bible
ra
🌐 Language
English
Español
Français
Deutsch
Português
Italiano
Nederlands
Русский
中文
日本語
한국어
العربية
Türkçe
Tiếng Việt
ไทย
Indonesia
All Languages
Home
/
Persian
/
Persian Bible (NMV) 2014 - New Millennium Version
/
Proverbs 7
Proverbs 7
Persian Bible (NMV) 2014 - New Millennium Version
← Chapter 6
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 8 →
1
پسرم، سخنان مرا نگاه دار و فرمانهای مرا نزد خود ذخیره کن.
2
فرمانهای مرا نگاه دار تا زنده بمانی؛ تعلیمات مرا همچون مردمک چشم خویش پاس دار.
3
آنها را بر انگشتان خود بربند و بر لوحِ دل خویش بنگار.
4
به حکمت بگو: «تو خواهر منی»، و فهم را دوست خویش بخوان.
5
تا تو را از زن زناکار حفظ کنند، و از زن بیگانه که سخنان تملّقآمیز میگوید.
6
زیرا از پنجرۀ خانۀ خویش و از پسِ شبکۀ آن، بیرون را نگریستم
7
و در میان سادهلوحان، در بین جوانان، جوانی کمعقل دیدم
8
که در کوچه از نزدیکی گوشۀ او میگذشت و از راهِ خانۀ او میرفت،
9
شامگاهان، آنگاه که روز رنگ میباخت و تاریکیِ شب دامن میگسترد.
10
و اینک، زنی به دیدار او آمد، در لباس فاحشه، با خباثت دل.
11
زنی یاوهگو و سرکش، که پاهایش در خانه تاب نمیآورَد؛
12
دَمی در کوچهها و دمی دیگر در میدانها در گوشهای به کمین است.
13
پس او را بگرفت و ببوسید و روی خویش بیحیا ساخت و گفت:
14
«نزد من قربانیهای رفاقت است؛ زیرا امروز نذرهایم را ادا کردهام.
15
پس به دیدار تو بیرون آمدم و تو را سخت جستجو کرده، یافتم!
16
بر بستر خود دیباها از کتان مصری گسترانیدهام؛
17
بسترم را با مُر و عود و دارچین عطرآگین کردهام.
18
بیا تا بامداد از عشق سیر شویم؛ بیا تا یکدیگر را از عشق سرمست کنیم!
19
زیرا شوهرم در خانه نیست و به سفری دراز رفته است.
20
کیسۀ پر از پول با خود برده و تا بَدرِ کامل باز نخواهد گشت.»
21
پس او را با سخنان بسیار بفریفت و با چربزبانی اغوا کرد.
22
و جوان بیدرنگ از پی او روان شد، همچون گاوی که به کشتارگاه میرود و آهویی که به دام گرفتار میآید،
23
تا آنگاه که تیری بر جگرش مینشیند، چونان پرندهای که به سوی دام میشتابد، و نمیداند که به بهای جانش تمام خواهد شد.
24
پس حال، ای پسرانم، به من گوش فرا دهید و به آنچه میگویم توجه کنید.
25
دل شما به راههایش متمایل نشود و در طریقهایش گمراه نگردد.
26
زیرا بسیاری را از پا درافکنده و کشتگانش بیشمارند.
27
خانۀ او راهِ گور است، که تا به حُجرههای مرگ سرازیر میشود.
← Chapter 6
Jump to:
Chapter 1
Chapter 2
Chapter 3
Chapter 4
Chapter 5
Chapter 6
Chapter 7
Chapter 8
Chapter 9
Chapter 10
Chapter 11
Chapter 12
Chapter 13
Chapter 14
Chapter 15
Chapter 16
Chapter 17
Chapter 18
Chapter 19
Chapter 20
Chapter 21
Chapter 22
Chapter 23
Chapter 24
Chapter 25
Chapter 26
Chapter 27
Chapter 28
Chapter 29
Chapter 30
Chapter 31
Chapter 8 →
All chapters:
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31