe
Tiếng Việt
ไทย
Indonesia
All Languages
Home
/
Persian
/
Persian Bible (NMV) 2014 - New Millennium Version
/
Proverbs 31
Proverbs 31
Persian Bible (NMV) 2014 - New Millennium Version
← Chapter 30
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
1
سخنان لِموئیل شاه، وحیای که مادرش به او تعلیم داد:
2
«چه گویم ای پسرم، چه گویم ای پسر رحِمِ من، چه گویم ای پسر نذرهای من؟
3
نیروی خویش را صرف زنان مکن، و نه قوّت خویش را صرف آنان که شاهان را به نابودی میکشند.
4
«ای لِموئیل، شاهان را نمیشاید، شاهان را نمیشاید که شراب نوشند، و نه حاکمان را که مشتاق مُسکِرات باشند.
5
مبادا بنوشند و قوانین را از یاد ببرند، و حق را از مظلومان سلب کنند.
6
مُسکِرات را به آنان ده که هلاک میشوند، و شراب را به تلخکامان؛
7
تا بنوشند و فقر خویش فراموش کنند و تیرهروزی خویش دیگر به یاد نیاورند.
8
«دهان خود را برای بیزبانان بگشا، بهخاطر دادرسی همۀ بیچارگان.
9
دهان بگشا و عادلانه داوری کن؛ فقیران و نیازمندان را دادرسی نما.»
10
کیست که همسری شایسته تواند یافت؟ ارج او از یاقوت بس فزونتر است.
11
دل شوهرش بر وی اعتماد دارد و از هیچ سودی کم نخواهد داشت.
12
در همۀ روزهای زندگی خویش به شوهرش نیکی خواهد کرد، نه بدی.
13
پشم و کتان را میجوید و با دستان خویش به رغبت کار میکند.
14
همچون کشتیهای بازرگانان است که خوراک خویش از دوردستها میآورد.
15
آنگاه که هنوز شب است، برمیخیزد؛ طعام برای اهل خانۀ خود فراهم میکند و کنیزان خویش را نصیبها میدهد.
16
مزرعهای در نظر میگیرد و آن را میخرد؛ از دسترنج خویش تاکستانی غرس میکند.
17
با عزم راسخ به کار مشغول میگردد و نیروی بازوان خویش را به کار میگیرد.
18
منفعت تجارت خود را میبیند، و چراغش در شب خاموش نمیگردد.
19
دستان خویش به دوک دراز میکند و انگشتانش چرخ را میگیرد.
20
فقیران را با روی گشاده میپذیرد و دستانش را به روی نیازمندان میگشاید.
21
چون برف ببارد، دغدغۀ اهل خانۀ خویش ندارد، چه همۀ اهل خانۀ او جامۀ گرم به تن دارند.
22
برای بستر خود ملحفه میدوزد؛ کتان لطیف و ارغوان میپوشد.
23
شوهرش را در دروازههای شهر میشناسند، و با مشایخ ولایت مینشیند.
24
جامههای کتانْ دوخته، میفروشد، برای بازرگانان شالها تهیه میکند.
25
قوّت و عزّت، جامۀ اوست؛ و بر روزهای آینده لبخند میزند.
26
دهان خود را حکیمانه میگشاید، و تعلیم محبتآمیز بر زبان اوست.
27
بر امور اهل خانۀ خویش نظارت میکند، و نان بیکارگی نمیخورد.
28
فرزندانش برخاسته، او را مبارک میخوانند؛ شوهرش نیز او را میستاید:
29
«زنان بسیار کارهای شایسته کردهاند، اما تو بر آنها همه پیشی گرفتهای.»
30
جذابیت فریبنده است و زیبایی زودگذر؛ اما زنی را که از خداوند میترسد، باید ستود.
31
او را از ثمرۀ دستانش بدهید، باشد که کَردههایش وی را در دروازههای شهر بستایند.
← Chapter 30
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
All chapters:
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31